مروری بر کورس قلب
تعداد فایل 3 عدد
مروری بر کورس قلب - دکتر قارونی
مروری بر کورس قلب
تعداد فایل 3 عدد
این محصول در قالب ورد و قابل ویرایش در 45 صفحه می باشد.
مقدمه
نارسایی احتقانی قلب (Congestive Heart failure) یک وضعیت پاتوفیزیولوژیکی است که در آن قلب قادر به پمپاژ خون جهت رفع نیاز بافتهای بدن نمی باشد یا تنها از طریق افزایش فشار پر شدن بطن قادر به انجام آن است.(1) نارسایی قلبی یک معضل عمده مربوط به سلامت عمومی در ملل صنعتی است. بنظر می رسد که این تنها بیماری شایع قلبی – عروقی است که شیوع آن در آمریکای شمالی و اروپا در حال افزایش می باشد. در ایالات متحده ، نارسایی قلبی مسؤول تقریبا یک میلیون مورد بستری و 000/50 مورد مرگ سالانه است. از آنجا که نارسایی قلبی در افراد مسن شایعتر است، احتمالا شیوع آن با افزایش سن جامعه همچنان بیشتر می شود.(2)
نارسایی قلبی غالبا (اما نه همیشه) به علت نقصی در انقباض میوکارد ایجاد می شود و بنابراین عبارت نارسایی میوکارد برای آن مناسب تر است. نارسایی میوکارد ممکن است در نتیجه یک ناهنجاری اولیه در عضله قلبی باشد ، مانند آنچه در کاردیومیوپاتی ها یا میوکاردیت های ویروسی روی می دهد. همچنین نارسایی قلبی عموما در نتیجه آترواسکلروزکرونری روی میدهد که با ایجاد انفارکتوس و ایسکمی میوکارد موجب اختلال در انقباض قلبی می شود. علاوه بر آن ، نارسایی قلبی ممکن است در بیماری های قلبی مادرزادی ، دریچه ای و هیپرتانسیو ایجاد شود که در آنها میوکارد به علت بار بیش از حد و دراز مدت همودینامیک آسیب می بیند.(2) در بعضی از موارد ، قلب طبیعی به طور ناگهانی با حجم زیادی از خون که خارج از ظرفیت آن است مواجه می شود مانند یک بحران حاد هیپرتانسیو ، پارگی یک علت دریچه آئورت ، در اندوکاردیت یا به همراه آمبولی حجیم ریوی نارسایی قلبی در حضور عملکرد طبیعی سیستولیک در شرایط مزمنی که اختلال پر شدن بطن ها به علت ناهنجاری مکانیکی وجود دارد نیز روی میدهد ، مانند تنگی تریکوسپید و یا میترال بدون درگیری میوکارد ، فیبروز اندوکارد و برخی اشکال کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک.(2) نارسایی قلبی باید از نارسایی گردش خون افتراق داده شود که در آن نقص در یکی از اجزای سیستم گردش خون است و مسئول برون ده قلبی ناکافی (cardiac out put) می باشد (1).
NRBCs گویچههای قرمز نارسی هستند که در خون محیطی نوزادان تازه متولد شده سالم یافت میشوند. بلافاصله بعد از تولد کاهشی سریع در شمارش سلولهای بنیادی خونساز عمدتاً در نوزادان سالم دیده میشود. افزایش شمارش NRBC بندناف بعنوان یک شاخص هیپوکسی داخلی رحمی جنین بصورت حاد و مزمن و بعنوان یک پیشگوییکننده نتایج بدنوزادی پیشنهاد شدهاست (نظیر درجه آپگار پایین، اسیدمی نوزادی، نیاز به پذیرش در واحد مراقبت نوزدای و تشنجهای نوزادی زودرس)
هدف اصلی از مانیتورینگ ضربان جنین بهبود نتایج پرهناتال با تشخیص زودرس هیپوکسی جنین بوده است، برای این منظور مانیتورینگ قلب جنین بطور گستردهای در طی زایمان در دسترس قرار گرفت .
از طرفی مطالعات خوب کنترل شده مشخص کرده است که روش سمع متناوب با مانیتورینگ مداوم جنینی وقتی در فواصل زمانی خاص و با نسبت یکبهیک بین پرستار و بیمار انجام شود کارایی یکسان دارد .
بنظر میرسد هم افزایش NRBC بندناف و هم الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب هیپوکسی جنینی را منعکس میکنند. مطالعات قبلی نشان داده که در هیپوکسی جنینی شمارش NRBC در طناب نافی افزایش مییابد، از طرفی بین الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب و هیپوکسی جنینی رابطه وجوددارد
ارتباط بین NRBC و الگوهای ضربان قلب از طریق سمع متناوب کمتر مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین هدف از انجام این تحقیق بررسی ارتباط بین الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب جنین در یکساعت آخر زایمان و شمارش NRBCs بندناف میباشد.
این الگوها شامل: تاکیکاردی، برادیکاردی، افت زودرس، افتدیررس، افت متغیر و افت طولانی میباشد. با توجه به اینکه مانیتورینگ جنین در این تحقیق به روش Doppler ultrasound Fetal Heart Detector و به طریق متناوب انجام میشود تعیین وجود یا حذف تغییرپذیری ضربان قلب و فاصله آخرین تسریع ضربان قلب تا زایمان که در مطالعات قبلی بعنوان شاخص قابل اعتماد پیشگوییکننده جنین غیرهیپوکسیک مطرح شدهاست امکانپذیر نمیباشد.
بازنگری منابع و اطلاعات موجود :
در مورد الگوهای ضربان قلب جنین در سیرلیبر و NRBC بندناف مطالعات متعددی صورت گرفته که به پارهای از آنها اشاره میشود :
Jeffrey P. & Ahn در مقالهای با عنوان گریچههای قرمز هستهدار؛ شاخصی برای آسفیکسی جنین در 1995 در مجله obstet Gynecol مطالعهای را برای تعیین ارتباط بین حضور NRBC و انسفالوپاتی هیپوکسیک – ایسکمیک و معایب نورولوژیک طولانی مدت نوزادی طراحی کردند. در این مطالعه NRBC بندناف نوزادان تک قل با مشکل نورولوژیک با نوزدان سالم مقایسه شدند. آنها نتیجه گرفتند که نوزادان دچار مشکل فوق سطح NRBC بالاتری داشتند. از طرفی مدت پاکشدن این گریچهها از خون در گروه اول بیشتر بود. بنابراین نتیجه گرفتند که NRBC میتواند به تشخیص حضور آسفیکسی جنینی کمک کند و وقتیکه آسفیکسی نزدیک به تولد اتفاق بیفند تعداد پایینتری NRBC در خون حضور دارند لذا این گریچههای هستهدار میتوانند در زمان صدمه نورولوژیک کمک کننده باشند
در مطالعه Kathleen & Kusseil در 1999 با عنوان NRBC بعنوان یک شاخص اسیدمی در نوزادان ترم ارتباط بین NRBC بندناف نوزادان ترم و دیگر شاخصهای احتمالی هیپوکسی جنینی بررسی شد. نتیجه مطالعه این بود که شمارش گریچههای قرمز هستهدار بطور قابل توجهی در نوزادان ترم متفاوت است. افزایش NRBC با اسیدمی، مکونیوم و پذیرش NICU ارتباط داشت .
Serafina &Marina در 1999 در تحقیقی با عنوان گریچههای قرمز زمان تولد بعنوان شاخص آسیبمغزی پرهناتال، ارزش پروگنوستیک NRBC بدو تولد در مورد نتایج نوزادی و آسیب مغزی پرهناتال در نوزادان در معرض خطر آسیب نورولوژیک بررسی شد. ارتباط قابل توجهی بین شمارش گریچههای قرمز هستهدار و سن حاملگی و آپگار دقیقه اول، PH، base deficit، کسر O2 مصرفی، محتوی O2 خون و وزن تولد وجوددارد. نهایتاً آنها نتیجه گرفتند شمارش NRBC در زمان تولد نه فقط منعکسکننده نتایج نوزادی ثانویه به هیپوکسی پرهناتال است بلکه اندکس قابل اعتمادی از آسیب مغزی پرهناتال نیز میباشد .
Sean & Honor & Soina در مقالهای با عنوان ارتباط بین NRBC و تشنجهای زودرس نوزادی زمان آسیب نورولوژیک در نوزادان با تشنجهای زودرس را از طریق ارزیابی سطوح NRBC بررسی کردند. آنها متوجه شدند که در گروه مبتلا سطح NRBC در مقایسه با گروه کنترل بالاتر بود. آنها این فرضیه را مطرح کردند که آسیب نورولوژیک منجر به تشنجهای زودرس نوزادی اغلب قبل از دوره زایمان اتفاق میافتد .
Dollbery S. در 2000اثر Passive Smoking را روی NRBC در حاملگی بررسی کرد. شمارش NRBC در نوزادان ترم و AGA (مناسب برای سن حاملگی) در زنانیکه در معرض سیگار به صورت غیرفعال بودند با گروه کنترل مقایسه شد. او نتیجه گرفت سیگار کشیدن غیرفعال بعنوان یک متغیر غیروابسته ارتباط مهمی با شمارش NRBC نشان میدهد
Dollberg S. در سال 2000 سطح NRBC جنینهای سالم زنان مبتلا به دیابت بارداری را بررسی کرد. NRBC بندناف نوزادان LGA (سنگینتر نسبت به سن حاملگی) از زنان مبتلا به دیابت بارداری با نوزادان AGA زنانی با یا بدون دیابت بارداری مقایسه شدند در این مطالعه مشخص شد در گروه اول در مقایسه با دو گروه دیگر سطح NRBC بالاتر است .
در سال 2001 در مطالعهای شمارش NRBC در سندرم آسپیریشن مکونیوم بررسی شد. در این مطالعه نوزادان با آسپیریشن مکونیوم که علائم تنفسی داشتند با جنینهای دچار آسپیریشن بدون علائم تنفسی و نوزادان بدون آسپیریشن مقایسه شدند سطح NRBC در گروه اول بیشتر بود .
در 2003 در مطالعهای اثر زایمان فیزیولوژیک روی شمارش NRBC بررسی شد در این تحقیق NRBC در سزارین انتخابی بدون Trial of Labor با زایمان واژینال مقایسه شد. شمارش HCTو RBC بطور قابل توجهی در گروه زایمان واژینال بالاتر بود ولی شمارش مطلق RBCهای هستهدار بطور قابل توجهی در دو گروه مشابه بود. آنها نتیجهگرفتند که لیبر شمارش NRBC را تحت تأثیر قرار نمیدهد. این مطالعه از این یافته حمایت میکند که زایمان فیزیولوژیک سبب هیپوکسی جنینی شدید یا طولانی در حدی که سبب ایجاد شواهد هماتولوژیک افزایش اریتروپویزیس باشد نمیشود .
در 2003 در تحقیقی که توسط Ferber و همکاران انجام شد ارتباط بین الگوهای ضربان قلب با گویچههای قرمز هستهدار در تولد بررسی و نتیجهگیری شد که ارتباطی قابل توجه بین نتایج بد پرهناتال و افزایش شمارش گویچههای قرمز هسته دار وجود دارد و با توجه به نتایج مثبت کاذب بالایی که الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب در پیشگویی نتایج بد پرهناتال دارند، نتایج این تحقیق از مطالعات قبلی که نشان میدهد حضور تسریع ضربان قلب قبل از زایمان تنها متغیر غیروابستهای است که میتواند پیشگوییکننده قابل اعتماد جنین غیر هیپوکسیک باشد حمایت میکند .
در تحقیقی با عنوان ارزش پروگنوستیک تسریعها در 1982 نوار قلب جنینها را برای ارزیابی ارزش پروگنوستیک تسریع در مراحل اولیه لیبر و درست قبل از زایمان بررسی کردند. تسریعها به انواع اسپورادیک و پریودیک براساس عدم وجود ارتباط یا وجود ارتباط با انقباضات رحمی تقسیم شدند. نشان داده شد که تسریع اسپورادیک در عرض 30 دقیقه نامطلوب است ولی >3 تسریع سلامت جنین را نشان میدهد. ضربانهای غیرطبیعی همراه با >3 تسریع اسپورادیک پیشآگهی بهتری نسبت به ضربانهای غیرطبیعی همراه با تسریع اسپورادیک دارند.
جنین هایی که تغیرپذیری ضربان قلب کمتری دارند بطور معمول فاقد تسریع هستند و تغیرپذیری نرمال همیشه با تسریعهای اسپورادیک همراهی دارند. آنها نتیجه گرفتند که تسریعها نشانگر سلامت جنیناند در حالیکه فقدان تغییرپذیری ممکن است نشانه هیپوکسی شدید جنینی و اسیدوز باشد. این نتیجهگیری با نتایج نوزادی و شاخص PH پوست سرجنین تأیید میشود .
در 1983 در تحقیقی با عنوان افت قلبهای متغیر آتیپیک ارزش و اهمیت پروگنوستیک افتهای متغیر ضربان قلب ارزیابی شد. در نوارهای قلب بررسی شده 19% از نوارهایی که افت متغیر در 30 دقیقه آخر زایمان داشتند نشانههای آتیپیک زیر را مکرراً نشان دادند :
فقدان تسریع
برگشت آهسته ضربان قلب پایه
افت طولانی قلب
فقدان تغییرپذیری در حین افت
تداوم ضربان قلب در یک سطح پایینتر
آنها نتیجه گرفتند که افت متغیر ضربان قلب با یک یا تعداد بیشتری از این موارد افت متغیر آتیپیک نامیده میشود که برخلاف افتهای متغیر خالص که با موارد بالا همراه نیستند پیشگوییکننده میزان بالایی از اسیدوز جنین و درجه آپگار پایین هستند. این تحقیق نشان میدهد که نوع آتیپیک افت متغیر در تشخیص دیسترس جنینی کمک بیشتری میکند .
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
تعداد صفحات:32
فرمت: ورد و با قابلیت ویرایش
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 4
فهرست مطالب:
رابطه اختلالات ریتم قلب و ورزش
کمپلکسهای زودرس دهلیزی و بطنی(PAC،PVC)
فیبریلاسیون دهلیزی (AF)
فلوتر دهلیزی
تاکیکاردی حملهای فوق بطن:
موارد توصیه:
موارد منع
بحث:
تاکی کاردی بطنی
برادی آریتمیها
بلوکهای دهلیزی بطنی AVBlock
موارد توصیه
بحث:
موارد منع:
رابطه اختلالات ریتم قلب و ورزش
جهت بررسی احتمال حضور بیماران مبتلا به آریتمی در فعالیتهای ورزشیلازم است که موارد مختلفی به شرح ذیل مد نظر قرار گرفته شوند:
1- در صورت وجود کاردیومیوپاتی، نوع و شدت آن
2- شکل آریتمی، منشا آن (فوق بطنی یا بطنی ) حداکثر تعداد ضربان قلبحین آریتمی، مدت حمله، علائم همراه، تناوب و عودها
3- احتمال پسرفت یا تشدید حمله آریتمی
4- میزان پاسخ آریتمی به دارو
5- نوع و شدت درگیری قلب وجریان خون در فعالیت ورزشی
کمپلکسهای زودرس دهلیزی و بطنی(PAC،PVC)
بررسی PVC ,PAC وابسته به عامل ایجاد آنها و وضعیت زمینهای قلب میباشد.
PAC , PVC را میتوان در بیش از 60 درصد افراد بالغ و سالم مشخص نمود. این کمپلکسها معمولا بدون علامت و خوشخیم هستند اما در بیماران مستعد قادرند تاکی آریتمیفوق بطنی حملهای ایجاد نمایند اغلب PACها اختلال بالینی ایجاد نمیکنند و نیاز بهدرمان ندارند.
موارد توصیه :در PVC و PAC ساده فرد مجاز به انجام تمامی فعالیتهای ورزشی میباشد. PVC با شدت بالاتر نیاز به بررسی دقیق علت زمینه ای دارد.
مواد منع: تمام ورزشهای مسابقه ای در کلاسهای 5-3 به خصوص وقتی تناوبو تعداد آنها با فعالیت بدنی افزایش مییابد باید ممنوع گردند.
توجه: در انواع خفیف PVC وPAC فعالیت ورزشی حتی در سطح مسابقهایمجاز است اما در شدتهای بالاتر احتمالا فعالیتهای غیرشدید و غیر حرفهای زیرحداکثر (کمتر از 70 درصد ظرفیت هوازی) و در صورت لزوم با درمان دارویی، مجاز است
وقتی می گوئیم : به هنگام عبادت باید حضور قلب داشت و میزان در ارزش عبادات حضور قلب است ، آیا منظور از «قلب » چیست ؟
قلب به یکی از دو معنای زیر به کار می رود :
این معنای قلب در همه حیوانات حتی مردگان موجود است و هرگز مورد بحث ما نیست .
این موجود لطیف ربانی یک نوع ارتباط با قلب صنوبری انسان دارد ولی کیفیت ارتباط آن برای همگان نامعلوم است و خرد در فهم آن در حیرت و شگفت است . رابطه این قلب با قلب جسمانی از قبیل رابطه جسم و عرض، صفت و موصوف ، ابزار و بکار گیرنده آن مکان و شیء جای گرفته در آن است . بحث در کیفیت این ارتباط نیز از هدف این نوشته بیرون است .
در قرآن و اخبار هر کجا واژه « قلب » به کار رفته باشد منظور از آن قلب به معنای دوم است که گاهی از آن به دلی که در سینه جای دارد تعبیر می شود چنانکه در قرآن کریم می خوانیم :
این تعبیر بدلیل ارتباط خاص آن به قلب جسمانی است . اگر چه قلب به معنای دوم با همه اندامهای بدن ارتباط دارد و آنها را بکار می اندازد ولی اولین ارتباط آن با قلب جسمانی است که آنجا جایگاه و مملکت آن است و به واسطه آن با دیگر اندامها ارتباط برقرار می کند.
قلب به دلیل صفا و جلایی که دارد همانند یک آیینه ای صاف و شفاف می تواند انوار و تجلیات الهی را به سوی خود جذب کند ولی در اثر عوامل خارجی که بر خلاف روحانیت و نورانیت ذاتی اش بر آن عارض شود استعداد پذیرش تجلیات ربانی را از دست می دهد و قابلیت پذیرش تاریکی ها و
تباهی ها و محرومیت ها در آن پدید می آید.
استعداد پذیرش انوار الهی در حدیست که می تواند در اثر تابش های انوار الهی بجایی برسد که حقایق برای او کشف شود و دقایق برای او منکشف گردد. رسول گرامی اسلام (ص) به چنین قلبی اشاره می کند آنجا که می فرماید :