رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره فتنه 16 ص

اختصاصی از رزفایل دانلود مقاله کامل درباره فتنه 16 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

فتنه در میان مفاهیم قرآنی از اهمیتی ویژه برخوردار است. در آیات قرآنی از جمله فلسفه نهایی، رفع فتنه دانسته شده است. در نگاهی گذرا روشن خواهد شد که مفسران در تفسیر فتنه نظر واحدی ندارند. برخی آن را شرک دانسته، عده ای کفر تلقی کرده اند و مفسرانی جزّ خفقان و فضایی ؟ ناک را مراد کرده اند. گوناگونی این دیدگاهها از کجا سرچشمه گرفته است؟ در این تحقیق برآنیم تا با بررسی معنای فتنه و کاربرد اصطلاحی آن مفهوم فتنه را آشکار کنیم.

فتنه در فرهنگهای واژگانی، معانی مختلفی برای واژه فتنه آورده اند. خلیل بن احمد فراهیدی نخستین نگارنده معجم لغات نوشته است. فَتن سوزاندن چیزی در آتش را گویند مثلاً الورق المحَدق چنانکه خداوند می فرماید: «یوم هم علی النار یُفتنونَ» (العین ج 8، 127)

ابن فارس ذیل این ماده می نویسد: الَفاء التاء و النون اصلی است واحد که بر اختیار و آزمایش دلالت دارد. گفته می شود: «فتنتَ الذّهبَ بالنار» هنگامی که آن را بیازمایی و شی آزموده شده «مفتون» و «فتین» خوانده می شود. (مقئیس الّغه ج 4، 472)

راغب اصفهانی واژه شناس و مفسر ارجمند می نویسد:

فتن، داخل کردن طلا در آتش است تا خالصی وناخالصی آن آشکار گردد و در مورد به آتش افکندن انسان نیز به کاربرده می شود. (مفردات، 623)

در این میان نگارنده «التحقیق» نظر دیگری دارد. او در تبیین این واژه چنین می نویسد:

آنچه موجب اختلال و اضطراب گردد فتنه نامیده می شود که دارای مصادیقی است. مانند اموال و اولاد، اختلاف در دیدگاهها، عذاب، کفر، جنون، آزمایش و هر آنچه موجب اضطراب و پریشانی گردد. (التحقیق فی کلمات القران الکریم ج9، 24)

در منابع واژه شناسی قرآنی نیز «فتنه» با توجه به کاربرد قرآنی آن معنا شده است. کهن ترین این منابع کتاب «الوجوه و النظائر» نگارش «هارون بن موسی» است. او معانی «فتنه» در قرآن را ده وجه دانسته است. این وجوه عبارتند از: شرک، کفر، امتحان، عذاب در دنیا، به آتش سوزاندن، قتل، بازداشتن و مانع شدن گمراه ساختن، عذر آوردن وعبرت گرفتن.(الوجوه انظائر، 78)

«ابوالفضل ؟ بن ابراهیم» افزون بر ده وجهی که هارون بر شمرده به پنج قسم دیگر نیز اشاره کرده است: فتنه به معنای شوروشر، گناه، دیوان شدن، لغزانیدن و خواسته ؟ (وجوه قرآن، 225)

از آنچه تاکنون بیان شدهچنین بر می آید که واژه شناسان و میدان داران علم لغت، معنای اصلی فتنه را «اختبار و آزمایش»، «گدازاندن در آتش» و «اضطراب و اختلال در نظم» دانسته اند. این واژه در کاربرد قرآنی – چنانکه اشاره شد – از گسترهء معنایی وسیعتری برخوردار است.

مفسران و قرآن پژوهان در آیاتی که به رویارویی مسلمانان با مشرکان و کافران اشاره دارد از واژه «فتنه» تلقّی به کفر یا شرک کرده و آن را موجب نابودی وهلاکت انسان دانسته اند. به عنوان مثال بیشتر مفسران در ذیل آیه «و قاتلو هم حتّی لا تکدنَ فتنهٌ ...» با این معنا اشاره کرده امد(جامع البیان ج 2، 265 التبیان ج 2، 147، مجمع البیان، ج 2، 700 قوطبی ج2، 345)

مفسران از دیر باز با استناد به روایاتی از برخی صحابه و گروهی از تابعین فتنه را در این آیه به شرک یا کفر تفسیر نموده اند. از این روی نبرد با مشرکان و کافران تا نابودی آنان یا پذیرش دین اسلام و گردن نهادن به احکام آن حکم داده اند

اکنون با توجه به تفسیری که اینگونه مفسران از «فتنه» ارائه نموده اند و با در نظر گرفتن آنچه در معنای اصطلاحی فتنه بیان گردید باید به تبیین این مسأله پرداخت که هدف نهایی و فلسفه نهایی جهاد چیست؟ آیا مراد خداوند از امر به جهاد، کشتن مشرکان است تا زمانی که به سرکشی و عصیان در برابر دستورات الهی پایان داده و اسلام بیاورند و در صورت عدم پذیرش اسلام همگی از دم تیغ گذرانده شوند یا نه، وجود شرایط و زمینه هایی دیگر موجب تحقق چنین امری است؟

فلسفه نهایی جهاد چیست؟

مفسران در تفسیر فتنه به شرک یا کفر و کشتن مشرکان تا نابودی یا پذیرش اسلام غالباً به سه دلیل استناد کرده اند.

دسته ای از مفسران با استناد به روایاتی از برخی صحابه و تابعین فتنه را به شرک تفسیر کرده و عبارت «فِانْ انتَهَو» را به معنای پایان بخشیدن به شرک و اسلام آوردن مشرکان دانسته اند.

پاره ای از مفسران با توجه به سیاق ایات بر این باورند که اگر چه خداوند در آیات کشتار مشرکان را به وجود شرایط و زمینه هایی محدود ساخته است، امّا این آیات و شرایط ذکر شده در آنها با آیاتی از سوره توبه نسخ گردیده است و خداوند در آیات ناسخ امر به کشتن مشرکان داده تا زمانی که نماز به پا داشته و زکات بپردازند. (ابن کثیر ج1، 524)

گاه مفسران در تفسیری اینگونه از آیه به روایتی از پیامبر اکرم استناد جسته اند که فرموده است.

«و اُمرتُ اَنْ اُقاتلَ حتّی یقولوا لا اله الّا الله فاذا قالوها عصموا منّی دماءُهم و اموالُهم إلّا بحقّها و حسابُهم علی اللهِ»

مأمور شدم با آنان بجنگم تا اینکه بگویند لا اله الّا الله. پس اگر ایمان آوردند خونها و اموالشان نزد من محفوظ است مگر خون و مالی که ریختنشان به حق باشد حسابشان با خدا ست.

تفاسیری چون جامع ابیان ج 2، 266 و تفسیر القرآن العظیم ج 1، 526 به این روایت استناد جسته اند امّا دلایل مذکور هر سه نا استوار و خدشه پذیرند.

الف: در ردّ دلیل نخست همین کافی است که پیوستگی و مضمون آیات و محتوای بسیاری از آیات دیگر قرآن و همچنین واقعیتهای عینی جامعه در تاریخ حیات اسلام با چنین تفسیری همخوانی ندارد و مفسرانی که تفسیر اینگونه از آیه ارائه نموده اند آیه را به گونه ای مستقل از آیات دیگر تفسیر کرده اند.

خداوند در آیات پیشین و پس از آن مسلمانان را به کشتن کسانی فرمان می دهد که ستیزه جو و جنگ طلب هستند. همچنین به مسلمانان امر می کند که در جنگیدن از حدّ اعتدال در نگرند و از پیکار در کنار مسجدالحرام و در ماههای حرام بپرهیزند جز اینکه مسلمانان در چنین مواقعی مورد هجوم دشمن قرار گیرند. بیان چنین حدود و شرایطی گواه آن است که مسلمانان به استمرار در کشتار تا گردن نهادن مشرکان به دین اسلام مأمور نشده اند و این مطلب با آیات فروانی از قرآن کریم تأئید شده است. خداوند آیه 90 سوره نساء می فرماید: «مگر کسانی که با گروهی که میان شما و میان آنان پیمانی است، پیوند داشته باشند. یا نزد شما بیایند در حالیکه سینه آنان از جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود به تنگ آمده باشد و اگر خدا می خواست قطعاً آنان را بر شما چیره می کرد و حتماً با شما می جنگیدند پس اگر از شما کناره گیری کردند و با شما جنگیدند و با شما طرح صلح افکندند دیگر خدا برای شما راهی برای تجاوز بر آنان قرار نداده است.»

سوره نساء مدنی است و این حکم بر اساس ترتیب نزول پس از سوره بقره نازل شده است. همچنین خداوند در سوره آل عمران می فرماید: پس اگر با تو به محاسبه برخاستند، بگو من خود را تسلیم خدا نموده ام هر که مرا پیروی کرده ‌‌‌}نیز خود را تسلیم خدا نموده است{ و به کسانی که اهل کتابند و به مشرکان بگو آیا اسلام آورده اید؟ پس اگر اسلام آوردند قطعاً هدایت


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره فتنه 16 ص

دانلود مقاله لاتین ارزیابی اثر هوشی هیجانی بر سلامت روان در میان کشیش ها با ترجمه فارسی

اختصاصی از رزفایل دانلود مقاله لاتین ارزیابی اثر هوشی هیجانی بر سلامت روان در میان کشیش ها با ترجمه فارسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله لاتین ارزیابی اثر هوشی هیجانی بر سلامت روان در میان کشیش ها با ترجمه فارسی


دانلود مقاله لاتین ارزیابی اثر هوشی هیجانی بر سلامت روان در میان کشیش ها با ترجمه فارسی

 

تعداد صفحات مقاله لاتین : 10 صفحه             -              

تعداد صفحات ترجمه فارسی : 19 صفحه             -              

قالب بندی :  word                         

 

 

 

ارزیابی اثر هوشی هیجانی بر سلامت روان در میان کشیش ها

چکیده مطالب :

زمینه تحقیق / هدف :

هوش هیجانی متغیری است طی سال های اخبر ، موضوع بسیاری از پژوهش های تحقیقاتی بوده است . در این خصوص ، با توجه به شرایط فیزیکی و روان شناختی ، روابط مورد نظر بدست می آیند . هدف از این تحقیق ، بررسی و تحلیل اثرات مستقیم و غیر مستقیم هوش هیجانی بر نشانه شناسی بالینی فیزیکی و روان شناختی و بررسی اختلالاتی از قبیل سندرم فرسودگی شغلی در میان گروهی از کار شناسان با کارکرد اجتماعی قابل توجه می باشد .

روش تحقیق :

در این تحقیق 881 کشیش کاتولیک آمریکایی لاتین ( mage=45.89 , SDage=11.58  ) با استفاده از مقیاس 24 امتیازی Trait meta – mood پرسشنامه برانگیختگی maslach 22 امتیازی و پرسشنامه 28 امتیازی سلامت عمومی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته اند .

نتایج : با استفاده از تحلیل مسیر ، هوش هیجانی ، علی الخصوص توجه و نظم هیجانی بر شرایط روانی و جسمی ، اثر زیادی نشان می دهد .

نتیجه گیری :

از اینرو اختلالات خاص و سلامت عمومی با هوش هیجانی ارتباط دارد . به نظر می رسد که ارائه جلسات آموزشی مؤثر هوش هیجانی ، امکان کاهش اختلالات فیزیکی و روانی احتمالی را فراهم می آورد .

طی 20 سال گذشته برای نخستین بار مبحث هوش هیجانی ( EI ) در مقالات علمی بسیار مورد توجه قرار گرفته و این مؤلفه به صورت توانایی کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران برای ایجاد تفکیک در میان آنها و استفاده از این اطلاعات برای پیشبرد اندیشه و عملکرد فردی تعریف می شود . با این حال ، این مفهوم طی چند سال بعد در سطح جهانی مورد پذیرش قرر گرفت و به عنوان یک مؤلفه مهم در رسیدن به موفقیت فردی و شغلی شناسایی شد .

از آن به بعد ، ارائه مدل های تشریحی مختلف و تحقیق و پژوهش در زمینه EI با رشد قابل توجهی مواجه گردید . قابلیت های هیجانی از جمله فاکتورهای اساسی در تعاملات اجتماعی محسوب می شون . این مؤلفه ها اساس کارکردهای اجتماعی و ارتباطی را تشکیل داده و امکان انطباق و سازگاری افراد با زمینه های رشد را فراهم می آورد . گروه های مختلف شغلی وجود داشته که در آن تعاملات و کارکردهای اجتماعی در آن بطور خاص با یکدیگر ارتباط داشته ، مثل کشیش ها و روحانیون . توانایی این گروه از مشاغل برای شناسایی احساسات فردی و برخورد با آنها و از همه مهم تر عملکرد آنها در پیشبرد هیچ نقش اجتماعی شان ، از اهمیت بسیاری برخوردار است . شواهد و مستنداتی مبنی بر اهمیت معنادار EI با نگرش های اجتماعی خاص وجود داشته که اساس کار روحانیون و کشیش ها را تشکیل می دهد . با این حال ، نحوه شکل گیری ارتباط روحانیون با مراجعین آنها در کارشان اهمیت زیادی داشته وآنها می بایست قادر به درک و مدیریت عواطف و احساسات آنها به نحو مطلوب و مناسب باشند.

روحانیون اسقف با موقعیت های مختلف در حوزه هایی از قبیل شک ، تعارضات درونی ، خستگی ، اضطراب و مواردی از این قبیل روبرو می شوند . تغییرات اجتماعی فرهنگی تجربه شده از سوی کلیسا و روحانیون آن ، طی چند دهه اخیر ، ضرورت نیاز به تجزیه و تحلیل این مسائل و راه حل های احتمالی آنها به منظور پیشبرد راهی برای پیشبرد و انگیزش رسالت های آنها را منعکس می کند . در این مخصوص ، عوامل تنش متعددی از قبیل عدم پشتیبانی اجتماعی ، کار زیاد ، تغییر اهداف فردی و مشکلات عزت نفس در میان دیگران ، هر روزه روحانیون و کشیش ها را ضمن افزایش مشکلات پیش روی آنها ، تحت تأثیر قرار می دهد . در نتیجه این عوامل تنش ، بحران های زندگی روحانیت نیز وجود دارند . این بحران ها ، بیانگر عدم تعادل درونی است که می بایست اقدام به رفع آن نمود . یک سبک زندگی نامناسب با جهت گیری دوباره الگوهای پایه زندگی ، دلیل اصلی این بحران ها محسوب می شود . اگرچه روحانیون و کشیش ها طیف گسترده ای از بحران را به صورت بحران جنسی – عاطفی تجربه کرده ، این مسائل عامل بروز مسائل و مشکلات کار ، مشکلاتی در روابط بین فردی یا شغلی و بحران اعتقادات ، خواهند بود . شواهد موجود در خصوص اثرگذاری این متغیرها بر سلامت فکری ، بهداشت روانی و اشتغال در کنار دیگر زمیینه های مختلف ارائه شده اند .

با این حال میراث فرهنگی یکی از دلایل مهم آسیب پذیری بیشتر در میان روحانیون و کشیش های جوان ، علی الخصوص در فرهنگ غرب محسوب می شود . با این حال ، عوامل وابسته دیگری از قبیل اعمال کار کمتر یا دشوار ، عدم شناخت اجتماعی در خصوص نقش آنها ، انزوا در زندگی و روزمره آنها و زندگی فردی ضعیف ، تعهدات بسیار زیاد ، کمبود خواب ، اوقات فراغت کم و مسکن نامناسب نیز وجود دارند . همه این عوامل ، افزایش آسیب پذیری آنها نسبت به فرسودگی عاطفی و اخلاقی و بطور کلی اثرات منفی فشار روانی را به دنبال خواهد داشت .

علاوه بر این ، سندرم فرسودگی شغلی از پیامدهای احتمالی تجربه این عوامل تنش متعدد محسوب می شود . این سندرم با فرسودگی فیزیکی و عاطفی مشخص شده که با تعامل پایدار کمتر به سایر افراد ، عزت نفس پایین یا پیشرفت فردی کمتر به خاطر عدم تناسب موقعیت های فردی یا شغلی با آن کار و دگرسان بینی خود ، بدگمانی ، بدبینی ، منفی بافی و نگرش های پرخاشگرانه نسبت به دیگران خود را نشان می دهد . سطوح بالاتر بروز این سندرم در میان کشیش ها و روحانیون مشاهده شده که این رقم به بیش از 25.39% می رسد .

در میان همه فاکتورها و عوامل مطرح شده فوق ، شرایط روحانی ، کافی بنا به دلایل مرتبط با کار اجتماعی کشیش ها و روحانیون و به دلیل رابطه آن با سلامت روان و احساس رضایتمندی از زندگی ، عامل مهم دیگر محسوب می شود . در این خصوص ، دیانت ذاتی ، بلوغ روحانی و تعالی فردی از جمله عوامل پیش بینی مهم سلامت فیزیکی و روانی بهتر ، بهداشت روانی و کارکرد مثبت در میان افراد مبتلا به بیماری های مختلف و جمعیت نرمال بوده که روحانیون و کشیش ها هم بخشی از آن اجتماع به شمار می روند .

روحانیونی با فرسودگی شغلی ، حیات روحانی ضعیفی نشان می دهند . در بسیاری از موارد ، ماهیت جهت گیری های شغلی آنها ، به دلیل خدماتشان به عنوان پیشوایان و رهبران روحانی در اجتماعی که در آن مشغول به کار بوده ، عامل انگیزه احساس پیشرفت فردی بالا می باشد . با این حال نمرات آنها در مؤلفه روحانیت با نمرات بالا در فرسودگی عاطفی و دگرسان بینی خود هم همبسته است . این رویکرد بیانگر آنست که کشیش ها و روحانیون در مواجه با خستگی و فرسودگی ، حیات معنوی و روحانی خود را احیاء می کنند . با زیاد شدن سطح فعالیت روحانیون و کشیش ها ، ضمن بر هم خوردن تعادل میان زندگی فردی و توقف فعالیت ، فشار روانی صورت می گیرد . علاوه بر این در دهه های اخیر ، هویت معنوی و روحانی کشیش ها و روحانیون مذهبی تحت تأثیر تغییرات فرهنگی بوده است . این ویژگی را می توان به احساس کاهش ارزش کشیش ها بی نسبت داد که فقدان پیشرفت فردی در زندگی آنها و عدم تحقق رسالت هایشان را به دنبال دارد .

عواملی از قبیل موارد ذکر شده فوق ، با افزایش احتمال تجربه سندرم فرسودگی شغلی همراه بود که بطور خاص با زندگی بدون معنا و فرسودگی عاطفی و هیجانی و در مواردی تمایل برای ترک این موقعیت شغلی خود را نشان می دهد . در واقع سندرم فرسودگی شغلی با مسائل و مشکلات روانی و جسمی قابل توجه از قبیل اضطراب یا اختلال افسردگی در میان دیگر موارد ، همراه است . در خصوص روحانیون و کشیش های مذهبی ، بین فرسودگی شغلی و دگرسان بینی خود را توجه به مشکلاتی از قبیل اضطراب ، بیخوابی ، رابطه مثبت و بین درک فردی و نشانه شناسی افسردگی و بدکاری اجتماعی ، رابطه منفی وجود دارد .

مطلوبیت احتمالی EI با اعتبار پیش بینی در حوزه های مختلف ، علی الخصوص حوزه های بالینی وابسته به متغیرهایی از قبیل انطباق اجتماعی ، اضطراب و نشانه شناسی افسردگی یا احساس سلامتی در میان دیگر مؤلفه ها به خوبی نشان داده شده است . این روابط ، به طور خاص با ظرفیت IE در راستای کاهش نشانه های بیماری و ریسک رویارویی با اختلالات روانی و فیزیکی مختلف مورد توجه قرار می گیرد . در راستای این کار تحقیقاتی ، کاهش ریسک فرسودگی شغلی و افزایش کارکرد سلامت جسمی و روانی انتظار می رود .

از این رو با به خاطر سپردن موارد ذکر شده فوق ، و با هدف ارتقاء سلامت گروه های شغلی با مؤلفه های بسیار مشخص ، هدف از این تحقیق ، تحلیل و بررسی رابطه میان EI و سلامت ( یعنی سلامت فیزیکی و روانی ) و اختلالات مشخصی از قبیل فرسودگی شغلی می باشد .

بطور خاص در این تحقیق ، ضمن ارزیابی ظرفیت EI ، می بینم که پیشگیری از مشکلات جسمی و روانی در میان گروه های مختلف شغلی از جمله در میان پرستاران تا معلمان ، و دیگر مشاغل ، کاری بسیار متفاوت است . در این مقاله ، برای نشان دادن جزئیات اثرات مشتقیم و غیر مستقیم ابعاد EI ، تحلیل مسیر را پیشنهاد کرده و فرسودگی شغلی را در قالب سندرمی تعریف می کنیم که متغیر رابط مسائل سلامت عمومی محسوب می شود . با این شیوه ، EI به عنوان ابزاری در مواجه با شرایط پر تنش و کاهش اختلالات مشخصی از قبیل سندرم فرسودگی شغلی و مشکلات و مسائل سلامت عمومی در میان کشیش های کاتولیک آمریکای لاتین کمک می کند . توجیه این رویکرد بر مبنای ارجاع بهداشت روان به قابلیت فرد برای سازگاری با جهان در سه سطح صورت گرفته که عبارتند از سطح فردی که عبارتستت از ظرفیت شناسایی و کنترل احساسات فرد در روابط با دیگران و نیز ، ظرفیت دریافت و انتقال عاطفه ، ظرفیت سازگاری با عوامل تنش و در نتیجه پیشگیری از پیامدهای منفی آن بر سلامت مورد توجه قرار می گیرد .

 

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله لاتین ارزیابی اثر هوشی هیجانی بر سلامت روان در میان کشیش ها با ترجمه فارسی

بررسی ارتباط میان انواع مراتب طهارت و انواع رزق در پرتو قرآن کریم 57 ص

اختصاصی از رزفایل بررسی ارتباط میان انواع مراتب طهارت و انواع رزق در پرتو قرآن کریم 57 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 58

 

مقدمه:

در فصلهای گذشته با انواع مراتب طهارت و انواع رزق در منظر قرآن آشنا شدیم و دانسیتم، سعادت واقعی انسان در پرتو ایجاد طهارت ظاهر و باطن حصول می یابد و اساسی ترین راه مبارزه با آلودگیها، تطهیر روح و تهذیب اخلاق و ساختن مدینه فاضله است. مدینه فاضله ای که مردان آزاده آنرا می سازند: مردان آزاده نیز در پرتو اخلاق ساخته می شوند لذا اگر از مسئله تهذیب و روح و تزکیه نفس که بهترین هدف، در فرهنگ قرآن کریم است غفلت نکنیم، هرگز جانمان را مسموم نمی کنیم.

حال در فصل حاضر برآنیم تا به بررسی ارتباط میان انواع مراتب طهارت و انواع رزق در پرتو قرآن کریم بپردازیم.

3-1- رابطه میان طهارت باطنی و رزق مادی:

3-1-1- افزایش طهارت باطنی و افزایش رزق مادی:

مسائل تربیت و تزکیه روح (طهارت باطن) گاهی در حد بحثهای اخلاقی خلاصهمی شوند در حالیکه این مسائل اخلاقی اگر باز شوند حکمتهای بس گسترده ای دارند.

(بقره (2): 57)

(....... کتاب و حکمت به آنها بیاموزد و پاکشان دارد...........)

در کتاب «محاسن برقی» آمده که شخصی به پیامبر (ص) عرض کرد: «علمنی» (به من یاد بده) ولی نگفت به من چه چیز یاد بده. حضرت (ص) به او حکمت عملی آموخت و فرمود: باید از آنچه نزد مردم است بی نیازی جویی پس همین قناعت، غناست.

انسان سرمایه دار ممکن است که خود را «مستغنی» بپندارد ولی انسان قناعت پیشه غنی است و انسان غنی بالاتر از مستغنی است.

(علیک بالیاس عما فی ایدی الناس فانه الغنی الحاضر)

غنا در لغت در مقابل فقر آمده و آن به معنی بی نیازی است، این واژه از اسماء حسنی می باشد و جمعاً بیست بار در قرآن مجید به کار رفته؛ هجده بار درباره خداوند و 2 بار درباره انسان. و آن چه درباره خداوند به کار رود مطلق بی نیازی است و چون وصف بشر آید بی نیازی و کفایت بالنسبه است. اما واژه استغنا یعنی اینکه انسان، نیازمند باشد و چیزی که نیازش را برطرف کند داشته باشد و اگر کسی محتاج باشد و چیزی که حاجت او را رفع کند داشته باشد و به همین قانع شود «استغنا» است.

برخی انسانهای طمع کار هم وجود دارند که از ترس فقر درآینده، هم اکنون به استقبال فقر می روند؛ ممکن است وضع مالی آنها خوب هم باشد ولی چون زر اندوز و آزمندند می گویند شاید در آینده محتاج بشویم.

امیرالمومنین علی (ع) نیز می فرماید:

(الناس من خوف الذل متعجلوا الذل)

یعنی بعضی از مردم برای اینکه مبادا ذلیل شوند، به استقبال ذلت می روند! یعنی حکومت جابرانه ستمگران را می پذیرند و تحت سلطه آنان قرار می گیرند و یا خودشان تحت فشار اقتصادی زندگی می کنند.

بنابراین طهارت باطن، اولاً در بینش توحیدی جلوه می کند و آنگاه در مسائل عملی مانند امور مالی که قرآن درباره آن می فرماید:

(توبه: 103)

(از اموالشان (اموال مومنان) صدقات را دریافت دار که بدان صدقات، ما نفوس آنها را پاک و پاکیزه می سازی و رشد و برکت می دهی ........)

زکات، نشانه صداقت انسان در ادعای امیال است، زکات عامل پاکی روح از بخل، دنیا پرستی و مال دوستی است و همچنین موجب رشد اخلاقی در فرد و جامعه است چرا که فقر عامل بسیاری از مفاسد است و تامین زندگی محرومین به وسیله زکات، جامعه را از بخشی از مفاسد پاک می سازد.

آری! انسان زمانی می تواند از قسمتی از اموال خود چشم پوشی کرده و آن را برای رضای خدا و سامان دهی جامع صرف کند که درون او پاک و روح او مهذب شده باشد و کسانی که از رزق مادی که خداوند نصیبشان می کند به دیگران انفاق کنند نه تنها چیزی را از دست نمی دهند که خداوند به آنها وعده پاداش مضاعف داده است. چنانکه می فرماید:

(فاطر (35): 30)

(تا خدا به آنها پاداش کامل عطا کند و از فضل و کرم، باز بر ثوابشان بیفزاید که او (خطای مومنان را) بسیار بیامرزد و به شکر گزاران، احسان فراوان کند.)

و این ثواب دوچندان هم در دنیا نصیب او می شود و هم در آخرت، چرا که خداوند از فضل خویش به آنان می بخشاید (شکور بر وزن فعول، صیغه مبالغه می باشد و قدردانی به حد و حصر خداوند را می رساند) و این قدردانی به آخرت محدود شده و خداوند از تلاش آنها قدردانی کرده و لغزشها را می پوشاند و چه بسا از جایی که گمان نبرند به آنها رزق مادی عنایت کند.

(طلاق: 2-3)

(هرکس از خدا پروا داشته باشد، خداوند برای او گشایش قرار می دهد و از جایی که گمان نبرد به او روزی عنایت کند.)

براستی کسانی که در زندگی خود با ما صادق، مهربان و مودب هستند چه جایگاهی نزد ما دارند؟ و آنان که چندین بار تاکنون به ما نزدیک شده، از مهربانی و سخاوت و لطف ما استفاده کرده و پس از چندی نه تنها سپاسگزاری نکرده بلکه علیه ما اقدام کرده و عمل آنان، آثار زشتی ایجاد کرده است چه موقعیتی در دل و اندیشه ما دارند؟ آیا به این دسته از افراد باز هم احسان می کنیم و از امکانات خود در اختیار آنان قرار می دهیم؟


دانلود با لینک مستقیم


بررسی ارتباط میان انواع مراتب طهارت و انواع رزق در پرتو قرآن کریم 57 ص

آئین گفتگو میان ایرانیان باستان

اختصاصی از رزفایل آئین گفتگو میان ایرانیان باستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

1- آیین گفتگو میان ایرانیان باستان

«در سر تا سر شاهنامه دیده می‌شود که شنوندگان، در هنگام سخنگویی سخنران هیچ بر زبان نمی‌آورند، تا آنکه گفتار او به پایان رسد آنگاه اگر بایسته می‌نمود به سخن وی پاسخ می‌دادند و بر همین بنیاد است که سعدی می‌گوید:

سخن را سر است ای برادر و بن

نیاید کسی در میان سخن

و چنین است که در داستان رستم و اسفندیار، در گفتاری که اسفندیار در ستایش از پهلوانی و نژاد خود می‌کند برستم می‌گوید:

بمان تا بگویم همه هر چه هست

یکی گر دروغ است بنمای دست

و این گفتار گواه بر آن است که در ایران باستان برای ورود به گفتارها در انجمن، دست خویش را بالا می‌گرفته‌اند تا سردار انجمن دستوری گفتار به ایشان بدهد»

«تا اینجا دیدیم که ایرانیان در میان سخنان دیگران گستاخ‌وار سخن نمی‌گفتند و همواره شنونده از روی آیین آزادگی درنگ می‌کرد تا دیگری سخن خویش را به پایان ببرد و این گفتار اسفندیار نیز نشان می‌دهد که دست بلند کردن و دستوری خواستن برای سخن گفتن نیز از آئین‌های دلپذیر ایرانیان باستان بوده است که گوینده، خود به شنونده می‌گوید که می‌توانی در میان گفتار من دست بلند کنی و از من بخواهی تا گفتار خود را ببرم و تو در میان سخن من اندرآیی و نادرستی گفتار من را بنمایی.»

2- آئین دادن رونما برای دیدن دیدار اروس:

در داستان زال و رودابه آنجا که کنیزان رودابه به در شکارگاه به زال برمی‌خورند و سپس به نزد رودابه می‌آیند رودابه به آنها می‌گوید که:

رخ من بپیشش بیاراستید

بگفتید و از پس بها خواستید

(هنگامی که چهره اروس را به داماد نشان می‌دادند، رونما می‌گرفتند، و این کار هنوز در بسیاری از روستاهای ایران و نیز در تاجیکستان و افغانستان به آئین است).

خاموش بودن ایرانیان بر سر خوان و آئین بازخوانی هنگام خوردن غذا نزد ایرانیان باستان و آئین شستشوی دست پیش از غذا در ایران باستان و دیگر آیینها هنگام غذا خوردن:

«در آئین ایران باستان، باید در سر خوان خاموش بود، در این هنگام سخن گفتن نشاید»

درباره خاموشی ایرانیان بر سر خوان گذشته از منابع نوشت‌های دینی زرتشتی، از مآخذ بیگانگان هم بما رسیده است از آنان است مناند Menander که در سال 550 زاییده شد هنوز در بسیاری از جاه‌های ایران در سر خوان سخن گفتن پسندیده نیست.

ابوعثمان جا خط بصری که در سال 225 درگذشت در کتاب التاج، مسعودی که در سال 346 هجری درگذشت در مروج‌المذهب و محمد جریر طبری که در سال 224 در آمل (مازندران) زاییده شد و در سال 310 در بغداد درگذشت و در ترجمه فراسی تاریخ او که در سال 355 هجری پایان پذیرفته است بدست ابوعلی محمد بلعمی: آورده‌اند که ایرانیان هنگام غذا خوردن از سخن پرهیز داشتند و هنگام آراستن خوان چون جماعتی نان خورند یک تن زمزمه گیرد و ایشان را دعا کند و خاموش شود، و مردمان نان خورند و سخن نگویند و مغان نیز سخن نگویند در وقت نان خوردن و …»

و نمونه‌ای از باژخوانی در شاهنامه در داستان بیژن و منیژه آمده. آنجا که رستم انگشتری خود را میان مرغی پنهان می‌کند و همراه نان و دیگر خوراکهان که در سفره‌ای پیچیده بود بنزد بیژن می‌فرستد و بیژن آن «آن نان پاک را بادلی پرامید یزدان، با ترس و لرز، در پیش خود گسترد و باژ خوراک برخواند. و چون راز و نیازش به پایان رسید دست به خودش برد» اما آنچه را که ایران باستان پیش از خوردن خوراک، آفرینی زیر لب


دانلود با لینک مستقیم


آئین گفتگو میان ایرانیان باستان

تحقیق در مورد بررسی نوع ارتباط میان پذیرش اجتماعی بدن و مدیریت بدن

اختصاصی از رزفایل تحقیق در مورد بررسی نوع ارتباط میان پذیرش اجتماعی بدن و مدیریت بدن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 18

 

چکیده

مقاله پژوهشی حاضر با هدف بررسی نوع ارتباط میان پذیرش اجتماعی بدن و مدیریت بدن، رابطه معنادار میان این دو متغیر را به کمک روش پیمایشی مورد بررسی قرار داده است. حجم نمونه تحقیق400 نفر از زنان 18 تا 40 ساله ساکن در مناطق هشت‌گانه شهر شیراز بود که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. چهارچوب نظری تحقیق براساس عقاید «اروینگ گــافــمن»، «بــوردیو»، «گیدنز» و «نظریه مبادله» شکل گرفته است. نتایج تحقیق با استفاده از آمارههای توصیفی و استنباطی نشان میدهد که میانگین مدیریت بدن برابر با 8/62 درصد است که حاکی از میزان بالای توجه زنان به بدن در همه وجوه آن اعم از آرایشی، مراقبت و... است. همچنین بین متغیرهای مصرف رسانه‌ای، پذیرش اجتماعی بدن و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با مدیریت بدن رابطه مستقیم و معنادار و بین متغیرهای دینداری و مدیریت بدن رابطه معکوس و معنادار وجود دارد.

کلید واژه

مدیریت بدن، زنان شیراز، جامعه مصرفی، پذیرش اجتماعی بدن

1) مقدمه

در سال‌های اخیر بدن انسان به عنوان یک موضوع مهم مورد مطالعه جامعه‌شناسان معاصر قرار گرفته است. اهمیت بدن نه تنها در تحقیقات تجربی، بلکه در تئوری‌پردازی‌های جامعهشناختی آشکار شده است (Howson & Inglis,2001: p1297) در میان جامعه‌شناسان پیشین، تنها «زیمل»[1] و «وبلن»[2] و بعدها «مارسل موس»[3] و «مید»[4] به میزان زیادی علاقه‌مند به بررسی این موضوع بودند. این دغدغة خاطر, امروزه در حوزه «جامعه‌شناسی بدن» قابل پیگیری است (Synnot,1990: pp 66-67). زیبایی و صورت تا آن‌جا که تجربه و تحقیقات علمی نشان می‌دهد نماد و نشانه قدرتمندی «خود» هستند (Ibid: p 61). «برایان ترنر»[5] بر این باور است که بدن در نظام‌های اجتماعی مدرن زمینه اصلی فعالیت فرهنگی و سیاسی گردیده است. صنعت زیبایی، ضمن ارائه دانش و مهارت‌های ویژه به کارفرمایان و اشخاص به اهـــمیت رو به رشد آن دسته از اشکال اجتماعی هویت بدنی که از نظر اجتماعی پذیرفته شده هستند، دامن می‌زند (Wellington,2001: p 933).

وضع بدن در جامعه مصرفی متضمن نوعی علاقه تجاری، نمایشی و آرایشی به آن است. در این جامعه، وضع بدن باید متناسب، لاغر وجوان نگاه داشته شود. در جامعه ما، فراگیرشدن پدیده آرایش دختران و زنان در عرصه زیست اجتماعی و استفاده از لباس‌هایی که در آن‌ها سه خصوصیت چسبان، کوتاه و بدن نما بودن به وضوح قابل مشاهده است با آموزه‌های دینی و بافت اجتماعی، هنجاری، عرفی و قانونی جامعه که هر نوع کامجویی زن و مرد از یکدیگر را در چارچوب تشکیل خانواده تعریف میکند در تعارض آشکار است.

2) اهداف تحقیق

هدف کلی تحقیق، بررسی نوع ارتباط میان پذیرش اجتماعی بدن و مدیریت بدن در زنان می‌باشد. اهداف فرعی این پژوهش شامل بررسی رابطه هفت متغیرِ اصلیِ دینداری، سرمایه فرهنگی، پذیرش اجتماعی بدن، مصرف رسانه‌ای، پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی، سن و تحصیلات با مدیریت بدن به عنوان متغیر وابسته است.

3) اهمیت و ضرورت

در ضرورت پرداختن به موضوع مقاله سه نکته قابل طرح است:

1- جمعیت قابل توجه دختران و زنان و نیز ضرورت مشارکت اجتماعی آنان در همه سطوح اجتماعی؛

2- توجه به برخی از پیامدهای منفی خودآرایی زنان در عرصه عمومی جامعه ایران مانند تشدید اختلالات هنجاری در فرهنگ رسمی جامعه؛

3- مصرفی شدن جامعه و پیامدهای منفی اقتصادی آن .

4) مروری برتحقیقات گذشته

1-4) تحقیقات داخلی

تاکنون تحقیقات مشابه‌ای درباره موضوع مقاله به ثمر رسیده است که به نتایج برخی از آن‌ها اشاره می‌شود. میزان پایبندی مردم به ارزشهای مذهبی و از جمله حجاب در سال 1371 نسبت به سال 1365 کاهش داشته است. همچنین مردم درسال 1365 به خانم‌های چادری بیشتر از سال 1371 احترام می‌گذاشتند (رفیع پور، 1376: ص166). حدود 54 درصد از زنان تهرانی دارای پوشش کم یا غیراسلامی و غیرقانونی در معابر عمومی هستند (رضایی،1384: ص47). عناصر اولویت‌دار و تعیین‌کننده در نوع حجاب دانشجویان دختر به ترتیب شامل خانواده، مد، اعتقادات مذهبی، آیین‌نامه، دوستان، الگوهای رسانه‌ای و اساتید می‌باشد (علیمحمدزاده، 1384: ص89). بین زنان و مردان در مقوله مدیریت بدن تفاوت معناداری وجود دارد. زنان بیشتر از مردان به آرایش صورت یا اصلاح سر و صورت اهمیت می‌دهند. افراد سنتی و دیندار نسبت به افراد غیرسنتی و دیگران، نظارت و مدیریت کمتری را در تظاهرات بدنی خود اعمال می‌کنند (چاوشیان،1381: ص74). گرایش زنان به جراحی‌های زیبایی در تهران متأثر از عقیده شوهران آنان است. تمایل صاحبان کار در بکارگیری افراد زیبا و خوش‌اندام برای تصدی برخی مشاغل در اعمال مدیریت بدن زنان مؤثر است (آقایاری،1382: ص193). 5/15درصد از زنان تهرانی بر ملاک تمایزبخش بودن لباس اصرار دارند و آن را مهم‌ترین ملاک در انتخاب لباس می‌دانند (فرجی و حمیدی، 1384: ص16). جوانان مصرف‌گرا، محروم بودن از استفاده از لباس‌های مورد علاقه با سایز کوچک را نوعی محرومیّت جدی تلقی می‌کنند (ذکایی، 1386: ص19).

2-4) تحقیقات خارجی

تحقیقات انجام شده پیرامون زیبایی و بدن در خارج از کشور در مقایسه با تحقیقات داخل کشور از حیث کیفیت و کمیت در مرتبه بالاتری قرار دارد. گروه تحقیقاتی داو[6] در سال 2004 در پژوهشی با عنوان « زیبایی نقادانه»[7] طی بررسی 3200 زن از 10 کشور جهان در گروه سنی 18 تا 64 سال که به صورت پیمایش تلفنی انتخاب شده بودند، دریافتند که 44 درصد از زنان بر این بـاور هـستند که زیـبـایی مـقوله‌ای فراتر از ویژگـی‌هـای جسـمانی اسـت (Toni,2004:p19). یافته‌های همین تحقیق نشان می‌دهد زنان، مفهوم زیبایی را به عنوان ویژگی‌های جسمانی ذاتی، امری کهنه و منسوخ دانسته و در عوض، موقعیت‌ها و تجربیات را به عنوان عامل توانمندساز در احساس زیبایی در نظر گرفته‌اند. از دیگر نتایج تحقیق یاد شده این است که 21 درصد از زنان با خرید محصولات زیبایی و 17 درصد از زنان با نگاه کردن به مجلات مد، زیبایی را تجربه می‌کنند (Ibid: p 9). همچنین تحقیق یاد شده بیان می‌دارد «از آنجا که از یک سو دائماً در رسانه‌های جمعی مفهوم تقلیل یافته زیبایی مورد استعمال واقع می‌شود و به دیگر مؤلفه‌های آن نظیر خوشحالی، مهربانی، تعقل، عشق و درک خود، توجهی نمیگردد و از سوی دیگر آن کیفیت خاصی از زیبایی که در رسانه‌ها مورد تأکید قرار می‌گیرد، پدیده‌ای غیرقابل دسترسی است، بیشتر زنان، خصوصاً زنان و دختران جوان‌تر که الگوهای خود را از فرهنگ عمومی اخذ می‌کنند، دچار نوعی افسردگی و خودکم‌بینی و اعتماد به نفس پایین می‌گردند» (Etcoff, 2004: p 47). از یافته‌های دیگر این پژوهش، شناسایی میزان به کارگیری محصولات مختلف آرایشی از سوی زنان به منظور احساس جذابیت بیشتر جسمانی می‌باشد. بر این اساس، دئودورانت با بیش از 82 درصد بیشترین و محصولات روشن‌کننده پوست با 9 درصد کمترین میزان استفاده را به خود اختصاص داده‌اند. محصولات مربوط به نگهداری مو، عطر و ادکلن، مرطوب کننده‌ها، محصولات مرتبط با نگهداشت صورت، محصولات رنگی و آرایشی، محـصولات مرتبط با نگـهداری ناخن، مـحصولات ضد آفتاب به ترتیب 75%، 74%، 70%، 68%، 57%، و 21% میزان استفاده را به خود اختصاص داده‌اند (Ibid: p 31).

در پژوهش دیگری با عـنوان «زیبایی، نـماد منزلت»[8]، نتـایج به دست آمده نشاندهندة این نکته است که جذابیت صورت، تفاوت‌های قابل پیش‌بینی را در ارتباطات عام و خاص ایجاد می‌کند و نیز تأثیرات و جذابیت چهره می‌تواند در ترکیب با ویژگی‌های منزلتی دیگر دچار تغییر و تعدیل گردد p 140) (Webster,1983:.

در مطالعه‌ای دیگر با عنوان «مردان واقعی هستند، درحالی که زنان آرایش می‌شوند[9]» زیبایی درمانی و ساخت زنانگی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد. به لـحاظ روش‌شناسی، تحقیق یاد شده بر پایه مصاحبه و مشاهده در یک دانشکده است که در آن زیبایی درمانی تدریس می‌شد (Black & Sharma,2001: p101). مصاحبه شوندگان، هشت نفر زن بودند که زیبایی درمانی به آنان آموزش داده می‌شد. برپایه مشاهدات انجام شده، محققان دریافتند که زیبایی درمانگرها نقش مشاور غیررسمی داشته و در حقیقت هم فعالیت عاطفی و هم فعالیت‌های مرتبط با کار روی بدن انجام می‌دهند (Ibid: p110). نکته کلی به دست آمده در مورد مراجعه کنندگان به سالن‌های زیبایی درمانی این بود که: «زنی که وارد این سالن‌ها می‌شود، در پی فعالیت‌های کاملاً اجتماعی است. نه تنها درمانگران، بلکه مشتریان، خودشان کاملاً به این امر مهم واقفند که رویه‌های عمل آنان باید منطبق با مقولات زنانی باشد که دائماً با آن‌ها سروکار دارند» (Ibid).

در بررسی انجام شده دیگری با عنوان «پروژه بدن غایب[10]»، جراحی پلاستیک، پاسخی به چهره‌های بدمنظر تلقی گردیده است. محقق در این بررسی، طی مدت 4 ماه با 20 نفر از زنانی که عمل جراحی آرایشی انجام داده‌اند مصاحبه نموده است. همه مصاحبه شوندگان سفیدپوست و ساکن جنوب غرب انگلستان بودند. گروه سنی آنان بین 23 تا 50 سال بوده و همگی به صورت پاره وقت یا تمام وقت شاغل بوده‌اند (Gimlin,2006: p 704). نتایج به دست آمده از بررسی مذکور حاکی از آن است که توسل جستن به جراحی زیبایی پس از چندین مرتبه تلاش در به کارگیری رویکردهای عملی گوناگون به منظور از بین بردن تجربیات بدنی مشکل‌ساز اتفاق افتاده است؛ بدین معنا که زنان پس از این که از اصلاحات مورد نظر در صورت و اندام‌های خود ناامید گردیده‌اند، تصمیم به انجام اعمال جراحی زیبایی گرفته‌اند .(Ibid:p705) بسیاری از توصیفات صورت گرفته از سوی مصاحبه‌شوندگان منعکسکننده مفهوم «قیافه ناجور اجتماعی» می‌باشد که در نتیجه آن بین «خود» و «بدن» فاصله ایجاد می‌گردد (Ibid: p708). مصاحبه‌شوندگان در بررسی یاد شده بر این باورند که در نتیجه نوع نگاه‌های صورت گرفته به آن‌ها و قضاوت‌های اعمال شده نسبت به آنان، احساس تألم و ناراحتی نموده‌اند. افراد یاد شده، احساس ناراحتی موجود در خود را نوعی «آگاهی از خود» تلقی نموده‌اند. پژوهشگران در نهایت با جمع‌بندی نظرات مصاحبه شوندگان بیان می‌دارند: «بدنی که دارای ظاهری ناجور است به صورت «دیگری[11]» تجربه می‌شود و هر تلاشی برای از بین بردن ناسازگاری در قیافه را می‌توان به عنوان کوششی در راستای اتحاد «بدن» و «خود» تفسیر نمود» (Ibid: p705).

بر مبنای تحقیقی از «جونز والاس»[12]، افرادی که به خاطر موانعی چون طبقه اجتماعی، فقر اقتصادی و ... قادر به تأمین چنین استانداردهایی نیستند، دچار بحران هویتی، عدم کفایت و ضعف اعتماد به نفس می‏شوند. فرهنگِ مصرفی، انسان‌ها را تشـویق مـی‌کند تا پوست، مخـصوصاً پوست زنانه را به گـونه‌ای تلـقی کننـد که لازم است هـمواره به منظور حفاظت در برابر گذر زمان روی آن کار مداوم صورت پذیرد تا بدین ترتیب، پوست بتواند ویژگی تفاوت جنسیتی خود را حفظ نماید (Ahmed,2001: p11). بدن نقش واسطی را بین مصرف و هویت فرد ایفاء می‌کند و به مکان اصلی نمایش تفاوت‌ها تبدیل گردیده است. فرهنگ مصرفی، منابع فرهنگی و نمادین بسیاری را برای مدسازی شخصی در اختیار افراد قرار می‌دهد که بدن برای آن‌ها اهمیت دارد (ذکایی، 1386: ص 123 به نقل از1996, Turner ).

5) چارچوب نظری تحقیق

چارچوب نظری تحقیق براساس نظریه «اروینگ گافمن»[13]، «بوردیو»[14]و «گیدنز»[15] درباره موقعیت و مدیریت بدن و نیز مکتب مبادله تنظیم شده است.

1-5) گافمن

از مکاتب جامعه‌شناسی که بدن را به عنوان موضوع مباحث خود قرار داده‌اند می‌توان از مکتب کنش متقابل نمادین و آثار جامعه‌شناس کانادایی‌تبار، اروینگ گافمن یاد کرد. گافمن بر این نکته تأکید می‌کند که بین «خود اجتماعی» و یا هویت اجتماعی با «خودِ واقعی» فاصله وجود دارد. وی برداشت از «خود» را با رهیافت نمایشی‌تشریح می‌کند. گافمن با رویکرد نمایشی خود، نقش‌های اجتماعی و موقعیت‌های اجتماعی را تنها نمایش‌هایی می‌بیند که در زندگی روزمره اجرا می‌شوند. به عقیده او، «خودِ» افراد به وسیله نقش‌هایی که در این موقعیت‌ها اجرا می‌کنند، شکل می‌گیرد و معنا می‌یابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم «خود» تا اندازه زیادی به بدن فرد اشاره دارد. از دید او، عاملان بدنی یا جسمی نیز رأی جمع‌کن‌هایی هستند که با توسل به همه روش‌های علامت‌دهی اجتماعی، سعی دارند نظر دیگران را به خود جلب کنند. این عاملان بدنی، «معرف‌های تجسدیافته منش و منزلت‌‌اند» که می‌توانند توسط دیگر کنشگران مورد تفسیر قرار گیرند (لوپز و اسکات، 1385: ص155).

گافمن، «خودی» را که باید در کنش‏های متقابل زندگی روزمره در نقش‏های گوناگون خلق شود، بسیار آسیب‌پذیر می‏داند؛ بنابراین برای محافظت از «خود» و اجراهای آن در زندگی روزمره مفهوم «مدیریت تأثیرگذاری»[16] را مطرح می‏کند. وی در پرداخت این مفهوم چنین ادعا می‏کند که افراد در هنگام کنش متقابل می‏کوشند جنبه‏ای از «خود» را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد؛ اما کنش‏گران حتی در حین انجام این عمل می‏دانند که تماشاچیانشان ممکن است در اجرای نقش آن‏ها اختلال ایجاد کنند. به همین دلیل، کنش‏گران نیاز به نظارت بر تماشاچیان را احساس می‏کنند، به ویژه مراقبت از عناصری که ممکن است اخلال‏گر باشند. کنش‏گران امیدوارند «خودی» را که به ایشان نشان می‏دهند به اندازه‏ای قدرتمند باشد که خودشان می‌خواهند نشان دهند. کنش‏گران همچنین امیدوارند که نمایش آن‏ها تماشاچیانشان را وادار سازد تا داوطلبانه به دلخواه آن‏ها عمل کنند. گافمن این علاقه اصلی را به عنوان «مدیریت تأثیرگذاری» مطرح نمود (ریتزر، 1374: ص296).

نادیده گرفتن صورت از نظر اجتماعی امری بسیار مشکل به نظر می‌رسد. صورت نشان‏دهنده سن، جنسیت، موقعیت اقتصادی- اجتماعی، سلامتی و حتی شخصیت افراد است. صورت منبع ارتباطات شفاهی و نیز روابط غیرکلامی است (Synnot,1988: p 606). از نظر گافمن، صورت در تعامل چهره به چهره و نیز در عملکردهای اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است. صورت اجتماعی یک صـورت عمومی است و نیازمند تغییر دائمی نقاب موجود بر آن است. آرایش، وسیلهای برای بدست آوردن این نقاب است. تنها در شرایط احساسی شدید، تـــنهایـــی یا در حضور دوستان است که نقاب (آرایش) صورت کنار می‌رود و صورت خصوصی یا همان شخص واقعی ظاهر می‌گردد (Synnot,1990: p 61).

2-5) بوردیو

بوردیو، هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت، تمایز و پایگاه می‌داند. وی در تحلیل خود از بدن به کالایی شدن بدن در جوامع مدرن اشاره می‌کند که به صورت سرمایه فیزیکی ظاهر می‌گردد. بوردیو تولید این سرمایه فیزیکی را در گرو رشد و گسترش بدن میداند؛ بهگونه‏ای که بدن حامل ارزش در زمینه‌های اجتماعی گردد. از نظر بوردیو، بدن به عنوان شکل جامعی از سرمایه فیزیکی، در بردارنده منزلت اجتماعی و اشکال نمادین متمایز است (Shilling,1993: p127). تبدیل سرمایه فیزیکی در واقع به معنای ترجمه و تفسیر حضور بدنی بر حسب اشکال گوناگون سرمایه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در میدان کار، فراغت و ... می‌باشد (Ibid : p 127). بوردیـو با در نظر گرفتن بـدن به عـنوان یک سـرمایه فیزیکی، هویت‌های افـراد را با ارزش‌هـای اجتماعی منطبق با اندازه، شکل و ظاهـر بـدنی مـرتـبط مـی‌سـازد (Ibid: p14).

3-5) گیدنز

از نظر گیدنز: «خودآرایی و تزئین خویشتن با پویایی شخصیت مرتبط است. در این معنا پوشاک علاوه بر آن که وسیله مهمی برای پنهان‏سازی یا آشکارسازی وجوه مختلف زندگی شخصی است، نوعی وسیله خودنمایی نیز محسوب میشود؛ چرا که لباس آداب و اصول رایج را به هویت شخصی پیوند می‌زند» (گیدنز، 1385: ص 95).


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بررسی نوع ارتباط میان پذیرش اجتماعی بدن و مدیریت بدن