رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود ریکاوری TWRP و روت سامسونگ Galaxy S5 سی پی یو کوالکام

اختصاصی از رزفایل دانلود ریکاوری TWRP و روت سامسونگ Galaxy S5 سی پی یو کوالکام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود ریکاوری TWRP و روت سامسونگ Galaxy S5 سی پی یو کوالکام


دانلود ریکاوری TWRP و روت سامسونگ Galaxy S5 سی پی یو کوالکام

ریکاوری فوق کاربردی و لمسی برای گوشی های اندروید که طرفداران زیادی را دارد … راحتی کار با TWRP از بهترین مزایای آن است .

TWRP مخفف عبارت Team Win Recovery Project هست . TWRP دارای تم هست و میتوان استایل ریکاوری را به دلخواه تنظیم کرد !

یا این ریکاوری میتوانید به راحتی دستگاه خود را روت کرده، از تمامی اطلاعات بک آپ گرفته و آنها را بازیابی کنید، فایل های رام کاستوم رو روی گوشی یا تبلت خود فلش کنید و ده ها کاربردی دیگر


دانلود با لینک مستقیم


دانلود ریکاوری TWRP و روت سامسونگ Galaxy S5 سی پی یو کوالکام

تحقیق در مورد نادرشاه افشار

اختصاصی از رزفایل تحقیق در مورد نادرشاه افشار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد نادرشاه افشار


تحقیق در مورد نادرشاه افشار

 فرمت فایل:WORD(قابل ویرایش)تعداد37 صحفه

 

 

 

 

 

نادرشاه افشار، رئیس طایفه افشار و بنیانگذار دودمان افشاریه بود که یازده سال بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود

سلطنت نادر

نادر شاه افشار در سال ۱۶۸۸ در ایل افشار در کبهان ایران به دنیا آمد. [1] اسم اصلی او نادرقلی بود و هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبکهای خوارزم به اسارت آنها در آمد. بعد از مدت کوتاهی از اسارت گریخته و به خراسان برگشت و در خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ بود. او گروه کوچکی را به دور خود جمع کرده بعد از کنترل چند ناحیه خراسان خود را نادرقلی بیگ نامید. فئودال بزرگ ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) تا حدی مانع قدرت گیری نادرقلی بیگ شد ولی نادر در سال ۱۷۲۶ پشتیبانی شاه طهماسب صفوی و فتحعلی خان قاجار (پسر شاهقلی خان قاجار و پدربزرگ آقا محمدخان قاجار) را جلب کرده توانست مالک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان بر پا نماید. شاه طهماسب نادر قلی را والی خود درخراسان اعلام کرد و بعد از آن نادر اسم خود را به طهماسب قلی تغییر داد. سال بعد او مناسباتش با شاه طهماسب را قطع کرده و بعد از سرکوب چند ایل ترک و کرد به حکمرانی کامل خراسان می رسد. آنگاه برای به قدرت رساندن شاه تهماسب با افغانها وارد جنگ شده در ۱۷۲۹ رییس افغانها یعنی اشرف افغان را در نزدیکی دامغان و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد و بعد در تعقیب وی، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داده و قبایل این دیار را مطیع نمود. سپس با دشمنان خارجی وارد جنگ شد و روسها را از شمال ایران راند، اما در زمان جنگ با عثمانیها که غرب ایران را در اشغال داشتند متوجه شورشی در شرق ایران شد و جنگ را نیمه کاره رها کرده به آن سامان رفت. شاه صفوی به قصد اظهار وجود دنباله جنگ وی را با عثمانیان گرفت که به سختی منهزم شد.

در سال ۱۷۳۱ به دنبال یک قرارداد بین شاه طهماسب و دولت عثمانی که قسمتی از آذربایجان را به آن دولت وا گزار می‌‌کرد نادر رهبران ایلها را که پشتیبان صفویه بودند در یک جا جمع نمود(قورولتای) و با کمک آنها طهماسب را از سلطنت برکنار گردانیده پسر هشت ماهه او عباس را به جانشینی انتخاب کرد و خود را نایب السلطنه نامید. اما در واقع قدرت اصلی در دست نادر بود. نادر شاه در عرض دو سال کل آذربایجان و گرجستان را از عثمانیان پس گرفت.

سپس با استفاده از اوضاع آشفته هندوستان به این کشور لشکر کشید و دهلی را تسخیر کرد . نادر با غنائم فراوان که از غارت هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت و هند را در دست سلاطین مغول هند باقی گذاشت. در میان این غنائم جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند.

نادر شاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. بعد، از کار خود پشیمان شده بعضی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر میدانست کشت.

سرانجام شورشها آغاز شد و نادر به سرکوب شورشیان پرداخت اما زمانی که برای رفع یکی از این شورش‌ها رفته بود شبانه در چادر خود به قتل رسید.

کارنامه نادر

از یکی از مستشرقین نقل شده که اگر فرماندهان خائن سپاهش او را نمی‌کشتند نادر قصد تسخیر المان را نیز داشته است رد پای جاسوسان و فرستاده های دول غربی در تحریک سرداران او به کشتن وی دیده میشود.

در زمانی که صفویان با هجوم افغانها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود: عثمانیها ازغرب و روسها از شمال و اعراب از جنوب و افغانها در داخل و ترکمانان از شرق به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمیت ایران را به‌سامان نمود. بعد از نادر، کریمخان (از سرداران نادر) که از طایفه زند بود به قدرت رسید و حکومت بازماندگان افشار محدود به خراسان شد و کریمخان این منطقه را به احترام نادر که او را ولی نعمت خود میدانست در اختیار جانشینانش باقی گذاشت

 

 

ایران در عهد نادر

در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشتهٔ خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقب‌نشینی کردند.

بناهایی که به دستور نادر در مشهد بنا شده‌اند نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.

در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه می‌شد. مردم ایران با وجود ظلم و ستم پادشاهان آخر صفوی به این سلسله امید داشتند. وی همچنین سعی داشت با کمک یک انگلیسی به نام دالتون نیروی دریایی ایجاد کند که ناموفق ماند

جانشینان نادر

نادر زمینه را برای جانشینی مناسب از بین برد. وی بسیاری از اطرافیان خود را از پای درآورد. پس از مرگ وی سرداران او نیز در گوشه و کنار علم استقلال بر افراشتند؛ کریمخان زند وکیل الرعایا در شیراز، احمدخان ابدالی در افغانستان، آزادخان افغان در آذربایجان و حتی محمد حسن خان قاجار در مازندران شروع به حکومت کردند. در خراسان نیز علیقلی‌خان افشار (برادرزاده نادر) بسیاری از اولاد و خانواده نادر را قتل عام کرد و خود را «عادلشاه» نامید و شروع به حکومت کرد. وی که مردی خونریز و عیاش بود، محمدحسن خان قاجار را شکست داده، پسرش آقامحمد خان را مقطوع‌النسل کرد. اما سرانجام توسط برادر خود ابراهیم خان، کور و سپس کشته شد. نوهٔ نادر، به نام شاهرخ میرزا را به قدرت رساندند. یکسال بعد، او نیز مخلوع و کور شد اما دوباره به قدرت رسید و با حیله و نیرنگ شاه سلیمان ثانی (از خاندان صفوی که مورد احترام عموم بود) از پای درآمد. شاهرخ نابینا چهل و هشت سال سلطنت کرد اما فقط بر خراسان که همانگونه که ذکر شد، در واقع به مثابه صدقه‌ای بود از طرف کریم خان به بازماندگان نادر. پس از مرگ کریم خان، آقامحمدخان به قدرت رسید و به خراسان حمله کرد و شاهرخ را با شکنجه کشت. نادر میرزا فرزند شاهرخ پدر پیر و نابینا را بدست خونخواران قاجار رها کرد و به افغانستان گریخت و در زمان فتحعلی شاه ادعای سلطنت کرد که دستگیر و کور شد و زبانش را بریدند و او را کشتند. بدین سان آخرین مدعی سلطنت از خاندان افشار از میان برداشته شد.

 

 

مقبره نادرشاه در مشهد

 

 

 

 

 

 

 

کلات نادری  

کلات نادری به رغم نامش که قلعه و قصر نادر معنی می دهد، چیزی بیش از قصر است، و حتی قرنها پیش از سلطنت نادرشاه  که نام خود را از آن گرفته دارای اهمیت بوده است.  کلات نادری فلات وسیعی است و بخشی از دشت خاوران. کلات درست در مرز شمال خراسان امروزی قرار گرفته و محدوده شمالی آن در خاک ترکمنستان است.  شهر مشهد در 170 کیلومتری جنوب غرب آن واقع شده است. دور تا دور فلات توسط کوهها و صخره های پرشیب احاطه شده و کمتر جای نفوذ به داخل دارد، از این رو به درستی دژ طبیعی نام گرفته است

آنجایی که کلات در نزدیکی جاده ابریشم بین شهرهای ماورا النهر(فرارود) و نواحی مرکزی فلات ایران قرار داشت از دیرباز دارای اهمیت بود. این فلات همچنین مسیر عبور ارتشهای مهاجم بود. درقرن چهاردهم میلادی( اواخر قرن هشتم قمری) قشون تیمورلنگ در آغاز گسترش سلطه خود به سمت غرب، این فلات را محاصره و کلات را تسخیر کردند.  سلطان محمد خوارزمشاه در نظر داشت در این فلات مقابل مغولها بایستد. اما در عوض به سمت غرب فراری شد.

 

نادر شاه در نزدیکی کلات تولد یافت.  او کلات را تحت کنترل خود در آورد. در دوران پرآشوب سالهای پایانی صفویه که فرماندهان جنگی رقیب نادر،  در پی فتح اصفهان توسط افغان ها   و سقوط حکومت صفوی، برای سلطه جویی مبارزه می کردند، کلات پایگاه نادر بود.

نادر با عزل شاه طهماسب دوم خود را نایب السلطنه و  بعد از چند سال با تاجگذاری به پادشاهی ملقب کرد. اما در طول همه این رویدادها خراسان و کلات پایگاه و هسته اصلی فرمانروایی او بود. هر گاه مصلحت سیاسی ایجاب می کرد او ادعا می کرد که هیچگونه جاه طلبی سیاسی ندارد و تنها قصدش برقراری ثبات است تا بدین ترتیب بتواند مدتی در کلات آرام بگیرد. نادرشاه مرتب از خراسان دیدن می کرد و در هر سفر از کلات می گذشت تا از پیشرفت ساخت و ساز در آنجا که خود دستورش را داده بود آگاه شود. بنا به تاریخچه ای که از او مانده، این ساخت و سازها شامل بود بر باغها، میدانها، حمامها و مسجدها،  قصر، خزانه،  و همچنین آرامگاهی که برای خواب ابدی خود در نظر گرفته بود. او همچنین دستور داده بود تا دیوارها و دروازه هایی که برای تقویت استحکامات طبیعی ساخته شده بودند تکمیل شوند.  خزانه ای که نادر ساخته بود با غنائم و ثروتهایی که  از  هند غارت شده بود پر شد.

اما هیچیک از اینها در آخرین بحران دوران سلطنت نادرشاه  هنگامی که برادرزاده و بسیاری از نزدیکترین پیروانش علیه  بی رحمی ها و زیاده جویی دیوانه وارش شوریدند بکارش نیامد. او برای حفظ جان زنان و فرزندانش آنها را به کلات فرستاد. اما پس از آنکه به قتل رسید برادرزاده اش نیرویی از بختیاری ها را به کلات روانه کرد.  آنها با استفاده از نردبانی که یک نفر بطور اتفاقی و یا عمدی در کنار برجی جا گذاشته بود به داخل کلات راه یافتند.  همه مردان خانواده سلطنتی و حتی زنان حامله را بقتل رساندند. تنها یکی از نوه های نادرشاه به اسم شاهرخ زنده ماند که بعنوان فرمانروایی دست نشانده مدتی کوتاه حکومت کرد.

 

قصر خورشید  

معروفترین جاذبه دیدنی کلات نادری قصر خورشید است. این قصر از 65 برش سنگی ساخته شده و دارای سه طبقه زیرزمین همکف و بالا است. گچبریها و طلاکاریهای فراوانی در درون قصر دیده می‌شود و دیوارهای آن بارها برای یافتن گنجهای نادر شکافته شده‌اند. نکته جالب در معماری این بنا نقش پرندگانی مانند طوطی و میوه‌هایی مانند موز و آناناس است که حکایت ازهندی بودن معماران قصر می‌کند که نادر شاه آن هارا باید از هند آورده باشد. 

روبروی قصر خورشید مسجد گنبد کبود متعلق به دوران ایلخانان و احیا شده توسط نادرافشار دیده می‌شود  که در شبستان آن یکی از سلاطین آل جلایر مدفون است. نرسیده به کلات و در ابتدای دوراهی باجگیران آبشار زیبا و پرآب قره سو قرار دارد که در ایام تابستان تفرجگاه مشهدیها است.

تنها راه ارتباطی کلات از طریق تونلی است که احداث آن پیش از انقلاب آغاز شده و بعد از انقلاب به پایان رسیده است. نکته عجیب درباره این تونل این است که ابتدای آن فراخ تر است و هر چه به انتهای آن نزدیک می‌شوید تنگ تر می‌شود.

  بعد از تونل شهر کلات نادری به شکلی مستطیلی در کنار رود کلات ساخته شده است. همان رودی که در ادامه به دشت خاوران - قره قوم - میرسد و پس از طی مسافتی به آمودریا می‌ریزد.

یکی دیگر از بناهای تاریخی منطقه بند نادری است که در چهار کیلومتری شرق کلات قرار دارد. اصل این بنا متعلق به دوران سلجوقی است و در دوران نادر ترمیم شده است. تاج سد در حدود 95 متر ارتفاع آن 70 متر و ضخامت سد بین 20 تا 27 متر در نوسان است. آجر و ساروج در دیواره سد و سنگ و ساروج در قسمتهای جانبی آن به عنوان مصالح به کار رفته است.

کتیبه نادری در دربند که  یکی از ورودیهای کلات است بر روی سنگ نوشته شده است. بیست و چهار بیت این کتیبه در رثای نادر فرزند شمشیر است که چهار بیت اول آن فارسی و بقیه ترکی درگزی است. پایان کتیبه به علت مرگ نادر رها شده است.

در کنار کتیبه نادر و بر بالای تنگه دربند برج هشت متری ارغونشاه قرار دارد. این برج از کف رودخانه چهل متر ارتفاع دارد. ورود و خروج به حصار کلات در گذشته ازاین برج مراقبت می شده است.

در کنار اینها باید به لوله کشی دوازده هزار متری اشاره کرد که بوسیله آن استادکاران ایرانی با تراشیدن دل سنگها با قطر یک متر و قرار دادن آنها با طولی در حدود 30 تا 60 سانت در کنار هم  آب را از آبشار قره سو به قصر خورشید می‌آوردند.
 همچنین سیصد و شصت حوض سنگی ارتفاعات  دهکده خشت که گویا نادرهر روز از یکی از آنها برای آب  لشگریانش استفاده می کرده است. 

درارتفاعات بالای کلات قلعه ای به نام فرود دیده می‌شود و در شاهنامه فردوسی به کلات و نبردی که در آن بین ایرانیان و تورانیان به رهبری فرود پسر سیاوش در می‌گیرد اشاره شده است. 

از دیرباز و در دوران نادر شاه و تا زمان  رضا شاه برای جلوگیری از حمله تاتارها و ترکمنها و ازبکها  از آن سوی آمو  عشایر کرد، ترک، لر، عرب و فارس به اینجا کوچانده شده اند و همین باعث تنوع قومی و زبانی فراوانی در منطقه شده است.
 در سراسر جنوب کلات کوههای هزار مسجد با پوشش جنگلی تنک دیده می‌شوند.  سراسر این ارتفاعات را جنگل‌های خودروی سرو کوهی یا ارس پوشانده. چوب ارس بسیار مقاوم و سازگار با آب و هوای نیمه ‌مرطوب و خاک اسیدی است. در ارتفاعات هزارمسجد غیر از ارس گونه‌های مختلف  زرشک، نسترن، گردو و پسته کوهی نیز دیده می‌شوند. 

    *مایکل اکسورزی مولف زندگینامه نادرشاه است با نام شمشیر ایران که امسال در لندن منتشر شد. وضع کنونی کلات و قصر خورشید را از گزارش شهاب آزاده بر این مطلب افزوده ایم

امیر حبیب الله کلکانی و نادر شاه

« نگارش این بحث مبنی بر آن نیست که از امیر حبیب الله کلکانی روئین تن تاریخ ساخته شود ، بلکه مراد آنست تا بنیاد ادعا های خاکین و برچسپ زدن ها دیرین ورشکست گردد. ونیز نمائی از جوهر ذاتی حبیب الله که زیر بار ناسزاگوئی های سرداران و دسیسه سازان درباری گور شده بود درخشنده گردد. » تا جائیکه تاریخ گواه است آن پدر کوهدامنی نام پسرش را نه « دزد » بلکه حبیب الله انتخاب کرده بود . پس آن پدر بر نسل های آینده این حق را دارد که ازهنگامیکه از فرزندش یاد می نمایند ، نامش را حبیب الله نوشته کنند. راستش وقتیکه مخالفین دربار های محمدزائییان را که با صد بد نامی وهزاران زشت نامی در تاریخ های درباری و گاه گاه در نگارش های امروزین جلوه گر می شود ، می خوانم چندان شگفت زده نمی شوم . چرا ؟ چونکه پادشاهان و امیران سده های معاصر میهن در هرروز و هر ماه تلاشیدند که چرخ تاریخ کشور را بر شالودة سجل و سوانح شخصی ، فامیلی و قومی خویش بنا نمایند تا باشد که هوش و روان خواننده را بسوی خود میلان داده باشند.

اگر بدون پیرایه سخن گفت ، این امیران و پادشاهان در هر جا که مخا لفین سیاسی خویش را یافتند ، از برای کم زدن و زبون نشان دادن آنان ، با شیوه های گوناگون نامردی و نا مراوی دست زدند و دشمنان سیاسی خویش را پست ، خوارو بی نسب به جهانیان معرفی نمودند. از برای چنین کاری هر امیر و شاه حاتم طائی گردید و خزانه بیت المال گنج بی صاحب گشت. و از خزانه بیت المال به کیسه هر تاریخ نگار درباری و به گلوی هر مداح بازاری سکه ها ریخته شد تا تاریخ یکنواخت قومی نوین گردد و سجل امیران رنگین .

برای نمونه ، هر گاه به کتاب تاریخ مکاتب و لیسه های ، که در زیر چشمان وزیر معارف وقت سردار محمد نعیم به چاپ میرسید نگاه شود ملاحظه کرده می توانید که در مغز های نو جوانان دانشجو کوبیده می شد که جوانی که نادر شاه را از پا در آورد ، یک غلام بچه بود. و آنهم یک غلام بچة که هویت پدر واقعی اش چندان هویدا نیود. با چنین سخنان کینه توزانه و دشمنانه ، دربار و درباریان می کوشیدند که در مغز های دانشجویان شخم زنند و تخم بکارند که گویا انسان پدر داشته و دستر خوان پدر دیده هیچگاه نادر شاه را به آن دنیا گسیل نمی داشت. ( با دریغ فراوان ، از قلم دلدادگان و دلبران دربارتا کنون نه خوانده ام که می پرسیدند و یا بپرسند که اگر پدر عبد الخالق چندان معلوم نبود و او بی نسب بود ، پس چرا تنها به جهت کردار آن عبد الخالق ، پدر ، ماما و عموی او پس به پس سر زده شدند و کاسه های سر دوستان عبدالخالق تک تک در کنج زندان ها پوسانیده شد؟) بهمین گونه برای سالیان درازی ، بلی گویان دربار از برکت بدست آوردن کرسی های سر دولتی ویا از ترس زور گوئی سرداران رساله ها نوشتند و کتاب ها چاپ کردند که گویا حبیب الله کوهدامنی « دزد» بود.

بخاطریکه حبیب الله کلکانی را بیشتر در دیده ها کم زده باشند ، و در تاریخ ناچیز جلوه داده باشند ، در گفتگو ها نامیدنش « بچه سقو ». در نیافتم که سقو بودن چه عیبی داشته است ؟ آیا سقوی نمودن هزار بار شایسته تر نمی نماید نسبت به اینکه از برکت آب جبین و آبله دستان مردمان ، زندگی طفیلی ارثی شاهانه برای سده ها داشت ؟ ندانستم که سقو بودن بمراتب پسندیده تر نمی نمود و نمی نماید نسبت به اینکه چون تیمور شاه زنباره و بسان دوست محمد خان چاکر انگریز و مانند شاه شجاع نوکر فرنگ بود ؟

فخر می باید به قناعت آن سقو و« سقوی ها» که با نان جوین و سفرة خشکین ساختند لیکن هرگز غذای رنگین در کاسه زرین انگریز نخوردند. نیکا شهرا ! که چنین آب آور بلند همت در دامان خود خوابیده دارد.

اگر از جفا هائیکه زور گویان به تاریخ کشور روا داشته اند ، بگذشت ، نکته اساسی در پیش چشمان می استد که بعضی درباریان درنگارش خویش جستان و شتابان داوری نموده و حبیب الله را شتابزده و یکسره « دزد سر گردنه » قلمداد نموده اند. در حالیکه ، برخلاف گفتار درباریان محمدزائی و فرزندان ، آن انگور پرورده کوهدامن « دزد سر گردنه » نبود. روستایی بود و ساده گو ، جوانمرد بود و ساده رو، کاکه بود و راست گو ، ناخوان بود مگر پخته گو.

بسا ارزش های پای مردی ووفاداری را که خواننده ای خراسانی کنونی در تاریخ تشنه وار جست و جو میکند در کار و کردار حبیب الله می توان سراغ نمود. همان ارزش های ساده مکر نایابی را که بسا شاهان و امیران معاصر کشور کم و بیش فاقدش بوده وبرای بدست آوردن ارمان های زیر ناف و سرشکم خراسانیان را بی سواد ، زندگی را دوزخ ، و خراسان را چو حصار نای زندان تنگ و تریک نگه داشته بودند.

اگر براستی در باب آن جوان کوهدامن ـ حبیب الله ـ با داد سخن آورد و به چشمان خواننده خاک نزد ، هیچ دورانی بهتر از زمان حکومت حبیب الله کلکانی نمیتواند نکته پژوهش جهت ارزیابی شخصیت حبیب الله قرار گیرد. سرشت مرد را در آن روزگار باید به آزمون گرفت که او در روی کرسی قدرت سیاسی کشور زانو زده بود. همان کرسی که از بهر بدست آوردنش یک شهزاده و با سواد ( زمانشاه ) چشمان برادر خود را کور کرد و دیگری شیرعلی خان در زندان ، روان فرزند را نابود کرد و آن دیگری امان الله خان گلوی عم را در ارگ تا دم مرگ توسط عاملان خود فشرد.

بایست دید و ارزیابی کرد که در آن هنگام که حبیب الله بی سواد روی همان کرسی سر خور تکیه زده بود ، در مقایسه با دیگرامیران پیشین و پسین ، اوچگونه فرمانروائی کرد. آنگاه در باب حبیب الله در دادگاه تاریخ میتوان سنگین و همه جانبه سخن آورد و بنیادین بیطرفانه نگاشت.

با در نظر داشت این اصل که حبیب الله که درب مکتب ندیده و از اندیشة خیلی پخته و دید رسته برخوردار نبوده ، روش بسا کارکرد هایش و شیوه کشور داریش به یک کاکه خراسانی همسان می نماید. به گونه نمونه ، نگاه شود به خوی و رفتار آن کوهدامنی :

 

همان صفت از خود گذری ، داشتن وفا، نگهداشت حرمت زنان و پاس سخن پروردگار داشتن که پله به پله و کتاب به کتاب در ادبیات فارسی ـ دری درج است در کردار حبیب الله بمشاهده میرسد. دم نقد ، این رویداد های تاریخی می تواند حبیب الله را در دیدگاه خواننده یک جوانمرد استوار و پایمرد پایدار ـ جوانمرد و پایمرد ایکه آب انگور و بوی گندم سرمست و چشم سیرش بار آورده بود :

1 : ـ زما نیکه حبیب الله قدرت سیاسی را در کابل گرفت ، به گفته مرحوم قاسم رشتیا یک دسته خواهران جوان امان الله در ارگ موجود بود. آن کوهدامنی نه تنها نگذاشت که دستان دشمنان امان الله بدامان آن دختران جوان رسد بلکه پاسدارآبرو وعزت شان گردید.  در همین هنگام ، شاه امان الله خود در قندهار سنگر گرفته و بسوی کابل لشکر کشید و برای گرفتن تخت و بدست آوردن سر حبیب ا لله کمر بست. حبیب الله در حالیکه حریفش را با تمام قوت در قندهار یافت از خواهران جوان امان الله وسیله سیاسی نساخت. آنان را جهت خرد نمودن شاه امان الله گروگان نگرفت. اقارب دختران را خواسته و هر خواهر جوان امان الله را به دست هرقوم و خویش شان سپرد. رشتیا چنین حرمت گذاشتن به زنان وزنان دشمنان و چنان از خودگذری را بجزدر حبیب الله دیگر در کدام امیر و شاه در تاریخ معاصر کشور می توان سراغ کرد ؟

کنون برمیگردیم به برگ دیگری از تاریخ :

سردار محمد داود پسر عم ظاهر شاه بود. این دو در یک فامیل بزرگ شده و در یک چهاردیواری بزرگ شده بودند. یکی بنام شاه و دیگری بنام نخست وزیربرای سالها روی اسپ روزگار سوارو در کارزار کشور پایگه می گذاشتند. و در هر ماه ودر هر سال با تمام فامیل های خود روی یک میز نان ، صف می آراستند. پیوند این دو سردارو فامیل های شان بدانجا کشیده بود که ازدواج هاصورت گرفته بود. مگر درسال 1352 ، زمانیکه سردار محمد داود ، ظاهر شاه را برکنارو خود را مرد میدان معرفی نمود همان فامیل شاه را در ارگ زندانی و گروگان گرفت. سردار محمد داود آن فامیل را گروگان نگهه داشت بخاطر همان کرسی که حبیب الله روستائی دربرابر امان الله می جنگید، و خواهران امان الله را برای نگهداشت همان کرسی گروگان نگرفته بود. مگرتا استعفانامه شاه از روم نیامد فامیل شاه را داود در ارگ گروگان نگهه داشت که داشت.

آن بود پاسداری یک روستائی کوهدامنی از خواهران جوان امان الله در ارگ که امروز بنام « دزد سرگردنه » دشنام نثارش می شودو این گروگان گیری سردارداود ملقب به « رهبر » در برابر خانواده خودش.

2 : ـ زمانیکه افراد قبائلی جنوبی داخل و خارج مرزبه رهبری نادرشاه در برابرحبیب الله خان می جنگیدند ، اعضای فامیل نادر شاه بشمول خانم شاه محمودکه دختر ا میرحبیب الله خان شهیدبود و نامش صفورا ولقبش قمرالبنات بود درارگ نزد آن کوهدامنی زندانی بود ، حبیب الله زمانی فامیل نادر خان را به زندان افگند که شاه محمود خان که توسط اوبه حیث رئیس تنظیمیه جنوبی مقرر شده بود ، برخلاف حبیب الله با نادر دست به فعالیت زد. به آنهم ، آن باغبان کوهدامنی موی اعضای فامیل نادرو شاهمحمود خان را خیانت نکرد. در سخت ترین نبرد های شبانه روزی در گرداگرد ارگ و دربرابر آتش توپخانه نادر، حبیب الله امنیت فامیل نادر را درارگ بدوش گرفت و نگذا شت که به آنها آسیبی رسد.

حتی در ایام شکست و عقب نشینی از ارگ، حبیب الله فامیل نادرو صفورا قمرالبنات را برای اهداف سیاسی و حتی نجات جان خودگروگان نگرفت و باخود به کوهدامن نبرد. بدینگونه حبیب الله در تاریخ معاصر افغانستان نشانی بیادگار گذا شت که گروگان گیری زنان خلاف رسوم نیاکان و فرهنگ روستائی اوست. با چنین حرمت گذاشتن به زنان و از خود گذری دربرابر زنان دشمنان ، حبیب الله چنان کرد در زندگی سیاسی که پهلوانان راستین از خود به یادگار گذاشتند در واژه های آهنگین دقیقی و فردوسی.

اکنون بر میگردیم به روز گار دیگر تاریخ :

پس از اعدام امیر حبیب الله کلکانی ، نادر به جان فامیل او افتاد. نادر زمانی به اسارت فامیل آن باغبان پیشه دست یازید که از حریفش ، امیرحبیب الله ، جزنام، نشان وخبری نبود. آن کوهدامنی سر زده شده بود. مگر در همان اسارت گیری ، نادر روش قوم گرائی خود را، آشکار درکردار پیاده نمود. چنانکه : زوجه اول امیر حبیب الله خان کلکانی، بی بی سروری ویا بی بی سنگری که در فرهنگ فارسی ـ دری پرورش یافته بود با دو دخترش در زندان افگنده شد. وارثین حکومت نادر تا توان داشتند این زن و دو دختررا برای بیست سال در زندان نگهه داشتند و سپس برای بیست سال دیگرآنها را دور از کوهدامن ، به بلخ تبعید نمودند. اگر این زن کوهدامنی از شمال کشور نمی بودند، در فرهنگ فارسی دری پرورش نمی یافتندو اندک ارتباط خونی با محمد زائیان می داشتند، آیا نادر اینان رابرای چهل سال و تا پایان عمردر زندان ها ودرتبعید گاه ها شکنجه میکردند؟ هرگز نه ! اینست ثبوت تاریخی این ادعا :

نادر زوجه دوم امیر حبیب الله کلکانی را که بی نظیر نام داشت و مادر اندرآقای عزیزالله واصفی بود، نه در زندان افگند و نه مجازات کرد. نادر بینظیر را آزار نرساند چون آن خانم محمدزائی بودو از تار و پود فامیل و قوم نادر شاه بشمار میرفت. نادرشاه نه تنها بی نظیر را به زندان نه افگند بلکه درازدواج آن خانم باپدر آقای عزیزالله وا صفی، مرحوم عبدالرشید خان الکوزی کوشید. اقای الکوزی که از قندهاربود وبا نادرارتباط قومی داشت به زودی درحکومت نادراز جاه و جلال برخوردار شد.

آیا کنون وقت به پختگی اش نرسیده که رگ رگ حکومت نادرو بند بند روش سیاسی آل یحیی بر پایه تعصب قومی نادریان تاریخ خوارنگارش خواهد آمد که با خواندنش مردم خدا راگریه ، خوانندگان را سوگ و ناله آید که چه ناروائی هائی نبودکه در روند هفتاد سال در زیر چتر شاه سابه خدا برهمشهریان و روستائیان دستان بسته روا پنداشته نشد ! ناروا هائیکه حتی در قطی شیطان نمی توان یافت.

آن باشد روش انسانی حبیب الله باغبان در برابرفامیل نادر شاه و خانم شاه محمود واین بود جفاکاری نادرشاه و تعصب قومی آل یحیی دربرابر زن و فرزند حبیب الله خان کلکانی .

3 : ـ وقتی نیرو های امیر حبیب الله داخل کابل شد سرو مال کابلیان دست نخورد و خانه ها غارت نگردیدو ارگ سالم پائید.

بر میگردیم به رخداد دیگری از تاریخ :

زمانیکه افراد نادرشاه، که نیمی آنرا نیروهای قبائلی غیرساکن کشورتشکیل میداد، بکابل رسیدند، وحشت زده و جنون وار، دهشت زده و دیوانه واردرخانه های بسا کابلیان ریختند و هر آنچه در شهر« رودابه کابلی» بود به جنوبی و آنسوی مرزجنوبی به یغما برده شد. گوئی کابل شهر عشق ـ غنیمت جنگی بوده باشد.

حتی افراد قبائلی قالین های ارگ شاهی را که از وقت حبیب الله کوهدامنی در ارگ باقی مانده بود با کارد ها پارچه نموده و میان خویش تقسیم نمودند. از دست چپاول افراد قبائلی در ارگ ، ظرف و فرش نماند و نادر شاه مجبورشد که برای چندین روز درارگ نپاید و درخانه خویشاوندان خود بسر برد.

یا اینکه وحشت و دهشت نیروهای قبائلی در کابل ازکرداردزدان سرگردنه که به بیابان های مرو می تاختند چه تفاوتی داشته و دارد؟ آیا نیرو های قبائلی دزد گونه و چپاولگرانه رفتار ننمودند؟ یا کردارنیرو های قبائلی و روش آل یحیی چون گذشته بالا تر از داد تاریخ بشمار می آ ید؟

آن بود روش ودولت داری یک روستائی چشم سیر هنگامیکه ازسمت شمال به دروازه های کابل قدراست و دم راست رسید که درتاریخ سرداران نامش به صفت « دزد » پالش می یابد. این غارت نادر و افراد قبائلی در کابل که هیچ تاریخ سرداری از آن دزدی وچپاول یاد نبرد.

4 : ـ در تجلیل جشن آزادی کشور، امیر حبیب الله کلکانی به پیشگاه مردمش بی الایشانه گفت : « استقلال نه از من است و نه از امان الله بلکه از شما ولس است.» این گفتار ناب امیر خبیب الله کلکانی در تاریخ نایاب است.

نگاه شود در تاریخ کشور، آیا شاه ویا امیری به جز آن برنای کوهدامن یافت که چنان بی آلایشانه و چنان فروتنانه حق و جان نثاری مردم را به درگاه مردم اعتراف کرده باشد ؟ بجزحبیب الله دیگر مردی را چنان اقرارو گفتار در تاریخ نیابید !

افزون برگفتاربالا،در جشن آزادی کشور، حبیب الله به گسیل پیامی فرمان داد که تا به امروز هیچ قدرتمندی درتاریخ انسان فرمان نداده است. در همان جشن آزادی،او پیام تبریکی به امان الله در روم مخابره نمودو ازینکه آزادی کشورتحت رهبری اش گرفته شده بود به آن شاه تبریک گفت. این گونه کردار را گویند سخاوت و فتوت یعنی کا که گی.

کنون برمیگردیم به رویداد دیگری ازتاریخ :

نادرشاه که روی قدرت آمد درهردرب و دیوارکه نام امان الله یافت به میله تفنگ تراشید و در هر کتابچه و کتب که نام امان الله دیده شد، آن کتابجه و کتاب را به آتش کشیده شد. آن کتب و کتابچه سوزی های نادرو فامیل نادر از پی دگرگون ساختن تاریخ کشور، یاد ازمورخ و نقاد تبریزی، احمد کسروی میکند. دردربارنادر همانگونه کتاب ها به آتش کشیده شد که کسروی ازبرای فرونشاندن نفرتش به عطار و مولوی ، خیام و سعدی ، دیوان های بررگان شعر فارسی دری را به آتش کشیده خاکستر نمود و جشن کتاب سوزان برپا داشت.

مگرکردارنادر ووارثین اوپی دست کاری به رویداد های تاریخی با کتاب سوزی پایان نمی یابد. برای نمایش کیش شخصیت نادر شاه و یکه تاز پنداشتن او در تاریخ کشور، در روی منار استقلال درکابل ، چنین نگارش فرمان داده شد:« به یادگار ورود کامیابی یگانه مجاهد وطن پرست ملت خواه جناب محمد نادر خان سپه سالار که عموم ملت افغانستان حقوق آزادی خود را به قوه شمشیر اینمرد دلیراز انگلیس در سال1298 حاصل نمود.» همینگونه سیاه کاری و دست کاری نادرو نادریان رادر تاریخ و فرهنگ کشور، نوشته های فرمایشی« اشتباهات اندک »خواند ، پس به پا خاست، کمر بست و در راه شد تا دریافت که اشتباهات در تاریخ انسان چه بوده باشد.

آن بود راست گوئی یک مکتب نادیده روستائی درباب آزادی کشورو پاسخ به امان الله و این بود سیاه کاری سپه سالارووارثین اواندرتباهی فرهنگ ونیرنگ کاری درتاریخ کشور.

5 : ـ امیرحبیب الله کلکانی که زمام امور را گرفت با گفتار ساده روس را هوشدار دادکه « بخارا را آزاد خواهد کرد». و این اشاره حبیب الله بدین معنی بودکه شانه پهن روستائی زیریوغ انگریز نخواهد رفت.

اکنون بر میگردیم به رخداد دیگرتاریخ :

نادر چون در کابل رسید جهت خوشنودی روسان تمام مجاهدین و مهاجرین بخارا را در شمال کشور قین و فانه کرد. کار نادر بدانجا پایان نگرفت بلکه ریشه مقاومت ضدروسی رادر شمال کشور نیز خشکانید. هر انسان سمت شمال کشور( مانند سید منصورمزاری که درپیشاپیش جوانان بلخ چون قاری عالم خواجه و ایشان شریف وغیره بهر آزا دی بخارا و سمرقند می رزمیدند) به دار نادر زده شد ویا درکنار مهاجرین بخارا چون سیاه بیگ به هیرمند و قندهارتبعید کنان روانه شد.

همان ضربه کاری نادریان به مقاومت بخاریان بودکه روسان آرام آرام در آنسوی دریای آمولنگر انداختند و در انتظارنشستند تا روز کام رسدوزمان به « شهزاده سرخ» برادرزاده نادر، سردارمحمدداود برسد تاکه خراسانیان نیزچون بخارائیان دسته دسته بمیرند. روسان بهر خوشنودی روسان چنان کردکه گفته شد. مگر نادرشاه از آغاز تا به انجام دولتداری، در سایه انگریزان پروبال کشید. اندرین باب مثال های بیشماری است و نگاه شود به کار هائیکه پژوهشگران و تاریخ نگاران غیر درباری از جمله داکتر آدمک.

 مگر یک مثال برجسته دیگرکه تا اکنون نگارش نیافته جهت بیان رازوساز نادرشاه با انگریزان درین نبشته می آید:

در زمانیکه نادرنیرو های قبائلی آنسوی مرزرادر پشاورجهت نبرد دربرابر حبیب الله کلکانی بسیج میساخت ، نادر شاه برای هفته ها دربازار قصه خوانی پشاور اقامت گزیده بود. درآنزمان پشاور و مناطق قبائلی ( که پسان ها نادربا روان آسوده وبدون کدام دغدغه یی درپشاور ماند، نیرو آماده کرد و ازهمان پشاورنقشه های جنگی و عملیات نبردرا تدارک کرد.

اما زمانیکه نادر به قدرت رسید یکی از روشنفکران میهن، غلام محی الدین خان آ رتی زاده،از کابل به پشاوررفت تا دربرابر نادراز همان پشاوررزمد، مگر انگریز مجالش نداد ودر نزدیک بالاحصارپشاوربشکل نامعلومی کشته شد.

درروند این دهه های پی درپی، آیا جوان در دبیرستان ویا دانشگاه کامیاب به خوانش این سرگذشت دردآور اما فخرآفرین آرتی زاده درتاریخ های سرکاری محمدزائیان شده است؟ هرگزنه!  چون بیان سرگذشت آرتی زاده گز به گز نشان میدهد که تا به چه حد در سایه و همکاری انگریزان در بازار قصه خوانی پشاورنادر شاه به جهت گرفتن کابل به کارهایش آب وتاب بخشید.

ان بود روش آشتی ناپذیر یک روستائی و کوهدامنی دربرابر روسان و انگریزان واین بود دو دسته خدمت گذاری یک درباری، در برابر آن دوقدرت یگانه.

6 : ـ  حبیب الله کلکانی که در کابل قدرت سیاسی بدست گرفت افراد شکست خورده غند شاهی را که بیشترشان از قندهاربودند وبطرفداری امان الله خان دربرابر حبیب الله رزمیده بودند تمجید کرد. آن افراد اسیررا « دشمنان با غیرت و نمک به حلال» خطابیده و وفاداری شانرا به شاه امان الله آفرین گفت . حبیب الله به هیچ یک ازاعضای آن غنداسیر آزار نرساند. اینگونه گفتار و کردار را گویند از خود گذری یعنی جوانمردی !

بر گردیم به گوشه دیگری از تاریخ :

زمانیکه نادرخان بقدرت رسیدنخست سر شخصیت های برجسته کشورووفادار به امان الله را جداکرد. به گونه مثال : شاه محمد ولی خان دروازی که چهره شناخته شده ای سیاسی در سطح جهانی بود. با همکاری دووزیرسوگند خورـ فیض محمد زکریا و عبد الا حد خان وردک مایار محاکمه دروغین شده و پس از چندی به دار کشیده شد. ضربه آل یحیی بابدار کشیدن توقف نیافت ! پس از کشتن دروازی ، نادر و نادریان رفتندوهستی دروازی را مال حکومت خاندان خویش اعلام کردند. هان ! فشار اقتصادی را هم کمتر دانستند. به ابتکار دیگری دست زدند: دروازه های مکتب ها را به رخ کودکان دروازی بستند به امید اینکه دیگر سری درین خانواده بدخشی بالا نشود و استعدادی نروید.

دوم مردی چون محمد گل مهمندرا که نه به فرهنگ کوهدامن میساخت و نه به رسوم سمت شمال احترام میگذاشت به کوهدامن روان شد تا کوهدامنی ها را ازکمر زین واز پا نعل و ازکله سر زند.

نادر گذاشت که دست قبائلی های درون وبیرون مرز کشور به دامان دختران وزنان کوهدامن رسد وزن و فرزند کوهدامن به نام غنیمت حتی به آنسوی مرزجنوبی رسد. مگرشامگاه درکوهدامن به پایان نرسید. به قول رشتیا « قتل دستجمعی» مردمان کوهدامن بدست نیرو های قبائلی درشمال کشورانجام گرفت و درانبان نفرت، کوهدامنیان چکیده شدند.

 باچنین قتل ها و به غنیمت گیریهای دختران و زنان، نادرتخم نفاق وبد بینی رادر میان باشندگان میهن آگاهانه کشت نمود.

این همه بیدادگریها درکوهدامن را نویسندگان نوشته های فرمایشی، تحت حاکمیت مرکزی حکومت نادرشاه،روا می پندارند. شگفتا ! نمی دانستم که روش دریدن انسان وسینه چاک نمودن آدمیان دلباخته های درمیان بعضی از کتب خوانان داشته است.

این نوشته ها، بخاطریکه بستن ها، شکستن ها و کشتن های نادرشاه را درکوهدامن نمای قانونی داده باشد، گام دیگری به پیش میگذاردو ادعای بلند لالای میکنند که درآن ادعاها موازین پژوهش قالب بندی نشده است. ادعای که حتی با بک سند تاریخی پشتوانه داده نشده است: مقاومت کوهدامنیان در برابر ستم دستگاه نادری غیر مستقیم با واژه « اشرار» در نوشته های شان رنگ و پیوند میدهند. بیاد است که « اشرار » خطابی سوغات دولت های یک جانبه و بیگانه ای درزادگاه ما بوده است که بکار بردن این واژه خلق الله را آرزو داشتند بفریبند؟

یک کوهدامنی دو کوهدامنی ویا صد کوهدامنی درشمال کشور زیرچکش قرارنگرفته بود. سخن از تمام کوهدامن است. تمام باشندگان کوهدامن سرمه کوب گردیدند. آیا تمام باشندگان کوهدامن « اشرار» بودند؟ پیش از « اشرار» نگاری آ یا نویسندگان محترم درپای سخنان چند تن از کوهدامنیان موسپید، زندان دیده و زندگی بربادرفته نشسته و گذشته را پرسیده است ؟ ویا چه زیباست که پی دفاع سربسته ازآل یحیی چون گذشته، به رعیت وقعی قائل نشد؟ خاک بر دهنم. در اصل که اینگونه باید زمزمه می شد : « خود کوزه و خود کوزه گرو خود گل کوزه .»

بقیه سرگذشت دردآور آدم افگن کوهدامنیان را به گفته پدران « مشت نمونه از خروار» به قلم بدست روزگار عبد الرشید بینش واگذارم که بیان دارد که چگونه در برابر دیدگانش پدر کوهدامنی اودر زندان ، برادر بزرگش در تیل داغ شکنجه شد! چگونه بینش در پیش مادر و در برابر نگاه های کودکانه اش، گوشواره های خواهر جوانش به امر افراد نادری کشیده شد! چگونه هستی بینش ها به جرم کوهدامنی بودن تاراج شد! ویا چگونه حق مکتب رفتن برای همیشه از بینش خوردسال گرفته شد!

شاید دانستن اینگونه سرگذشت ها یاران را اندوه و قلم شانرا گریه آرد که آن کوهدامنیان که در شکنجه گاه نادر ویا تیغ تفنگ های قبائلیان مرزی برچه کوب گردیده بودند « اشرار» ویا یاغیان نبودند. آن کوهدامنیان انگبین آورانی بودند که فقط می خواستند آزادی انسانی خود را درکنار تاکستان های روستاه های شان از دست ندهند. بخاطر همین آرمان، آنان همدردی قوم صافی را باخود داشتند!

آن کوهدامنیان که ایستادن را به سکوت ، پایداری را به بردگی و مردن را به بندگی شایسته انگاشتند، هر یک در جوانمردی حبیب الله بودند و درکاکه گی امیر حبیب الله.

 شاد باد روان شان در ته هر تاکستان و جاودان باد رزم شان در بزم هر جوان !

آن بود روش خود گذری یک جوان کوهدامنی در برابر افراد شکست خورده غند شاهی، و این بود ستمگاری نادرشاه در برابرمامورین امان الله و یورش وچپاول افراد قبائلی در کوهدامن برهبری نادر.

7 : ـ زمانیکه حبیب الله در شهر کابل سنگر گرفت به پیمانی که روی قرآن پاک نموده بود پادشاه سه روزه کشور وبرادر امان الله ، عنایت الله خان، را آزار نرساند. به سوگندی که حبیب الله پاکدین روی کتاب پروردگار نموده بود حرمت گذاشت و عنایت الله خان را گذاشت که با فامیلش آسوده از ارگ خارج و کشور را ترک گوید. با چنین کاری، حبیب الله قرآن را از برای ضربه زدن حریفان سیاسی خود نفروخت و پیمان خود را در روی قرآن آفریدگار نشکست. اینگونه پیمان نگهداری خویشتن داری را دراوج قدرت، چکامه سرایان در گو می نامند بزرگمنشی و پاکدلی !

دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد نادرشاه افشار

تحقیق در مورد شناسایی کل روستا

اختصاصی از رزفایل تحقیق در مورد شناسایی کل روستا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد شناسایی کل روستا


تحقیق در مورد شناسایی کل روستا

 

فرمت فایل:WORD(قابل ویرایش)تعداد137 صحفه 

 

 

 

 

 

 

بخش اول

شناسایی کل روستا

 

 

 

شناسایی محیط روستا: الف) شناسایی محیط جغرافیایی:

  1. هویت ده:

در تقسیمات کشوری قوچان به دو بخش مرکزی و باجگیران تقسیم شده است.

روستای بادخور جزؤ دهستان شیرین دره (مزرج) بخش مرکزی، شهرستان قوچان، استان خراسان رضوی می باشد، که لهجه شان کردی می باشد. (منبع جهاد کشاورزی شهرستان قوچان)

  1. موقعیت عمومی خصوصی جغرافیایی: (حدود و وسعت)

روستای بادخور در شمال شرق شهرستان قوچان می باشد در فاصله 15 کیلومتری این شهرستان واقع شده است.

مساحت کل این روستا حدود 15 هکتار (مساحت قسمت مسکونی) این روستا از شمال روستای زوخانو و از جنوب به روستای یوسفخان و از شرق به روستای آبشوری و از غرب به روستای آق کاریز متصل می گردد. این روستا در کناره های بیش دره، ییلاق، سرچیل و قره میخ واقع گردیده.

موقعیت این روستا به صورتی است که امروزه به عنوان یک مکان توریستی و تفریحی در استان خراسان معرفی شده است. این روستا جاذبه های طبیعی و تاریخی بسیاری دارد، توجه گردشگران بسیاری را به خود جلب کرده است.

  1. ناهمواریها

در اطراف این روستا کوههای زیادی به چشم می خورد. وضع طبیعی این روستا کوهستانی است و دشت ندارد. مردم در کوهپایه ها اقدام به خانه سازی کرده اند و زمین هایشان در دامنه کوهها هستند که معمولاً ناهموارند بعضی از این کوهها عبارتند از: ییلاق، حاجیمانلو، که در این کوه یک چشمه وجود دارد کوه ببری، که در اصطلاح محلی به آن تخته بیره می گویند. کوه کره بزرگ، قره میغ، سرچیل، گاو خانه، ساسی گل، کافرزد کندر، قرش باسین، آق زبند، خلیل کوه زروریس در 8 کیلومتری خاور آبادی است.

تپه هایی نیز در اطراف این روستا است که اشراف قلعه و کهنه قلعه در بالای این تپه ها واقه شده اند.

  1. اقلیم آب و هوا:

اقلیم هر منطقه بستگی به پارامترهایی از جمله: دما، بارندگی، رطوبت نسبی و تبخیر و تعریق و روزهای یخبندان و غیره دارد که با توجه به تغییرات این پارامترها نوع آب و هایی هر ناحیه و اقلیم آن مشخص می شود و در نوع کشت و فعالیت های کشاورزی هر منطقه موثر می باشد. دما یکی از پارامترهای تاثیر گذار در اقلیم هر منطقه است. دمای دهر منطقه به گردش عمومی جو و عوامل مهم در تغییرات درجه حرارت می باشد به این صورا که با افزایش ارتقاع از میزان دما کاسته می شود.

با محاسبه ای که در روستای بادخور صورت گرفته با افزایش 100 متر ارتقاع حدود 5 درجه سانتی گراد از دما کاسته می شود و ارتفاع این روستا از سطح دریا 1420 متر است.

روستای بادخور یک منطقه سرد و معتدل یا می توان گفت تا حدودی سرد کوهستانی است. و میانگین دما در آن طی دوره 32 ساله 5/12 درجه سانتی گراد بوده است و طول روزهای سرد و یخبندان بیشتر از روزهای گرم و معتدل است و در واقع دوره سرد در این ناحیه طولانی است.

متوسط بارندگی بادخور در حدود 280 میلی متر می باشد دوره خشکی 154 روز است که از اواخر اردیبهشت لغایت مهر ماه می باشد به این ترتیب 5 ماه دوره سرد و سه ماه دوره گرم و دو دوره انتقال بهار و پاییز در رابطه با شرایط دما در این ناحیه قابل تشخیص است. دمای زیادی از خرداد شروع شده و متوسط دمای ماههای خرداد، تیر و مرداد بالای 20 درجه سانتی گراد می باشد.

و از آذر تا اسفند متوسط حداقل دما پایین تر از صفر درجه است. میانگین متوسط سالانه بارش در این روستا حدود 276 میلی متر است و درصد بارش در فصل پاییز 5/20 درصد و در فصل تابستان 72 درصد و حدود 2/31 درصد مربوط به فصل زمستان می باشد و بارشهای زمستان اغلب به صورت برف است که تا اوایل فصل بهار ادامه دارد.


 

رطوبت نسبی:

یکی دیگر از پارامترهای مهم جوی می باشد طبق آمارهای بدست آمده دارد بیشترین رطوبت نسبی در بهار حدود 65% و در پاییز حدود 60% و کمترین آن در ماه شهریور متوسط آن 40% بوده است که این مقدار بارش رطوبت هوا تناسب بسیار یعنی با بالا رفتن درصد رطوبت بارش بیشتر شده و با کاهش آن بارش کمتر اتفاق می افتد (منبع هواشناسی شهرستان قوچان).

بادهای روستا بادخور:

با توجه به تحقیقات بدست آمده از اهالی محل و منابع جغرافیایی شهرستان قوچان بادهایی که در این محل می وزند 3 نوع هستند.

  1. باد آیش: بادی است گرم و خشک که جهت آن از شمال شرقی و جنوب غربی است که در اواخر بهار و بیشت در فصل تابستان می وزد، شدت آن متوسط و به ندرت زیاد بوده، در بعضی از مواقع بارگبار همراه می باشد.
  2. باد دولان: بادی است ملایم و مربوط که از سمت شمال می وزد و زمان آن در اواخر بهار تا اواسط پاییز است، شدت آن کم تا متوسط است و اثرات مثبتی را بر تمام گیاهان داشته است.
  3. باد سرد: این باد که بیشتر در فصل زمستان و در داخل دره ها می وزد و گاهی تند که موجب تولید کولاکهای شدید می شود و اکثر اوقات این باد همراه با سوز و سرماست، گاهی هم توده های هوای سرد از بلندیهای معروف به ذوالفقار وارد مناطق شرقی خراسان می گردد این باد به دلیل گیاه در حالت خواب و استراحت است چندان اثر منفی نداشته و فقط موجب تاخیر در شروع رشد و نمو می گردد.
  4. منابع آب (رود ها، چشمه ها، قنوات و ...)

آب یکی از اساسی ترین عوامل توسعه و آبادانی یک منطقه می باشد و یکی از اصلی ترین عوامل در کشاورزی یک روستا محسوب می شود. روستای بادخور به دلیل بهرمند بودن از آب کشاورزی ملفی دارای باغات و زراعت فراوان سر سبزی بالایی می باشد.

مهمترین منبع آب در این روستا رودخانه اترک و چشمه گرماب است و مزارع این روستا و زمینهای آبی همه با آب رودخانه اترک آبیاری می شوند.

چشمه گرماب در بالای روستا و نزدیک زوخانو است که مالکیت این چشمه به وجود نیاورده و تاثیری در آن نداشته، جدیداً و در زمان حال با سنجش اداره آب منطقه ای خراسان حدود و بالغ بر 240 لیتر در ثانیه از چشمه گرماب بادخور آب سرازیر رودخانه می شود. این چشمه بزرگ در محل مزرعه ترناب یا توناب است که مالیکیت این مزرعه به دست مردم روستای بادخور است. در واقع این چشمه گرماب به دو چشمه بزرگ در کنار هم هستند که از هر کدام 120 لیتر آب در ثانیه می جوشد و چندین چشمه کوچک در کنار آنها می باشد، که لوله کشی آب مصرفی از این چشمه می باشد.


 

چند چشمه دیگر هم در کوههای اطراف روستا وجود دارد که نامهای آنها عبارتند از:

  1. جاجیمانلو، 2. چشمه متین، 3. چشمه ای در کوههای بیری، 4. چشمه بیگ که در موقع پاییز دامداران دامهای خود را در آنجا مشروب می نمایند.

از نظر چاههای آب هم هیچ چاب آب عمیق و نیمه عمیق در این روستا وجود ندارد. (مصاحبه با بزرگان روستا).

  1. جنس خاک:

جنس خاک در این روستا لوم است و خاک لوم متوسط برای کشت تقریباً همه محصولات مناسب است.

خاک روستا بادخور همه خصوصیات خاک لوم را دارد که در پایین نشان داده شده است.

خاکهای لومی: 1) خاکهای با بافت متوسط درشت (1. بافت لومی شنی، بافت لومی شنی ریز، 3. بافت لومی شنی خیلی ریز)، 2) خاکهای با بافت متوسط (1. بافت سیلت لوم، 2. سیلت)، 3) خاکهای با بافت متوسط ریز (1. بافت لوم رسی، 2. بافت لوم رسی شنی، 3. بافت لوم رس سیلتی).

ب. تاریخچه ده

از اماکن تاریخی این روستا می توان یک آسیاب آبی را نام برد، به دلیل آب فراوانی که این روستا داشته این آسیاب را ساخته بودند و به وسیله شدت آب، سنگ آب به چرخه در می آمد که تامین کننده آرد بسیاری از روستاهای اطراف خود می باشد و این آسیاب در مزرعه الوارچین در روستای باخور است که در نوع خود بی نظیر بوده است.

آسیاب دیگری هم در این روستا است که در مزرعه آبشرغان می باشد قدمت آن از آسیاب آلواچین کمتر است. در کنار آسیاب آبی آبشرغان درخت چنار کهنسالی وجود دارد که بزرگان و مردم این روستا می گویند بین 400 تا 500 سال سن دارد.

از اماکن تاریخی دیگر این روستا نیز می توان به کهنه قلعه و اشرف قلعه نیز اشاره کرد.

قلعه اشرف: در ضلع شرقیث اردوگاه احد و در بالای کوه قرار گرفته است که خانه هایشان به خوبی نمایان است. در سال 1340 بعضی از مردم قوچان و اطراف اقدام به کندن آن کردند که از طرف اداره میراث فرهنگی جلوگیری به عمل آمد.

بزرگان این روستا که آنها نیز از بزرگان خود شنیده اند، می گویند: این روستا را مغول ها ویران نموده اند. در روبروی این قلعه سنگرهایی مشاهده می شود که می گویند در آن زمان از آنجا با توپ قلعه را ویران نمودند. این قلعه حدود 350 سال قدمت دارد.

کهنه قلعه: آثار باقی مانده از ویرانی خانه ها به طور کامل مشخص است که 300 سال قدمت دارد این قلعه در روبروی روستای بادخور قرار داد که هم اکنون به کلی ویران گشته از مشاهده این دو قلعه تاریخی مشخص می شود که نحوه معماری اشرف قلعه از کهته قلعه بهتر بوده و معماران آن هنرمند و سلیقه بودند.

از بناهای تاریخی دیگر روستای بادخور می توان به حمام مخروبه ای اشاره کرد که در ابتدای روستا بعد از پل می باشد که تقریباً ویران شده است.

در روستای بادخور چهار غار نیز وجود دارد که در مزرعه قره نه هستند. یکی از این غارها که حدود 12 متر است و آن را قولو می نامند خیلی وحشتناک است و هیچ کس جرأت رفتن به این محل را به تنهایی ندارد. (مصاحبه با بزرگان).

حوادث تاریخی:

در اردیبهشت ماه سال 1355 سیلی عظیم به راه افتاده که به مزراع، درختان، خانه های حاشیه رودخانه آسیب زده و در مسیر خود به قوچان همه چیز بر سر راه خود را ویران نموده و در هم شکسته و در همان سال خسارات زیادی به این روستا و زارعینش زده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دوم

سیمای ده


 

سیمای ده:

 مطالعه شکل خارجی و ریخت شناسی روستای بادخور مورد نظر است:

  1. توزیع مراکز مسکونی: مزارع و اماکن عمومی ده: (شکل سکونت، متمرکز، پراکنده).

شکل سکونت در روستا چند نوع است: 1. روستاهای خطی: در این روستا الگو واحدهای مسکونی روستائیان در طول جاده، آبراه یا شریان حمل و نقل قرا گرفته. 2. روستاهای دایره ای: در این الگو خانه ها به شکل دایره در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و هر واحد مسکونی شامل خانه، حیاط و مزرعه است. 3. روستاهای متمرکز: روستاهایی هستند که به صورت متمرکز در کنار یکدیگر واقع شده اند و زمین های مزروعی در بیرون ای مجموعه واقع شده اند.

شکل روستای بادخور از نوع متمرکز است که در آن خانه ها در وسط روستا به صورت متمرکز واقع شدهاند و باغات و مزراع در اطراف هستند و خانه ها به هم فشرده و نزدیک به هم و در هر خانواده به طور مستقل برای دامهایش آغل و طویله دارد.

در بعضی از خانه های قدیمی این روستا که هم اکنون تعدادی از آنها باقی مانده در یک حیاط چند باب خانه مسکونی قرار داد که در هر کدام یک خانواده زندگی می کنند و هیچ دیوار و حصاری بین آنها نیست.

اماکن عمومی این روستا مدرسه، مسجد و نانوایی هستند که مدرسه و مسجد آن در مرکز روستا قرار دارد و تقریباً نزدیک به هم هستند اما نانوایی در مرکز نیست و از این دو مکان دور است. حمام هم ندارند و فقط یک حمام مخروبه دارد که کامل ویران شده است، که آن نزدیک مسجد است.

روستای بادخور همان طور که عنوان کردیم متمرکز است و شکل سکونا آن تحت تاثیر محیط جغرافیایی و شرایط طبیعی است. این روستا در پای کوه قرار گرفته و کوههای زیادی از اطراف آن را احاطه کرده اند.

خانه ها این روستا دارای دو ساخت هستند. 1. ساخت قدیمی 2. ساخت جدید.

ساخت قدیم خانه های کاه گلی هستند و باخشت خام و سنگ کار شده اند.

در ساخت جدید، خانه ها با سیمان، آجر و گچ، کار شده اند.

  1. راههای ارتباطی با محیط اطراف

موقعیت اماکن عمومی در روستا مثل مدرسه، مسجد، حمام:

از مهمترین بناهای روستا و از اصلی ترین اماکن یک روستا اماکن عمومی هستند، این اماکن شامل مسجد، مدرسه، حمام و غیره است. نحوه معماری این اماکن در روستا نیز بسیار مهم است.

در روستای بادخور حمام وجود ندارد فقط حمام مخروبه ای وجود دارد که تقریباً ویران شده است و امروزه بیشتر خانه ها حمام خصوصی دارند. بعضی از مردم که حمام خصوصی ندارند به حمام عمومی روستای یوسفخان یا به شهر می آیند.

در این روستا یک مسجد وجود دارد که ساخت آن جدید نیست و قدیمی است و خیلی بزرگ  نیست و در مرکز روستا است. روبروی مسجد محل مکان مدرسه قدیم هموار گردیده و قرار است در آنجا یک مسجد احداث گردد. مسجد روستا نام خاصی ندارد. از نظر مدارس فقط یک مدرسه ابتدایی در این روستا وجود دارد که آن نزدیک مسجد است. در ابتدای کوچه ای که باغات منتهی می گردد قرار گرفته است.

  1. مورفولوژی (ریخت شناسی ده)

روستای بادخور نیز به محله های متعددی تقسیم می شود.

  1. محله سیدها: در این محله عده ای از سیدها که از روستای داغیان آمده اند زندگی می کنند. در واقع مردم روستا به علت نداشتن ملا یک سید را که سید بزرگ نام داشت به این روستا می آورند. این سید در روستا ساکن می شود که محل زندگی آن را محله سیدها می نامند که هم اکنون نیز در آن محل سیدها زندگی می کنند.
  2. محله پشت قلعه که به اصطلاح محلی آن را (پاش کله) می نامند. این محله در انتهای روستا است.
  3. محله غریبه ها: این محله مخصوص طایفه شیخ کانلویها است و آنها در این محله ساکن هستند. در اصطلاح محلی ان را (ژور غریوان) می نامند.
  4. محله اورته کالی ها: یعنی وسط کال است که در آن دو طایفه زندگی می کنند، طایفه بغمیشی ها، طایفه سرولایتها.
  5. محله روان یا (ژوروران): که طایفه ورانلویی ها در آنجا ساکن هستند.
  6. محله کوتل طاق گل: راز گیفانی ها در آنجا ساکن هستند، قبلاً فقط زنی به نام طاق گل در آنجا ساکن بود.

به طور کلی می توان گفت محله های روستای بادخور بر اساس طایفه هایی که در روستا ساکن شده اند شکل گرفته و نام گذاری شده و درهر محله طایفه خاص زندگی می کند.

  1. کوچه ها، میدان ها و خیابان ها:

روستای بادخور میدان ندارد و دارای کوچه های باریک و درازی است که تعداد این کوچه ها فراوان است و همه کوچه  ها به هم راه دارند و کوچه بسته ندارند، شاید بتوان گفت تمام کوچه ها به هم وصل می شوند به هم راه دارند، دیوار کوچه ها بلند نیست کوچه ها خاکی هستند، در زمستان و در هنگام باران کوچه ها به شدت گلی می شوند و این روستا حدوداً 14 سال است که از نعمت برق برخوردار شده است و در این کوچه ای باریک و دراز ستون های بتنی زیادی دیده می شوند.

از روی پل که به داخل روستا وارد می شویم به دو کوچه بزرگ تقسیم می شود که شاید بتوان نام آن را خیابان گذاشت که این خیابانها دارای کوچه های فراوانی است و تمام کوچه ها به این کوچه و به اصطلاح خیابان انشعاب پیدا می کنند.

  1. جدایی مکانها:

در این روستا جدایی مکانها وجود ندارد و تمام قسمتهای ده به هم وصل است، تمام کوچه ها به هم راه دارند. روستا به صورت متمرکز در وسط قرار دارد و باغها و مزراع در اطراف آن قرار دارند. فقط تعدادی از خانه های مسکونی حاشیه جاده قرار دارند، آنها هم ابتدا در روستا بودند و به خاطر نزدیکی به زمینهای خود به آن محل خانه سازی کرده اند.

  1. راههای ارتباطی با محیط اطراف شهر و روستاهای دیگر:

روستای بادخور با شهرستان قوچان حدود 15 کیلومتر فاصله دارد و در مسیر شهر تا روستا، روستاهای هی هی، چالاکی، قیطاقی، یوسفخان، قرار دارند، که مسیر شهر تا روستا آسفالت است و از مسیر جاده تا داخل روستا شوسه است. داخل روستا هم شوسه و خاکی است، مسیر روستا تا زمینها و باغات نیز شوسه است. قبلاً راه روستا تا باغات ناهموار بود ولی اکنون به دلیل طرح آب رسانی سازمان آب، تا قوچان این راه هموار و مسطح است. نزدیک ترین مسیر روستا از جنوب روستای یوسفخان و از شمال روستای زوخانو است.

  1. مسکن و تسهیلات زندگی:

خانه های این روستا به علت کوهستانی بودن منطقه معمولاً از نظر معماری از سنگ و خشت خام درست شده اند، که بیشتر سنگ ها را از کوههای اطراف روستا آورده اند. در روستای بادخور علاوه بر سنگ و خشت خام در ساخت خانه ها از کل گل، سیمان (در خانه های جدید) و آجر نیز استفاده شده است. سقف خانه های قدیمی این روستا از چوب است و خانه های جدید سقفشان از آهن است. چوب مورد استفاده معمولاً چوب درخنان سپیدار است.

اینها مصالح اساسی مورد استفاده و پرکاربرد در خانه های روستای بادخور هستند. مصالح ساختمانی هر منطقه به شرایط آب و هوایی و محیط طبیعی آن منطقه بستگی دارد.

از نظر طرز ساختن خانه ها می توان گفت که خانه های قدیمی این روستا دارای دو اتاق یک راهرو یا دالان و یک آشپزخانه کوچک هستند. این خانه ها دارای حیاط بزرگی به مساحت 300 متر هستند که به حیاط آغل های بزرگ برای نگداری از دام ها ساخته اند. هر یک از خانه ها نیز در داخل حیاط هر یک از انباری وجود دارد که در آنجا پنیر، ماست، محصولات دامی و وسایل اضافی خانه را نگهداری می کنند و در این انباری ها کندوهایی وجود دارد که در آن آرد، گندم و جو نگهداری می کردند که امروزه دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد که انباری را کندوخانه می نامند.

علاوه بر اینها در داخل حیاط هر خانه یک شیر آب و یک تنور وجود دارد که برای پخت نان از آن استفاده می کنند که الان چند سالی است که به علت داشتن نانوایی کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

در داخل حیاط درخت و باغچه وجود ندارد فقط در بعضی از حیاطها یک الی دو درخت وجود دارد.

اگر به هر یک از خانه های قدیمی پا بگذاریم، تجهیزات و وسایل ابتدایی یک زندگی ساده را می بینیم همان طور که گفتیم خانه ها دارای دو اتاق هستند. مردم از یک اتاق به عنوان مهمان خانه استفاده می کنند که با قالی های محلی آن را فرش کرده اند، اتاق دیگر به عنوان اتاق نشیمن است که بسیار ساده است، در آشپزخانه نیز وسایل ساده آشپزی قرار دارد و از ظرف های مسی و روی بیشتر استفاده می کنند. در خانه جدید و مردم جوان این روستا وسایل جدیدتر است و ساده زیستی کمتر به چشم می خورد.

نوع خانه ها نیز در قدیم بر اساس قشر اجتماعی متفاوت بود، افراد طبقات پایین و مستضعف فقط یک اتاق داشتند اما افراد طبقات بالا و ثروتمندان دو اتاق، دالان و آشپزخانه داشتند.

وضع بهداشتی محیط مسکونی:

رعایت بهداشت از اصلی ترین عوامل سلامتی انسان و سالم بودن محیط زندگی افراد است. روستای بادخور از نظر بهداشت در سطح پایینی است، عدم رعایت نکات اساسی بهداشتی در گذشته بیشتر و امروزه کمتر شده است.

مردم این روستا فضولات حیوانی خود را به داخل حیاط یا در بیرون حیاط می ریختند که این خود باعث بروز بسیاری از بیماریها می شدند.

در گذشته مردم به علت رعایت نکردن بهداشت دچار بیماری مثل: کچلی، طاعون، سرخک و بیماریهای انگلی می شدند و نیز بیماری شایع دیگر این روستا تب مالت بود.

ولی امروزه به علت پیشرفت امکانات کمتر دچار این بیماریها نمی شوند چون هر چند مدت خانه ها و طویله ها را سم پاشی می کنند ولی هنوز فضولات حیوانی را جلوی درب حیاط می ریزند. از نظر تسهیلات زندگی مثل برق و آب لوله کشی نیز این روستا حدوداً 15 سال است که از نعمت برق برخوردار است.

از نظر آب لوله کشی نیز قبلاً بعضی از خانه ها آب لوله کشی داشتند ولی حدوداً 6 سال است که تمام خانه ها آب لوله کشی دارند و از این نعمت بزرگ خداوند نیز برخوردارند.

از زمانی که روستا برق کشی شده است تمام وسایل برقی را در خانه ها می توان مشاهده کرد. همه خانه ها تقریباً وسایل ضروری برقی مثل: یخچال، تلویزیون، ماشین لباسشویی و غیره را دارند. قبلاً برای روشنایی خانه ها خود از چراغ فتیله استفاده می کردند اما امروزه همه برق دارند.

از نظر تسهیلات دیگر مثل تلفن روستا حدود 12 سال بود که دارای یک مرکز مخابرات بود و اکنون 6 سال است که تمام منازن تلفن دارند و از این نعمت نیز برخوردارند. این روستا هنوز مرکز بهداشت ندارد و قرار است به زودی از این نعمت نیز برخوردار شود.


 

 

 

 

بخش سوم:

جمعیت شناسی ده


 

توزیع سنی و جنسی جمعیت (هرم سنی)

جدول توزیع سنی و جنسی جمعیت روستای بادخور در سال 1389

گروه سنی

زن

مر د

کمتر از یکسال

2

3

4-1

15

12

9-5

12

16

14-10

22

23

19-15

18

31

24-20

28

23

29-25

18

23

34-30

19

11

39-35

19

12

44-40

11

14

49-45

14

17

54-50

10

11

59-55

12

8

64-60

14

9

69-65

7

4

74-70

5

7

79-75

8

6

84-80

3

4

85 به بالا

2

3

جمع

239

233

بر اساس آمار گرفته شده از شبکه بهداشت روستای بادخور (472)

تفاوت و تمایز انسانها با یکدیگر از همان ابتدای تولد با معین شدن جنس آنها آغاز
می شود.

سن و جنس دو ویژگی اصلی و ذاتی هر فرد انسان به عنوان واحد شمارش مطالعات جمعیتی است که از تولد تا مرگ در جای جای زندگی فردی و اجتماعی انسان نقش تعیین کننده و حساس دارند.

بر اساس اطلاعات گرفته شده از مرکز بهداشت روستای یوسفخان توزیع سنی و جنسی جمعیت ساکن روستای بادخور بر اساس گروههای 5 ساله تقسیم بندی شده است.

که در این روستا در بین زنان گروه سنی 24-20 بیشترین تعداد را دارد و در بین مردان گروه سنی 19-15 بیشترین تعداد را دارد که زنان در گروه سنی 24-20 سال (27 نفر) و مردان در گروه سنی 19-15 سال (30 نفر) هستند.

می شود همین جا استدلال کرد که جدول مقابل می دهد که تراکم جمعیتی بیشتری در گروه سنی 40-15 سالگی وجود دارد و لذا به نظر می رسد ساخت جمعیتی روستای بادخور، جوان باشد.

در واقع می توان گفت امید به زندگی که همان عمر متوسط است در این روستا سن 75 سالگی است.


 

هرم سنی جمعیت روستای بادخور سال 1389

 

 

مرد                   سن                      زن

 


توزیع جمعیت بر حسب سواد:

جمعیت با سواد

284

جمعیت بی سواد

188

تعداد کل جمعیت

472

 

جدول افراد تحصیل کرده بر اساس جنس

مدرک

زن

مرد

فوق دیپلم

6

12

لیسانس

19

22

فوق لیسانس

3

8

دکتر

ـــــــــ

ـــــــ

جمع کل

28

41

 

در ایران سواد آموزی از یک سرشماری به سرشماری بعدی با سرعت تحول یافته به طوری که رشد جمعیت با سواد به نحو بارزی بیشتر از رشد کل در سنین عمومی سواد آموزی است.

عامل باسوادی علاوه بر جنبه فردی و شخصی می تواند تغییر دهنده رفتارهای جمعیتی باشد، مثلاً در رابطه با تاثیر سواد بر کنترل باروری و توجه به سلامت و بازماندگی اطفال، نتایج طرح باروری و مرگ در سال 1355 به وسیله مرکز آمار ایران انجام شده، داده های بسیار روشنگری را به دست می دهد. بر اساس این طرح مادران با سواد به طور متوسط 7/2 طفل کمتر از مادران بی سواد به دنیا آورده اند و نیز بر اساس همین طرح احتمالی بقا و بازماندگی فرزندان مادران با سواد به نحو بارز بیش از احتمال بازماندگی فرزندان مادران بی سواد است.

در روستای بادخور به علت نداشتن مدرسه راهنمایی و دبیرستان اکثر بچه ها تا پایه پنجم سواد دارند.

تعدادی از پسران بعد از اتمام دوره ابتدایی به مدرسه راهنمایی روستای یوسفخان
می آیند و تعدادی نیز راهی شهر می شوند.

دختران این روستا نیز تعداد اندکی از آنها ادامه تحصیل می دهند بعد از اتمام دوره ابتدایی به شهر می آیند بقیه بعد از اتمام دوره ابتدایی ترک تحصیل می کنند. تعداد زیادی از مردان بزرگ سال این روستا نیز تا پایه پنجم سواد دارند، عده ای نیز در مکتب درس خوانده در روستای بادخور تا سن 10 سالگی غیر فعال محسوب می شوند و پسر بچه ها از سن 10 به بعد در کار کشاورزی و دامپروری به بزرگتر کمک می کنند و گله ها کوچک برها را به چرا می برند که خود یک نوع فعالیت محسوب می شوند و از 70 سالگی نیز غیر فعال هستند و مردم تا سن 70 سالگی به سختی کار می کنند و از این سن به بعد کم کم بازنشسته می شوند ولی هنوز به صورت کامل غیر فعال نیستند.

زنان نیز به همین صورت هستند دختران تا سن 10 سالگی غیر فعال هستند و زنان پیر نیز از سن 70 به بعد غیر فعال هستند.

به طور کلی می توان گفت جمعیت فعال تولید کننده هستند که کشاورزان و دامپرواران هستند و جمعیت غیر فعال مصرف کننده هستند افراد زیر 10 سال و افراد بالای 70 سال که نقشی در تولید ندارند غیر فعال و مصرف کننده هستند.

به طور کلی جمعیت فعال جمعیت واقع در سن فعالیت اقتصادی می باشد یعنی جمعیت 65-15 ساله که سن قانونی فعالیت است اما این سن در روستای بادخور از 15 به 10 سال کاهش یافته و از 65 سال به 70 سال افزایش یافته است و مردم از سن 10 تا 70 به فعالیت اقتصادی می پردازند در واقه یک بچه ده ساله با گله داری و چوپانی خود در خانواده هزنیه ای را که مردم باید برای گرفتن چوپان بپردازند کاهش می دهد.

جمعیت شاغل:

جمعیتی که برای تداوم زندگی و بهبود آن همواره مشغول به کار هستند بدین ترتیب مسدولیت تامین نیازهای سایر افراد تحت تکفل خود را دارند (تمنا، 1375)

در روستای بادخور شغل اکثریت مردم کشاورزی است و در کنار آن دامپروری نیز انجام می دهند.

در این روستا از سن 8 سالگی به بعد شاغل محسوب می شوند و هر کس یک کاری را بر عهده می گیرد.

می توان گفت بیشتر و اکثریت مردم این روستا شاغل هستند و غیر شاغل وجود ندارد. اگر شغل را بر اساس شغل دارای دستمزد در نظر بگیریم زنان کارمند در این روستا 4 نفر و مردان 97 نفر هستند.

توزیع جمعیت روستا بر حسب شغل (به تفکیک سن و جنس):

در این روستا پسر بچه های 10 ساله تا 12 ساله شغل شان علاوه بر درس خواندن به چرا بردن گله های برده هاست.

دختران 10 تا 12 ساله نیز شغلشان به چرا بردن گله ها است. این گروه از بچه ها علاوه بر گله داری در کار کشاورزی و جمع آوری محصول نیز به بزرگترها کمک می کنند.

زنان: زنان روستا بیشتر کار نگهداری از دامها، دوشیدن شیر دامها، کارخانه و جمع آوری یونجه ها را به عمده دارند علاوه بر آن در جمع آوری محصول باغات نیز نقش اساسی را دارند.

مردان: مردان عده ای کار به چرا بدن گوسفندان بزرگ (شیری) را به عهده دارند، عده ای نیز به کار آبیاری مزرا، درو کردن گندم، جو، کاشتن مزارع را به عهده دارند.

شغل مردم روستا را نمی توان از هم تفکیک و جدا نمود زیرا تمام افراد در همه کارها نقش دارند و همه به یکدیگر کمک و یاری می رسانند و نیز نمی توان برای آنان ساعات کاری معین و مشخصی در نظر گرفت چون تمام ساعات شبانه روز را به کار مشغول هستند.

همانطور که گفتیم تقریباً همه جمعیت روستا شاغل هستند و فرد بیکار وجود ندارند و هر فرد در روستا به نوعی یک وظیفه و کاری بر عهده دارد همه افراد اکثر کارها را یاد دارند.

در روستاهای کشورهای در حال توسعه بیکاری فصلی وجود دارد.

می توان این چنین بیان کرد که مردم یک روستا علاوه بر کشاورزی کار دامپروری نیز انجام می دهند. شاید به نظر برسد که یک روستا در فصل زمستان بیکار است ولی بیکاری فقط خاص کشاورزی است و در زمستان شغل دامپروری هنوز وجود دارد. پس می توان این چنین بیان کرد که در روستا بیکاری وجود ندارد و کم کاری در روستا به ندرت مشاهده می شود.

 اگر ولادت و باروری در حرکت زمانی جمعیت نقش مثبتی ایفا می کنند. مرگ و میر در این روند نقشی منفی و کاهنده دارد.

از آنجایی که مرگ و میر واقعه ای تکرار نشدنی است لذا ثبت به موقع مرگ و میر افراد از اهمیت فراوانی برخوردار است.

تعداد مرگ و میر کودکان در همه جوامع بیشتر از مرگ و میر بزرگسالان است. از آنجایی که کودکان آسیب پذیرترین افراد یک جمعیت هستند لذا مرگ و میر آنان دردناک و تحمل برای همگان مشکلتر است.

در گذشته تعداد مرگ و میر در روستای بادخور به علت فقدان بهداشت بالا بود و تعداد زیادی از مردم به علت بیماری های عفونب مانند آبله، سرخچه و ... از بین می رفتند. اگر چه امروزه میزان ابتلا به این بیماری ها و مرگ بر اثر آنها کمتر شده ولی بیماری ها مثل سرطان و بیماری های قلبی و سکته ها در میان مردم بیشتر شده است.

از عوامل مهم مرگ و میر در روستاها می توان به 1. عدم امکانات بهداشتی، 2. عدم تغذیه مناسب اشاره کرد.

عمر متوسط روستانشینان نسبت به شهرنشینان کمتر است به این علت که در روستا امکانات بهداشتی کمتر است.

  1. مهاجرت: مهاجرت می تواند دایم و یا موقت باشد. مهاجرت باعث کاهش تعداد ساکنین منطقه مهاجرت فرست و افزایش تعداد جمعیت منطقه مهاجر پذیر است. تعدادی از جوانان این روستا به دلیل ازدواج، تحصیل و کار در شهر به شهرهایی مثل قوچان، مشهد، تهران، مهاجرت می کنند و احتمال بازگشت مجدد آنها به روستا ضعیف است.

اما تعداد زیادی از روستائیان مهاجرت فصلی دارند یعنی در موقع فراغت از کار کشاورزی از اواسط فصل پاییز تا اوایل بهار در شهر ساکن هسند و از اوایل بهار دوباره به روستا باز می گردند و مشغول  کار کشاورزی و زراعت می شوند، بیشترین آنها در روستا دارای منزل مسکونی هستنند و دوباره بعد از جمع آوری محصول به شهر بازی می گردند.

بیشترین مهاجرت در روستای بادخور فصلی است و تعداد کمی مهاجرت دائم دارند و مهاجرت های روستای بادخور داخلی هستند و مهاجرت خارجی ندارند.


 

از عوامل مهاجرت روستائیان به شهرها می توان:

  1. بیکاری
  2. فقر روستایی و نبود امکانات رفاهی، بهداشتی، اقتصادی
  3. خشکسالی
  4. عوامل جاذبه در مقصد (شهر) بهره وری از امکانات بیشتر، بدست آوردن کار و کسب و درآمد را نام برد.

مردم روستای بادخور نیز به دلایلی مختلف مهاجرت می کنند:

عوامل جاذبه و ایجاد گرایش به مهاجرت به مکان مقصد:

  1. کسب درآمد و شغل
  2. ادامه تحصیل
  3. ازدواج در بیرون از روستا

عوامل دافعه و طرد شدن جمعیت از روستا (عوامل رانش)

  1. نبود امکانات بهداشتی، اقتصادی در روستا
  2. نبود امکانات رفاهی در روستا و سختی زندگی در روستا
  3. تعدادی از مردم روستا به دلیل اختلالات قومی و طایفه ای روستا را رها کرده و راهی شهر شده اند.

 

 

  1. تحرک شغلی و مکانی:

در زمان گذشته کشاورزان برای آب، زمین و مزارع خود را احتراماً و ارزش زیادی قابل بودن و هیچ وقت آن را رها نمی کردند و همیشه سرزمین بودند و شغل اصلی آنها کشاورزی بود اما امروزه تعداد زیادی از مردم شغل کشاورزی را رها نموده اند و گرایش به شغلهای دیگری پیدا کرده اند و حتی برای آن مکان زندگی خود را تغییر داده اند و آن ارزش اولیه ای که برای زمین و مزرعه خود داشتند دیگر ندارند و زمین مزرعه را رها کرده اند به دنبال شغل دومی رفته اند، در واقع مردم این روستا علاوه بر کار کشاورزی و دامپروری دارای شغل دیگری نیز هستند بعضی مغازه دارند و عده ای نیز کارمند هستند.


 

 

 

 

بخش چهارم

ساخت و نظام اجتماعی روستا


 

روابط عمومی مانند رابطه مالک با روستائیان در گذشته هرم قدرت:

با توجه به گفته بزرگان روستا این روستا ارباب نداشت و همه مردم تقریباً در یک سطح بودندع روستا خرده مالک بود فقط 10 خانواده از مالکان بزرگ بودند، نسبت به دیگران دارای زمین های بیشتری بودند. این مالکان بزرگ هر کدام چهار جفت گاو داشتند که دهقانان هر کدام یک جفت گاو را در خانه ارباب سرپرستی و با آنها زمینهای ارباب را شخم می زدند و در آخر سال محصول جمع آوری شده را به ارباب می دادند و ارباب آن را پنج به یک تقیسم می کرد که چهار سهم ارباب و یک سهم دهقان بود. دهقانان دائم در خانه ارباب خود بودند و غذای خود را نیز آنجا می خوردند. دهقانان هر سال قبل از شروع به کار 50 من گندم یعنی 200 کیلو را به عنوان پیش قسط می گرفتند و در آخر و موقع برداشت ارباب آنرا از سهم شان کسر می کرد.

در خانه هر مالک بزرگ یک نفر کارگر یا نوچه به نام طقر بود که او سالانه یکصد تومان مزد دریافت می کرد. ارباب او را دنبال هر کاری می فرستاد می بایست اجرا کند. اما دهقانان جزء کار گاوداری و کشاورزی با کارهای دیگر ارباب انجام نمی دادند.

هرم قدرت

مالکان

طبقات متوسط

دهقانان

چوپانان

طقرها یا نوچه ها

خوشه چین ها

منبع (مصاحبه با بزرگان روستای بادخور)

روابط افقی روستائیان، گروههای اجتماعی

در گذشته علاوه بر روابط عمومی بزرگ مالکی و دهقانی روابط افقی هم وجود داشت که افرادی در یک ردیف بودند مثل خرده مالکانی که به یک اندازه زمین داشتند، افرادی که در یک سطح بودند در کارها به هم یاری می رساندند و به کمک یکدیگر می رفتند و با کمک هم محصولاتشان را جمع آوری می کردند و فرد صاحب کشت نیز جهت پذیرایی از افراد کمک کننده یا ‹‹ یاوارچیان›› یک بره ذبح می نمود.

گروههای شغلی : همان طور که همین خرد مالکان هستند که هنگام جمع آوری محصول به کمک هم می روند.

گروههای سنی: افراد هم سن و سال هستند که با هم روابط دوستی دارند برایشان فرقی ندارد که کدام یک از کدام طبقه است همه با هم مثل برابر و خواهر هستند.

گروههای جنسی: زنان در هنگام کارهای خانه، ساختن صنایع دستی مثل: قالی، دستکش، جاجیم به کمک هم می روند و به یکدیگر کمک می کنند حتی به صورت گروهی به بیابان می روند و گیاهان خوراکی و دارویی جمع آوری می کنند و مردان نیز به همین صورت هستند.

در روستای بادخور تحرک اجتماعی عمودی هم از نوع صعودی و هم از نوع نزولی وجود دارد.

افراد زیادی بودند که جزء گروه فقیر و دهقانان بودند و با تحصیل به درجات عالیه رسیده اند و به طبقات بالا صعود کردند.

و همچنین افرادی نیز بودند که با کار زید دارای ثروت و زمین شده اند و خود را به طبقات بالا رسانده اند.

و افراد دیگری هم هستند به خاطر بی لیاقتی، کم کاری، عیاشی از طبقات بالا  به طبقات پایین نزول کرده اند و زمین، ملک و همه چیز خود را از دست داده اند اینان هم افرادی هستند که به قول سعدی ناقص عقل و بی لیاقت بوده اند.

در روستای بادخور تحرک اجتماعی عمودی هم از نوع صعودی و هم از نوع نزولی وجود دارد.

در روستای بادخور تحرک افقی کمتر به چشم می خورد. در این روستا دهقانان و کارگران زراعی امروزه به کارگرانی تبدیل شده اند که در شهر در زیر دست بناها کار می کنند بعضی از کارگران زراعی نیز چوپان شده اند.

روابط اجتماعی در حال حاضر (رابطه روستائیان با دیگران)

روابط اجتماعی روستائیان با هم خیلی مستحکم و قوی است و همیشه در همه حال از حال یکدیگر با خبر هستند. اگر برای یکی از اهالی روستا اتفاقی بایفتد یا دچار مشکلی شود همه به او کمک می کنند و به نوعی با او همدردی می کنند و در همه حال یار و یاور یکدیگر در مجالس شادی و غم در کنار هم هستند، اختلافات قومی و قبیله ای همه از بین رفته است و همه با هم مهربات هستند. اگر هم تعدی با هم اختلاف داشته باشند ریش سفیدان و بزرگان روستا سعی در اصلاح آن و بر طرف کردن اختلاف هستند.

در واقع همه در یک سطح هستند و مالکان بزرگ و کارگران خود به عنوان یک طبقه پایین نگاه نمی کنند و به او به عنوان یک هم نوع، و هم ولایتی نگاه می کند. به طور کلی می توان گفت به دلیل رشد فرهنگی و بالا رفتن سطح فکری مردم روابط اجتماعی افراد با هم نیز تغییر کرده و افراد به هم نزدیک تر شده اند و روابط مثل گذشته نیست.


 <

دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد شناسایی کل روستا

مبانی نظری و پیشینه تحلیل فضایی بلوارهای شهری

اختصاصی از رزفایل مبانی نظری و پیشینه تحلیل فضایی بلوارهای شهری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مبانی نظری و پیشینه تحلیل فضایی بلوارهای شهری


مبانی نظری و پیشینه تحلیل فضایی بلوارهای شهری

مبانی نظری و پیشینه تحلیل فضایی بلوارهای شهری

40 صفحه

همراه با منابع

2-1) فرایند شکل گیری سیستم منظر شهری...........................................................................14

2-2) جنبش های نخستین پیرامون تلفیق شهر با طبیعت........................................................ 15

2-3) جایگاه طبیعت در شهرسازی نیمه اول قرن بیستم..........................................................16

2-4) عوامل موثر بر شکل گیری طراحی شهری در قرن 21...................................................17

2-5) بلوارهای شهری در ایران ...............................................................................................18

2-6) بلوارهای اولیه در جهان..................................................................................................19

2-7) پیشینه تحقیق..................................................................................................................20

2-7-1) سبزراه های داخلی.....................................................................................................20

2-7-1-1) بلوار کشاورز تهران...........................................................................................20

2-7-1-2) بلوار میرداماد تهران...........................................................................................20

2-7-1-3) بلوار پیروزی مشهد...........................................................................................21

2-7-1-4) بلوار چمران شیراز........................................................................................... 21

 2-7-2) سبزراه های خارجی....................................................................................................22

2-7-2-1) سایت لادفانس "La Defence" در پاریس............................................................22

2-7-3-2) سبزراه قاهره- مصر ................................................................................................23

2-7-4-3) پارک بلوار "Park Avenue" منهتن – نیویورک...................................................24

2-8)  ویژگی های بلوارهای شهری..........................................................................................25

2-8-1) مفرح بودن.................................................................................................................. 25

2-8-1-1) گیاهان.....................................................................................................................25

2-8-1-2) آب..........................................................................................................................26

2-8-1-3) تابش آفتاب.............................................................................................................27

2-8-1-4) سایه........................................................................................................................27

2-8-2) فضاهای نشستن..........................................................................................................28

2-8-3) وسعت دید..................................................................................................................30

2-8-4) ایمنی در کنش میان پیاده و سواره...............................................................................31

2-8-5) روان بودن....................................................................................................................35

2-9) ضوابط طرح بهسازی و نوسازی بلوار..............................................................................41

2-9-1) فواصل..........................................................................................................41   

2-9-2) کاربری ها و فعالیت ها................................................................................................41

2-9-3) حرکت پیاده و سواره...................................................................................................42

2-9-4) شکل بلوار....................................................................................................................45

2-9-5) بدنه ها و جداره ها.......................................................................................................45

2-9-6) کف...............................................................................................................................45

2-9-7) مبلمان شهری...............................................................................................................46

2-9-8) نور......................................................................................................................47           

2-9-9) پوشش گیاهی...............................................................................................................48


دانلود با لینک مستقیم


مبانی نظری و پیشینه تحلیل فضایی بلوارهای شهری

دانلود پروژه با موضوع مدیریت زباله و پسماندهای شهری

اختصاصی از رزفایل دانلود پروژه با موضوع مدیریت زباله و پسماندهای شهری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .
دانلود پروژه با موضوع مدیریت زباله و پسماندهای شهری

 

 

 

 

 

بی توجهی به امر جمع آوری و دفع مواد زاید جامد در جا معه امروزی به علت کمیت و کیفیت گوناگون مواد ،توسعه بی رویه شهرها ،محدودیت های وضع شده برای خدمات عمومی در شهر های بزرگ وعدم تکنولوژی مناسب ،باعث ایجاد مشکلات ویژه ای شده که رفع آنها از طریق هماهنگی علم و تجربه در چارچوب یک مدیریت صحیح امکان پذیر است علاوه بر مشکلات ناشی از افزایش جمعیت و گسترش بی رویه شهرها ، تلنبار شدن مواد در زمین های اطراف شهرها،رودخانه ها ،جنگلها وحتی در مزارع به آلودگی اکوسیستم های آبی- خاکی منجر گردیده ونه تنها حیوانات وگیاهان را به خطر انداخته ،بلکه به آلودگی آب ، آبهای زیرزمینی وحتی مرگ آبزیان منجر گردیده است .طبق بررسی های انجام شده در تهران وچندین شهر دیگر مواد فساد پذیر در زباله های خانگی بالغ بر 35 تا 76 درصد است که از نظر بهداشتی به علت تعفن و تجزیه سریع در هوای گرم موجب تکثیر بسیاری از میکروبها و رشدونمو حشرات می گردد در حالیکه اگر این مواد به صورت یک برنامه منظم وطبق ضوابط به صورت کمپوست در آید از نظر اقتصادی می تواند جوابگوی بسیاری از هزینه های جمع آوری زباله باشد .برای ارزیابی وبرگزیدن سیستم حمل ونقل و لوازم مورد نیاز جامد از جمله مدیریت وبرنامه ریزی وطرحهای جمع آوری زباله و پی بردن به ترکیبات زباله از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

 

موضوع : مدیریت زباله و پسماندهای شهری 

تعداد صفحات :46

فرمت: ورد

 

فهرست :

  • پیش گفتار
  • مقدمه
  • هدف تحقیق
  • اهمیت تحقیق
  • اهمیت و ضرورت تحقیق
  • تعریف متغیرها و اصطلاحات
  • نظریات درباره زباله و وضعیت آن
  • یافته ها و آنالیز تحقیق
  • زباله های بیمارستانی شهر ابهر
  • تفکیک در محل
  • عوامل موثر در امر بازیافت
  • حمل و نقل
  • جمع آوری
  • انتقال
  • سیستم های جمع آوری
  • ارزیابی ، تجزیه و تحلیل سیستم های جمع آوری زباله
  • مزایا و معایب زیست محیطی و بهداشتی سیستم جمع آوری زباله به روش نیسان و خاور
  • مزایا و معایب زیست محیطی و بهداشتی سیتم جمع آوری زباله به روش مکانیزه
  • روش های بهینه سازی جمع آوری زباله با روش مکانیزه
  • نتیجه گیری فصل

دانلود با لینک مستقیم


دانلود پروژه با موضوع مدیریت زباله و پسماندهای شهری