فرمت فایل: Word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )
قسمتی از محتوای متن
تعداد صفحات : 19 صفحه
فهرست مقدمه:.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دانلود جنگهای پیامبر 19 ص
فرمت فایل: Word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )
تعداد صفحات : 19 صفحه
فهرست مقدمه:.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
تعیین جنسیت
با کروموزوم Y است.
داخل تقریبا همه سلول ها به ظاهر یکسان است. سلول ها توسط غشا پوشیده شده اند و در داخل آنها اعضای کوچک سلول قرار گرفته است. می بینید که ژن ها در سلول به شکل عجیبی بسته بندی شده اند. این بسته ها را کروموزوم می نامند. در هسته (تقریبا) تمام سلول های ما 46 کروموزوم به صورت 23 جفت وجود دارد. در شکل (بزرگ) منظره 23 جفت کروموزوم را مشاهده می کنید.
هر جفت کروموزوم از دو نفر به ارث رسیده است: مادر و پدر. کی از کروموزوم های هر جفت از مارد و کروموزوم هر جفت از مادر و کروموزوم دیگر از پدر به ارث می رسد. ژن های روی هر یک از دو کروموزوم جفت، یکسان هستند این مسئله امتیاز بزرگی محسوب می شود. اگر یک ژن معین روی یکی از دو کروموزوم جفت آسیب ببیند، ژن سالم واقع بر روی کروموزوم دیگر می تواند جانشین آن شود.
دو شکل کوچک سمت چپ هم منظره دیگری از کروموزوم ها را نشان می دهد. این اشکال کوچک و بزرگ X مانند، فقط هنگام تقسیم سلولی که قرار است.کروموزوم ها از هم جدا شوند دیده می شوند.
در این شکل ها به خوبی می شود دید که اندازه جفت های کروموزومی با هم متفاوت است. اما تقریبا تمام کروموزوم های دختر و پسر شبیه هم به نظر می رسند. در دختران طول دو کروموزوم در تمام جفت های کروموزومی مساوی است و یکسان به نظر می رسند. همه این کروموزوم ها به شکل X هستند. اما در پسران یک جفت کروموزوم با 22 جفت دیگر تفاوت دارد (دور آنا دایره کشیده ایم). در این جفت ، کروموزوم بلند را کروموزوم با 22 جفت دیگر تفاوت دارد (دور آنها دایره کشیده ایم). در این جفت، کروموزوم بلند را کروموزوم X و کروموزوم کوتاه را کروموزوم Y می نامند. همین کروموزوم Y کوچک جنسیت را تعیین می کند.
کروموزوم چیزی نیست جز ژن های درهم پیچیده. بنابراین هر چه هست زیر سر خود ژن هاست. تنها تفاوت پسر و دختر در همان ژن هایی است که روی کروموزوم Y قرار دارند. دختر این ژن ها را ندارد ونیازی هم به آن ندارد.این ژن ها موجب تولید پروتئین های خاصی در سلول های بدن پسرها می شوند. همین پروتئین ها هستند که اعضای لازم برای بدن جنس مرد را می سازند.
البته پسرها به ژن های کروموزوم X هم نیاز دارند. اما ژن هایی که روی کروموزوم Y قرار دارند تفاوت ها دوجنس مرد و زن را به وجود می آورند. اگر کروموزوم Y وجود نداشت همه انسان ها زن می شدند. حالا کاملا مشخص شد چرا این کروموزوم های خاص که در دختر XX و در پسر Y X است، کروموزوم جنسی می نامند.
خوب دیگر وقت آن رسیده است که ژن ها را از نزدیک بررسی کنیم. برای این کار باید باز هم کوچکتر شویم.
در اینجا یکی از آن 46 کروموزوم را می بینید. به تدریج که کوچک تر می شویم می بینیم که این کروموزوم محتوی مخلوطی از رشته هاست. وقتی بیشتر دقت می کنیم می بینیم این رشته ها به دور قرقره های ظریفی پیچیده شده اند. این قرقره ها از پروتئین هایی به نام هیستون تشکیل شده است.
اکنون کاملا کوچک شده ایم و خود رشته د. ان . آ را هم می بینیم. د. ان . آ از دو رشته تشکیل شده است که در کنار هم قرار گرفته اند و به یک نردبان فنری شکل شباهت دارند. پله های این نردبان از مواد شیمیایی به نام نوکلئوتید ساخته شده است. نوکلئوتیدها چهار نوع هستند (سیتوزین –گوانین- تیمین- آدنین) که با اسامی اختصاری C.G.T.A مشخص می شوند. هر پله نردبان از یک جفت نوکلئوتید تشکیل شده است. ژن در واقع یک قطعه از د. ان . آ است که چندین هزار نوکلئوتید دارد. نحوه قرار گرفتن متوالی نوکلئوتیدها یک ژن مشخص می کند که سلول کدام پروتئین را بسازد.
آیا توانستید پله های نردبان را ببینید؟ همه پله ها از جفت های نوکلئوتیدی ساخته شده است که همیشه به صورت یکی از این 4 حالت هستند: TA.AT.CG.GC و امکان ندارد به صورت دیگری ترکیب شوند. T هرگز با C یا G جفت نمی شود. C هم با A یا T جفت نمی شود. بنابراین اگر نردبان از طول باز شود و تنها یک نیمه آن باقی بماند، ما دقیقا می توانیم بگوییم نیمه دیگر به چه صورت بوده است.
اگر نردبان از طول دو نیمه می شد و هر 4 نوکلئوتید به اندازه کافی در اختیار هر دو نیمه قرار می گرفت، هر یک از 4 نوکلئوتید A,T,G,C به نوکلئوتید جفت خود می چسبند و رشته ای مانند رشته اصلی به وجود می آمد. در نهایت دو رشته کاملا یکسان ساخته می شد. چنین کاری شباهت زیادی به رونویسی یا رونوشت برداری از یک متن دارد. این درست همان اتفاقی است که هنگام تقسیم سلولی رخ می دهد و ژن ها رونویسی می شوند تا هر سلول دختر یک رونوشت از ژن ها داشته باشد.
ژن ها یک کار بزرگ دیگر هم انجام می دهند. آنها علاوه بر اینکه رونویسی انجام می دهند رونوشت هایی هم به خارج از هسته سلول می فرستند تا به عنوان الگوی ساخت یک پروتئین خاص به کار رود. آیا دوست دارید با نحوه انجام این کار هم آشنا شوید؟
قسمتی از محتوای متن Word
تعداد صفحات : 21 صفحه
سمبولیسم در آغار سده نوزده، در آن دوران که هریک از مکتبها و جنبشهای ادبی قلمروئی از جهان هنر و ادب را ویژه خود ساخته بود، جنبش دیگری بنام سمبولیسم پا به پهنه هستی گذارد.
این جنبش در حقیقت شورش و عصیان نسل جوان در برابر تمام هستیها و پدیدههای اجتماعی و هنری و اخلاقی بود.
سمبولیسم مکتبی ادبی بود که بدبینی و نومیدی را با وهم و رویا، همراه با احساس و خیالی ژرف و نیز درهم آمیخته بازبانی آکنده از کنایه و اشاره که ویژه خود این مکتب است، بیان میداشت.
سمبولیسم تنها بر پایه «اصالت احساس» تکیه داشت و هنرمندان این مکتب برای احساسهای خود به هیچ اصل دیگری گردن نمینهادند و از هیچ منطق و واقعیت دیگری پیروی نمیکردند.
سرایندگان و نویسندگان در این مکتب هریک با زبانی رمزی ویژه خویش سخن میگفتند زیرا که این گفته «مالارمه» شاعر سمبولیک سرآغاز اندیشهها و گفتار آنان بود که میگوید: «نام بردن از یک چیز سه چهارم لطف شعر را تباه میسازد، زیرا که جاذبهی هر شعر بستگی به خرسندی خاطر دارد که خواننده در نتیجه درک نکتهها و مضمونهای شعری به کمک گمان خود به دست میآورد.
با اشاره و کنایه چیزی را نمایاندن یا احساسی را برانگیختن، زیبائی اندیشه هنری را به کمال میرساند.
» از همین رو بود که این رمزها و کنایهها (سمبلها) به نوشتهها یا سرودههای هنرمند سمبولیک ویژگی خیالانگیزی میداد و پدیدههای هنری او را به شکل یک پدیده عرفانی یا روحانی مینمایاند.
مالارمه در جای دیگر مینویسد: « یک عبارت زیبای بیمعنا خیلی با ارزشتر از یک عبارت بامعناست که زیبائی چندانی ندارد.
» سمبولیکها به کمک « جادوی واژهها » آنچنان جهان مادی و معنوی و محسوس و نامحسوس را بهم پیوستند که آهنگ و طنین واژهها خود سرانجام بیش از هر موضوع دیگری آنها را بسوی خویش کشید و گاه هدف برجسته برخی از سرودها گردید.
در همه پدیدههای هنری سمبولیکی، یک احساس و خیال ژرفی که آمیخته با نومیدی و بدبینی است به چشم میخورد.
این احساس سرکش همواره درونبین و خودنگر است و با رویا و خیال همراه است.
سخنوری درباره این گروه هنرمندان میگوید: « آنان به همه چیزها و پدیدهها معناهائی نامحدود نبخشیدند، به گونهای که هرچیزی با ماوراءالطبیعه بستگی پیدا میکند، اما شیوه بیان آنان دلپسند و نامفهوم است.
(توضیحات کامل در داخل فایل)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده به صورت نمونه
ولی در فایل دانلودی بعد پرداخت، آنی فایل را دانلود نمایید
فرمت فایل: Word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )
تعداد صفحات : 23 صفحه
توصیه امام خمینی ( ره ) به جوانان جوانان و دام منافقان تفسیرهای شیطانی و تحمیل خواستههای خود بر مفاهیم نورانی مانند قرآن و نهجالبلاغه، یکی از شیوههای گمراهسازیِ منافقان بوده و هست.
بر این اساس حضرت امام خمینی رحمهالله پس از پیروزی انقلاب، به تمامی جوانان هشدار دادند: «جوانان عزیز دبیرستانی و دانشگاهی توجه کنند که سران و سردمداران گروهها که میخواهند به اسم اسلام پایههای آن را سست کنند و جوانان را به دام اندازند، هیچ اطلاعی از اسلام و اهداف قوانین آن ندارند، و با خواندن چند آیه از قرآن و چند جمله از نهجالبلاغه و تفسیرهای جاهلانه و غلط، نمیشود اسلامشناس شد.
در حقیقت تمسک به قرآن و نهجالبلاغه، برای کوبیدن اسلام و قرآن است تا راه را برای رهبران غربی و شرقی خود باز کنند و شما جوانان عزیز و سرمایههای کشور را بر ضد مصالح کشور خودتان بسیج نمایند.
ای جوانان عزیز! هوشیار باشید [و] با تفکر و تعقل، فعالیت این منافقینِ بلندگوی غرب و منحرفین.
.
.
را بررسی نمایید».
وظیفه جوانان مسلمان راهزنی فرهنگی و انحراف فکری انسانها، جنایتی بزرگ و جبرانناپذیر است.
این عمل ناجوانمردانه، با هجوم اندیشههای شوم و هجوم سپاه نامرئی دشمن، به صورت ویروسهای فکری و شبهههای ویرانگر عقیدتی پدید میآید؛ شبیخونی که تنها راه رهایی از آن، فراگیری دانشهای دینی و قوی ساختن بنیانهای اعتقادی است.
حضرت امام رحمهالله در این باره فرموده است: «توجه نسل جوان به شناسایی و شناساندن چهره واقعی اسلام، موجب تقدیر است.
ما امروز قبل از هر چیز وظیفه داریم تبلیغات اجانب و عمال استعمار را خنثی کنیم.
شما نسل جوان موظف هستید غرب زدهها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومتهای ضد انسانی آنها و عمال آنها را برملا نمایید».

قسمتی از محتوای متن Word
تعداد صفحات : 47 صفحه
زندگی سهراب در همه سالها که گذشت ، سالهایی که از ناامیدی ، ما فقط خویش را در صفحه های تقویم می یافتیم .
سهراب, بی احتیاط ومعصوم درست سرساعت دوازده میان آفتاب نم دار مهرماه کنار آدمیان این دنیا ایستاد تا به ناباوری همه ما باور بیاموزد و ما را در باوری عظیم غرق کند .
درسال هزاروسیصدوهفت درشهرقم، سهراب , آرام بعد از نواختن دوازده ضربه از ظهرچشم بازکرد ؛ همان گل نیلوفر زرد کنار پنجره و چه کودکی رنگینی داشت .
اسدالله پدرش و ماه جبین مادرش، نام سهراب را برایش برگزیدند .
کودکیش میان جهشهای پاک وقصه های ترسناک نوسان یافت ، در قم زیاد نماند، به گلپایگان و خوانسار و از آنجا به سرزمین پدری (کاشان) رفت .
باعموها واجداد پدری در یک خانه زندگی می کردند ، خانه ای بس بزرگ .
کوچک بود و آسمانش آبی که پدرش بیمار شد و تا آخر زندگی بیمار ماند .
مادر هنگام مرگ فرزندش (سهراب) زنده بود و در سنین بالای نود ، در اوایل خرداد ماه سال 1373 درگذشت .
مادربزرگ سهراب « حمیده سپهری » شعر می گفت و در کتاب « زنان سخنور ایران » چند شعر از او آمده است .
پدربزرگ مادرش ، میرزاتقی خان لسان الملک ، ملک المورخین بود که بیشتر به نام « محمد تقی خان سپهر » از او یاد می شود .
وی مورّخ بود وکتاب مشهور « ناسخ التواریخ » را در چند جلد نوشته است.
پدر ، سهراب را به نقاشی عادت داد ، الفبای تلگراف را یادش داد و.
(توضیحات کامل در داخل فایل)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده به صورت نمونه
ولی در فایل دانلودی بعد پرداخت، آنی فایل را دانلود نمایید