رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله درباره نظریه ‏هاى جایگزین نظریه ولایت فقیه

اختصاصی از رزفایل مقاله درباره نظریه ‏هاى جایگزین نظریه ولایت فقیه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله درباره نظریه ‏هاى جایگزین نظریه ولایت فقیه


مقاله درباره نظریه ‏هاى جایگزین نظریه ولایت فقیه

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحات:24

سه نظریه نظارت فقیه، وکالت فقیه و جواز تصرف فقیه  به عنوان نظریه‏هاى جایگزین نظریه ولایت فقیه مطرح شده‏اند که در این فصل به بررسى این نظریه‏ها مى‏پردازیم:

طرح نظریه «نظارت فقیه‏»

خلاصه استدلالهاى مدافعین این نظریه را مى‏توان در چهار محور خلاصه کرد:

1- منظور از ولایت در نظریه ولایت فقیه، ولایت فقهى است و در فقه اصل بر عدم ولایت است و همچنین از آنجا که دلیل معتبرى بر اثبات فقهى ولایت فقیه، در حوزه زعامت‏بر جامعه اقامه نشده است، لذا محدود به امور حسبیه است.

اما از آنجا که دین به امور اجتماعى نیز بى‏اعتنا نیست و باید به نوعى در صحنه اجتماعى حضور داشته باشد، به ناچار طریق جریان و حفظ دین در پیکره جامعه، «نظارت فقیه‏» و یا نظارت عامه فقیهان بر امور جامعه است.

2- دلیل دوم طراحان این نظریه، مضر نبودن نظریه نظارت فقیه به دینى بودن حکومت است. آنان بر این عقیده‏اند که حکومت نباید حکومت‏بى‏دین (سکولار) باشد و این حداقل را مى‏پذیرند که حکومت‏باید به نوعى دینى گردد، اما معتقدند که دینى شدن حکومت تنها به حاکمیت و ولایت ولى فقیه بر جامعه نیست و از طریق «نظارت‏» نیز مى‏توان حکومت را به صورت دینى حفظ کرد; براى اثبات این مدعا نیز به بیان سه مطلب مى‏پردازند:

الف - شیوه حکومت دینى، منحصر به پذیرش نظریه ولایت فقیه نیست، بلکه در صورت پذیرش نظارت فقیه و یا وکالت فقیه - اعم از اینکه وکالت را به صورت عقد جایز یا یک معاهده اجتماعى لازم بدانیم - مشروعیت‏حکومت‏حفظ شده و حکومت، دینى مى‏گردد. لذا دلیلى ندارد که ما خود را محدود به پذیرش نظریه ولایت فقیه کنیم آن هم با نواقص و نارساییهایى که در اثبات آن وجود دارد

ب - مراقبت فقیه بر عدم مخالفت قطعى با احکام شرع و همچنین بیان شدن اهداف کلى جامعه و حکومت توسط دین، اجمالا نقش بازدارندگى به دین بخشیده باعث مصونیت جامعه از انحراف به سمت لاابالى‏گرى و لادینى مى‏شود.

ج - اصولا ضمانت اجرایى نظارت فقیه، خود مردم هستند. از آنجا که فرض بر این است که مردم دیندارند، فقیه با نظارت خود در صورت مشاهده خلاف شرع در قوانین و تصمیمات، آن را به مسؤولین ذى ربط اطلاع مى‏دهد و در صورت عدم توجه مسؤولین مربوطه آن را به اطلاع عموم مى‏رساند و از آنجا که مردم دیندارند، به نداى فقیه ناظر، لبیک گفته و علیه خلاف واقع شده، خواهند شورید و به این ترتیب مانع تحقق خلاف شرع در جامعه اسلامى خواهند شد

3- دلیل سوم اینان تمسک به برخى از جملات حضرت امام (ره) است که اشاره به نحوه حضور روحانیون و حتى خود ایشان در صحنه سیاسى کشور دارد و بر اساس کلمات ایشان نتیجه مى‏گیرند که گرچه امام (ره) در اواخر عمر خود نظریه «ولایت فقیه‏» را مطرح کردند - و ظاهرا از نظریه «نظارت‏» عدول کردند - ولى علت این عدول، ضعف مبانى آن نبوده، بلکه آماده نبودن شرایط زمانى و مکانى براى اجراى آن بوده است.

 

 

استدلال چهارم

4- دلیل چهارم آنان این است که تخصص ولى فقیه توانى بیش از نظارت ندارد چون تخصص او در آشنایى مجتهدانه او با احکام فقهى است و توان ولى فقیه در اداره جامعه به میزانى است که فقه به او اجازه دهد و این توان تنها در این حد است که بر تحقق احکام شریعت اسلام مراقبت کند  و حداکثر کلیاتى را در مورد اهداف نظام اسلامى ترسیم نماید و پرواضح است که این امر با اداره جامعه که به تخصصهاى متنوع مربوط است فاصله بسیارى دارد. به همین دلیل است که تصدى ولى فقیه تاکنون تغییرى در «سنخ و محتواى اعمال حکومتى‏» ایجاد نکرده است بنابر این بهتر است ولى فقیه نقش ایجابى را به «کارشناسان‏» واگذار کند و تنها نقش سلبى را بر عهده گیرد

نظارت فقیه هم از باب احتیاط است والا «مشاوره‏» با او نیز کافى است البته این مقدار حضور ولى فقیه نیز در صورتى است که وظیفه اصلى حکومت را تامین حاجات اولیه و مادى مردم و «حکومت‏بر اجسام‏» ندانیم.

نقد نظریه نظارت فقیه

در نقد این نظریه به ترتیب به بررسى چهار محور بیان شده مى‏پردازیم:

نقد دلیل

اول تمسک به اصل «عدم ولایت فقهى‏» براى رد نظریه ولایت فقیه، نه تنها در مباحث گذشته به شدت مورد تردید قرار گرفت; بلکه بر مبناى عرفا، فقها، متکلمین و حکما اثبات شد که در «ولایت‏» بر جامعه، اصل بر ولایت است و نه «عدم ولایت‏» ، اصل عدم ولایتى که در فقه مطرح است مربوط به امور فردى یا امورى است که یک نفر تصمیم گیرنده آن است. اما در موضوعات اجتماعى که موضوعا از حیطه تشخیص و تصمیم گیرى فرد خارج است - هر چند مسؤولیت آن بر عهده فرد باشد - اصل بر ولایت است نه عدم ولایت.

همچنین اگر در سیر استدلال گذشته تمسک ما به ادله فقهى بود ناقدین فوق حق داشتند درباره ادله یاد شده اظهار نظر کنند و احیانا آنها را کافى و وافى به اثبات مطلب ندانند. اما در این مجموعه بدون وارد شدن به این گونه موارد - که بزرگان ما در جاى خود به بررسى و پاسخگویى آن پرداخته‏اند - و با اتکاء به طریق عقلى، به اثبات معقولیت و بالتبع، مشروعیت نظریه ولایت پرداخته شد.

نقد دلیل دوم در استدلال دوم ایشان، سه نکته ذکر گردید که به ترتیب مطالبى را بیان مى‏کنیم. در مجموع استدلال دوم ادعا بر این بود که نقش نظارتى دادن به ولى فقیه، مضر به دینى بودن حکومت نیست ما نیز در پاسخ دقیقا به تبیین همین معنا مى‏پردازیم که چرا حکومت دینى بدون تحقق ولایت دینى، قابل تحقق و استمرار نیست؟

- شیوه حکومت دینى منحصر به رابطه ولایى است. حکومت دینى یعنى حکومتى که «دین‏» ، ولایت و سرپرستى آن را بر عهده داشته باشد. ولایت جز به معناى سرپرستى نیست و اگر بنا باشد که دین، سرپرستى جامعه را بر عهده گیرد طبیعى است که ولایت‏بر جامعه باید بر عهده دین باشد که بالتبع اعمال ولایت دینى بر جامعه تنها از طریق حاکم دین شناس - به دلایلى که در مباحث گذشته بیان شد - صورت مى‏گیرد.

به هر حال دلیل این مدعا که چرا نوع حکومت دینى بر جامعه، حکومت ولایى است، با اتکا به مباحث مرحله اول روشن مى‏شود. البته توهم ناقدان نظریه ولایت فقیه نیز از نشناختن ولایت‏بر جامعه موضوعا ناشى مى‏شود. یعنى ایشان نه تنها از ولایت دینى بر جامعه ادراک کافى ندارند; بلکه به معناى ولایت‏بر جامعه موضوعا هم اشراف ندارند و دقیقا همین غفلت است که باعث‏شده نظریات دیگرى را به عنوان نظریات هم عرض نظریه ولایت فقیه مطرح کنند.

- مراقبت‏بر عدم مخالفت‏با احکام شرعیه و بیان اهداف کلى براى دینى شدن و دینى باقى ماندن حکومت کافى نیست چرا که خارج کردن دین از صحنه ولایت‏بر جامعه به محو دین خواهد انجامید. توضیح این معنا را در پاسخ استدلال چهارم بیان خواهیم کرد.

- اینکه گمان کرده‏اند اعلام به مردم و عکس العمل مناسب مردم دیندار ضامن اجراى فقیه ناظر است نیز از نشناختن جامعه، ولایت‏بر جامعه، و نقش نو حکومتها در جوامع امروزى ناشى مى‏شود. کسى که به امور یاد شده واقف باشد متوجه مى‏شود که حکومتها چگونه با بستر سازى به سمت اهداف معین، گرایشها، افکار و رفتار مردم را به سمت و سوى خاصى سوق مى‏دهند. البته این سخن به معناى حذف قدرت اختیار مردم در جوامع نیست لکن به معناى تاثیر شایان توجه بسترهاى اجتماعى در شکل‏گیرى رفتارهاى عمومى و فردى است.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره نظریه ‏هاى جایگزین نظریه ولایت فقیه

دانلود تحقیق تاملى در راه ‏هاى خدا شناسى

اختصاصی از رزفایل دانلود تحقیق تاملى در راه ‏هاى خدا شناسى دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق تاملى در راه ‏هاى خدا شناسى


دانلود تحقیق تاملى در راه ‏هاى خدا شناسى

چکیده :
در این نوشتار ضمن اشاراتى کوتاه به دو عنصر عقل و استدلال فلسفى و فطرت و گرایش قلبى ، به راه ساحت هاى گوناگون روانى بشر پرداخت و با بیان این که اصولا غرب در مسائل خدا شناسى عملا به عناصر روانى تکیه کرده است ، با استناد به روایات ، عناصر دخیل در راه روان ‏شناختى را مطرح کرده است . در نهایت نیز با اشاره به سیر تکامل براهین اثبات خدا در فرهنگ اسلامى و سیر نزولى این براهین در فرهنگ غربى ، تفاوت هاى براهین را به بحث گذاشته است.
مقدمه :
گر چه راه خدا شناسى را در دو روش مطرح نموده ‏اند : روش عقلى و استدلال فلسفى و کلامى و سپس روش دل و فطرت ; یعنى بینش عقلى و گرایش قلبى و ذاتى ، ولى شاید روا نباشد که راه ساحت هاى گوناگون روانى بشر را به عنوان عنصر سوم بکلى نا دیده بگیریم و مخصوصا نمود هاى مختلف ذکر ، یادآورى ، تحبیب و تلطیف قلوب را نسبت‏ به اعتقادات مذهبى از قلم بیندازیم و در حقیقت طرف دیگر تثبیت ایمان و خدا باورى را در جان کسانى که خدا را در اصل منطقا یا بالفطره پذیرفته‏ اند ، یا راه ‏هاى زمینه ‏ساز قبول اعتقاد منطقى یا فطرى را به فراموشى بسپاریم . بنابراین ، در این مقاله مختصر به توضیحاتى درباره این سه راه خدا شناسى و ذکر ادله‏ اى که زیر مجموعه این سه روش مى‏ باشند مى‏ پردازیم :
انواع براهین اثبات خدا :
در اینجا نخست ، مهمترین انواع و اقسام براهینى را که درست ‏یا نادرست در جهت اثبات خدا اقامه شده است ، نام مى ‏بریم و سپس به طور اجمال به ذکر ویژگی ها و تفاوت هایى که از جهات مختلف در میان عمده‏ ترین این براهین به چشم مى ‏خورد مى‏ پردازیم .
همان طورى که گفته شد ، راه خدا شناسى سه عنصر دارد : 1 - راه عقل 2 - راه دل و فطرت 3 - راه روان ‏شناختى ، که هر یک شامل براهین مختلفى مى‏ باشند .
الف ) راه عقل :
ادله‏ اى که از راه عقل براى اثبات خدا ذکر کرده ‏اند به سه قسمت عمده تقسیم مى‏ شود :
1 - براهین وجودى :
براهین وجودى ، براهینى هستند که وجود خدا را از راه تصور خدا اثبات مى‏ کنند . در این گونه از براهین براى اثبات خداوند به عالم واقع رجوع نمى ‏شود بلکه اگر عالم واقع هم وجود نداشت ‏باز هم اثبات وجود خدا ممکن مى‏ بود ; زیرا خدا تنها موجودى است که صرف تصور او مستلزم قبول و اعتراف به وجود اوست . برهان هایى که در این مجموعه قرار دارند عبارتند از :
1 - 1 - برهان آنسلم قدیس ( 2 ) که دو تقریر دارد .
1 - 2 - برهان دکارت ( 3 )
1 - 3 - برهان مرحوم محمد حسین اصفهانى ( کمپانى ) ( 4 )
2 - برهان صدیقین :
این دسته ، براهینى هستند که از راه اصل واقعیت ، وجود خدا را اثبات مى‏ کنند ; یعنى همین که معلوم شد واقعیتى هست اثبات مى‏ شود که خداوند باید موجود باشد . این دسته از براهین عبارتند از :
2 - 1 - برهان صدیقین ابن سینا .
2 - 2 - برهان صدیقین ملا صدرا .
2 - 3 - برهان صدیقین سبزوارى .
2 - 4 - برهان صدیقین علامه طباطبایى .
3 - براهین جهان شناختى :
این براهین ، براهینى هستند که عمدتا از راه استناد به اصل علیت وجود خدا اثبات مى‏ شوند . به این صورت که یکى از خصوصیات بارز جهان خارج را مبدا قرار مى ‏دهند و اثبات مى ‏کنند چیزى در این جهان وجود دارد که نسبت ‏به این خصوصیت‏ بارز ، حالت على دارد که نامش خدا مى ‏باشد . این دسته از براهین عبارتند از : 1 - برهان حرکت 2 - برهان حدوث 3 - برهان امکان و وجوب 4 - برهان نفس 5 - برهان علیت 6 - برهان نظم 7 - برهان اخلاقى .
ب ) راه دل یا راه فطرت :
در توضیح این راه آمده است که خدا شناسى در فطرت هر آدمى نهفته است ; یعنى هر انسانى به مقتضاى خلقت و ساختمان اصلى روحى خود خدا را مى ‏شناسد بدون این که نیازى به اکتساب و تحصیل علوم مقدماتى داشته باشد .
ج ) راه روان ‏شناختى :
به جهت تازه بودن بحث این دسته از براهین توضیح مختصرى در مورد آن داده و نمونه ‏هایى از آن را ذکر مى ‏کنیم .
اصولا غرب در مسائل خدا شناسى عمدتا به عناصر روانى تکیه کرده است و در کلام اسلامى ( بویژه آثار قدما ) صرفا به باحث‏ خشک عقلى پرداخته شده است و اگر در آثار متاخرین موضوع فطرت و خدا شناسى فطرى نیز جایگاه خود را باز یافته است ، صرفا در حد تحلیل و تفسیر بعد مذهبى انسان و بیان بینش شهودى و کشش درونى او نسبت ‏به خداى متعال بوده است . ولى شیوه بیانى قرآن کریم یک شیوه جامع و کامل است و از هر گونه ویژگى وجودى انسان ( چه عقلى و چه فطرى و چه ساحت هاى گوناگون روانى ) در این راه بهره جسته و به گونه ‏هاى مختلف عملا حقانیت‏ خدا و ایمان را همواره در مراى و مسمع انسان ها قرار داده و همواره بشر ( این موجود سرکش و عاصى و سرگرم و لاهى و پا در گل و ناسى ) را به طرق مختلف تسخیر کرده و به سوى خدا رهنمون کرده است .

 

 

شامل 15 صفحه word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق تاملى در راه ‏هاى خدا شناسى

آسیب ‏هاى روان ‏شناختى اینترنت

اختصاصی از رزفایل آسیب ‏هاى روان ‏شناختى اینترنت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

آسیب ‏هاى روان ‏شناختى اینترنت


آسیب ‏هاى روان ‏شناختى اینترنت

بى شک، رشد روزافزون اینترنت فواید و اهمیت غیر قابل انکارى دارد، چندان که در دوران حاضر، نقش محورى اینترنت چنان اساسى است که بدون آن امکان برنامه ریزى، توسعه و بهره‏ورى در زمینه‏هایى چون: فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و علمى در جهان آینده امکان‏پذیر نخواهد بود. با وجود این، نباید از پیامدهاى ناگوار و مخرب آن به‏ویژه در زمینه‏هاى اجتماعى و فرهنگى غافل ماند.
به دیگر سخن، اینترنت با همه خوبى‏ها و فوایدش، از کاستى‏ها و آسیب‏هایى نیز برخوردار است که همگان به ویژه دولت‏مردان، سیاست‏گذاران و اولیا و مربیان و والدین باید بدان واقف باشند. البته سخن گفتن از آسیب‏هاى اینترنت به معناى نفى این پدیده و نگاه منفى بدان نیست؛ بلکه واقعیت این است که اینترنت داراى کارکردهاى مثبت و منفى مى باشد که پاره‏اى از کارکردهاى مثبت را در مقاله پیشین بیان کردیم و اکنون به بیان برخى از آسیب‏هاى آن مى پردازیم.
آسیب شناسى اینترنت، همچنان که از عنوان آن پیداست، عنوانى کلى و ...


دانلود با لینک مستقیم


آسیب ‏هاى روان ‏شناختى اینترنت