رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

رزفایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله ماتریس

اختصاصی از رزفایل دانلودمقاله ماتریس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه :
شاید یکی از کاربردی ترین مفاهیم و مباحث ریاضی ، مبحث مربوط به ماتریس است که از آن به عنوان ابزاری قوی در مباحث دیگر ریاضیات و بخصوص در فیزیک کوانتم و علومی چون آمار ، حسابداری و ........ استفاده می وشد . امروزه ماتریس ها یکی از ابزارهای اساسی محاسبات علمی ریاضیات به حساب می روند و در واقع ، نقش امروز ماتریس ها در ریاضیات و پیشبرد آن ، مانند نقش دیروز اعداد است . ریاضیات کاربردی ، در تمام شاخه ها ، نیاز مبرم به ماتریس دارد ، به خصوص که در بیش تر موارد حل مسائل عملی به نوعی با حل دستگاه های معادلات یا نامعادلات پیوند می خورد که حل چنین دستگاه هایی با ماتریس ها ارتباط تنگاتنگ دارد . ا زاین ور ، این مبحث حتی در سطح دبیرستان نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، به طوری که هم در کتاب درسی ریاضیات سال دوم ، هم در هندسه ی تحلیلی و جبر خطی دوره ی پیش دانشگاهی و هم در کتاب های ریاضی عمومی رشته های مهندسی از آن استفاده شده است . لذا ، با مطالعه و یادگیری مفاهیم مربوط به ماتریس ها و کاربرد آن ها ، یکی از جالب ترین و در عین حال ، مفید ترین موضوعات ریاضی بررسی خواهد شد .
تعریف ماتریس : بر اساس تعریفی که اولین بار یک ریاضیدان انگلیسی به نام «کیلی» برای ماتریس ارائه داد ، «ماتریس ، آرایشی از اعداد حقیقی است که روی سطرها و ستون های منظم قرار گرفته و با دو کروشه محصور شده باشند .» هر یک از اعداد حقیقی موجود در یک ماتریس را یک درایه یا عنصر آن ماتریس می نامند .
هر یک از آرایش های زیر یک ماتریس است : (ماتریس ها را با حروف بزرگ نشان می دهیم . )

هر درایه در یک ماتریس ، در تقاطع یک سطر با یک ستون قرار دارد ، مثلاً در ماتریس A ، عدد 2 در تقاطع سطر اول با ستون دوم قرار دارد و یا در ماتریس B ، عدد در تقاطع سطر دوم و ستون دوم واقع است که در واقع ، جایگاه هر درایه در هر ماتریس با همین تقاطع ها مشخص و برای هر درایه در هر ماتریس دو اندیس در نظر گرفته می شود که اولی سطر و دومی ستون مربوط به آن درایه را معلوم می کند . برای مثال ، وقتی می نویسیم یعنی درایه ی روی سطر دوم و ستون سوم و برای هر ماتریس نیز دو اندیس در نظر گرفته می شود که اندیس اول ( از چپ ) تعداد سطرها و اندیس دوم تعداد ستون های آن ماتریس را نشان می دهد . برای مثال اگر B ماتریسی با دو سطر و سه ستون باشد ، می نویسیم و می گوییم « B ماتریسی 2 در 3 » یا «از مرتبه ی 2 در 3 » است ، و در حالت کلی اگر A ماتریسی باشد ، داریم :

 

برای راحتی در نوشتن و انجام عملیات بعدی روی ماتریس ها ، را درایه ی عمومی نامیده و هر ماتریس (مانند A) را با درایه ی عمومی به صورت نمایش می دهیم که در آن ، است.
مثال 1: ماتریس که در آن برای هر داریم ، به صورت زیر مشخص می شود .

مثال 2 : ماتریس که در آن برای هر داریم (علامت معرف جزء صحیح است ) ، به صورت زیر مشخص می شود .

 

تساوی دو ماتریس : دو ماتریس B,A را مساوی می نامیم و می نویسیم A,B را مساوی می نامیم و می نویسیم A=B ، هرگاه A,B هم مرتبه و درایه های آن ها نظیر با هم برابر باشند ، یعنی اگر ، در این صورت :

مثال : هرگاه ، در این صورت ، حاصل را به دست آورید .

 

ماتریس های خاص
1-ماتریس بعدی : ماتریسی که تعداد سطرها و ستون های آن با هم برابر باشد. ماتریس مربعی که دارای n سطر و n ستون باشد ، ماتریس مربعی از مرتبه ی n نامیده می شود .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 39   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ماتریس

دانلودمقاله معرفی روشهای نوین مدیریت

اختصاصی از رزفایل دانلودمقاله معرفی روشهای نوین مدیریت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 آنچه می خوانید متن فیلمی آموزشی با عنوان ( پرواز بوفالوها) می باشد که در آن آقای جیمز پلاسکو به معرفی روش های نوین مدیریت پرداخته است. لازم به توضیح است که به دلیل پاره ای ملاحظات نوشتاری متن فیلم با اندک تصرف و تلخیص از نظر گرامیتان خواهد گذشت. می خواهم در مورد تغییرات دنیا کنونی که به شکل چشمگیری بر روش کسب و کار تاثیر گذارده است و روش برخوردی که برای باقی ماندن و ادامه بقا در قرن بیستم و یکم به آن نیازمندیم ، سخن بگویم . من چهل و سه سال است که در بازار کار هستم و سی سال اول آن را دقیقا می دانستم که چه باید بکنم. وظیفه من به عنوان رهبر شرکت و عنوان مدیر سازمان بسیار روشن بود می بایست برنامه ریزی ، سازماندهی و کنترل با هم می کردم و مطمئن می شدم که امور به همان شکل که انتظار می رفت انجام شده است . تصمیم گیری در سازمان با هم بود اگر کار خاصی در سازمان می بایست انجام می پذیرفت ، من باید مطمئن می شدم که فرد مناسب اقدام صحیحی را در زمان مناسب انجام داده است.
این روش در سی سال اول زندگی کار من کما بیش جواب داد. سپس حادثه ای رخ داد که سبب شد در روش هدایت و پیشبرد شرکت و همچنین عملکردم در کلاس هایی که تدریس می کردم و نظرات مشورتی که به افراد می دادم ، تجدید نظر کنم.
مرگ یکی از دوستان همکارم موجب شد تا پرسش هایی را با خود مطرح کنم. به خود گفتم که چرا با این شدت کار می کنم ؟ چرا این میزان از وقتم را صرف کار می کنم ؟ آیا من با این سخت کوشی در صدد ایجاد کار بزرگی هستم ؟ یا تلاش من برای ایجاد یک مجلس ختم بزرگ است؟ بنابر این هیچ گاه از این تلاش ها لذتی نخواهم برد. آیا من با این شدت تلاش می کنم تا خودم لذت ببرم ؟ یا تلاش می کنم زمینه خوبی برای بازماندگانم به وجود بیاورم؟
بنابر این تصمیم گرفتم که اوضاع را عوض کنم و این سوال بسیار مشکل را با خود مطرح ساختم : چند شرکت در جهان در یک دوره ده ساله ضریب بازدهی سهامشان حداقل بیست درصد یا بیشتر بوده است؟ در سراسر جهان تنها 24 شرکت را یافتم که به چنین شاخص مالی سخت و بلند مرتبه ای دست یافته بودند. من اخیرا با مدیران این شرکت ها و دو موضوع را کشف نمودم : نخست آن که نوع صنعت و کار فرقی نمی کند و موضوع محصول مطرح نیست ، چرا که این 24 شرکت یکی در کار صنایع پزشکی بود، یکی در کار صنایع پزشکی بود ، یکی خدمات نظافتی انجام می داد و برخلاف انتظار یکی شرکت کامپیوتری بود و دیگری دکل های حفاری نفت اجاره می داد. بنابر این نوع کار و محصول مهم نیست ، آن چه که بیش از همه مهم است نوع رهبری مدیریتی است . زیرا اساسا این 24 مدیر و رهبر شرکت های یاد شده بودند که با بقیه مدیران تفاوت داشتند.
دوم آن که این 24 مدیر در حالی که در مقایسه با دیگران متفاوت هستند در بین خود آنها نیز تفاوت وجود دارد. برخی از اینها شخصیت هایی کاریزمانیک هستند . یعنی هنگامی که به مکانی وارد می شوند فضای موجود را مسخر خود می کنند. حال آنکه سایرین دارای شخصیت هایی قابل توجه نیستند. برخی از آنها استراتژیست هایی با درایت و ارزشمند بودند و برخی دیگر حتی به سختی می توانستند یک کلمه حرف بزنند.
بدین ترتیب هیچ روش واحدی به عنوان روش رهبری مدیریتی وجود نداشت. هیچ کس قابل مشابه سازی نبود. هیچ نبود که همانند او باشم. من می بایست روش خود را می یافتم. در نتیجه طی سیزده سال گذشته در چنین سیر وسفری بودم من در این سفر در جستجوی عوامل پیدایش رهبری مدیریتی حقیقتا تاثیر گذار بودم.
بی شک آن چه سبب می گردد که رهبری مدیریتی یک تشکیلات بسیار موفق باشد، رهبری برای یک فصل یا یک سال نیست بلکه رهبری برای یک دهه و بیش از آن است. یک مدیر موفق باید بدون مستهلک کردن خود کارهای بزرگ انجام دهد و سازمانی را بنیان گذارد که مدیر و تمام کارکنان آن به خاطر کار زندگی نمی کنند بلکه به خاطر زندگی کار می کنند. آنها از بازی فوتبال و مسابقات فوتبال ، مراسم فارغ التحصیلی ، جشن تولد و تمامی مراسم جزئی که سبب می گردد که این کار ارزشمند باشد ، لذت می برند ، البته من در این سیر و سفر ، سه حقیقت تلخ را نیز کشف کردم ، سه حقیقتی که به طرز اجتناب ناپذیری راهگشا هستند.
نخستین حقیقت این است که : موفقیت دائم حق انسان است ، اگر چه موفقیت مرا به جائی که هم اینک هستم رسانده است اما مرا به آن جائی که می خواهم باشم ، نمی رساند . قبرستان شرکت ها پر است از استخوان های سازمان هایی که این حقیقت را درک نکرده اند و یا اگر درک کرده اند بسیار دیر متوجه شده اند. به عنوان نمونه ای مهم شرکت ibm را در نظر بگیرید . در اوایل دهه 80 این شرکت به عنوان شرکتی با بهترین مدیریت در سطح جهانی شناخته می شد این شرکت بیش از هر شخص یا شرکت دیگری در جهان سود برد. اما حقیقت این است که همان چیزهائی که آن را به بهترین تبدیل کرده و سبب کمالش شد – مثل بهترین طراحی ، بهترین ساخت ، فروش وسیع سیستم های بزرگ – عامل شکستش شد. زیرا تغییری در این عوامل ایجاد نگردید در نتیجه چیزهایی که در دهه 70 و 80 به موفقیت شرکت منجر گردید ، خود عامل شکست آن در دهه 90 شد.
من می توانم نمونه هایی بسیاری را یکی پس از دیگری ارائه کنم وحقیقت این است که از میان 100 شرکتی که بزرگ ترین در سطح جهان محسوب می شوند، 76 شرکت درطی 10 سال گذشته نتوانستند هزینه های سرمایه خود را نیز تامین کنند . این است آن چیزی که ما را به این جا رسانده است اما ما را به جائی که می خواهیم برویم نمی رساند . آن چه را در مورد شرکت ها صدق می کند در مورد افراد نیز صادق است . شما شاهد هستید که آن چه در شرایط دیروز کارا بوده و به موفقیت دیروز منجر شد.
موفقیت دیروز نیز این امکان را به ما می دهد که امروز هم تلاش کنیم. اما دنیای امروز اساسا با دنیای دیروز متفاوت است ، اگر همچنان به شیوه گذشته عمل کنیم ، در دنیای امروز قطعا بامشکل مواجه خواهیم شد. بی شک فردا نیز دنیای متفاوتی در پیش خواهد بود، اگر همچنان به شیوه های گذشته پایبند باشیم با توجه به تغییر دنیا فردا شکست قطعی است.
در این جا به دومین حقیقت تلخ می رسیم . من در طول زندگی ، دیگران را مسئول مشکلات می دانستم هنگامی که امور بر وفق مراد نبودند – که این نیز بسیار اتفاقی افتاد – شخص دیگری مقصر آن محسوب می شد . در نگاه من این دیگران خطاکار بودند . به سهولت و آسانی می گفتم که این مقررات دولتی ، لعنتی هستند که اصلا مناسب و کامل نیستند، مقرراتی که ناظران و مجریان آن به نظر من مشتی بوروکرات هستند که اساسا ما را درک نمی کنند. مقصر مشتریان بودند که ارزش محصولات و خدمات ارائه شده توسط مرا درک نمی کردند. مقصر رقبایی بودند که محصولات خود را بهایی پایین تر از قیمت تمام شده عرضه می کردند تا بازار راقبضه کنند. مقصر کارکنان بودند که نمی دانستند کار را چگونه انجام دهند و اساسی کار نمی کردند و مدعی بودند که به وظایف خود عمل می کنند ، بله همواره مقصر آنها بودند . این شیوه بسیار ساده ، آسان و موثر بود ، البته تا زمانی که دریافتم مشکل اساسی سازمان خود من هستم واقعیت آن است که مجموعه ای از رویدادها به روشنی این موضوع را تایید می کنند من بسیار خوب ، عادی و محسوس می دانم که چه کار باید بکنم اما نمی توانم انجام آن را شاهد باشم . بنابر این مشکل اصلی سازمان خودمن هستم ، دیگران مشکل و مسئله نیستند.
اوائل خواستار آن بودم که گله ای از بوفالوها داشته باشم . بوفالوها حیوانات جالبی هستند ، همگی وفادار به یک پیشرو هستند و آن چه را که به آنها گفته می شود، دقیقا انجام می دهند آیا این جالب نیست که لحظه ای به این بیاندیشید شما افرادی دارید که به شما وفادارند ، آیا وفاداری جالب نیست؟ افرادی داریم که دقیقا آن چه به آنها گفته شده است انجام می دهند ، آیا این چیزی نیست که ما خواستاریم؟
بوفالوها بسیار بزرگ و عظیم الجثه هستند. وقتی آنها به منطقه ای کوچ می کنند، تمامی منطقه را اشغال می کنند رئیس بوفالوها بودن بسیار خوشایند است هرچند با پاره ای از ناملایمات نیز همراه است. بوفالوها پرسش نمی کنند آنها فقط دنباله روی می کنند.
کافی است که بوفالوی جلودار را شناسایی نموده و به سمت پرتگاه هدایت کند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ تمامی گله در پی او حرکت خواهد کرد بوفالوها تا زمانی که چیزی به آنها نگفته شده است، حرکتی نخواهند کرد. تا وقتی که به آنها گفته نشود که چه کار بکنند، در گوشه ای می ایستد و انتظار می کشند، آنها منتظر دستورات هستند، در بسیاری از سازمان ها هم افراد بسیاری را دیده ام که با بی عملی منتظر دریافت دستورات می مانند. اما کافی است قدری توجه کنند که با این ایستادن در اطراف و منتظر ماندن برای دریافت دستورات رئیس ، چه فرصت هایی را از دست داده اند.
تا آن جا که می دانم در سازمان من نیز چنین بوده است. همان گونه که عاقبت بوفالوها ، قوطی کنسرو در قفسه فروشگاه ها است، سرانجام سازمان های بوفالویی نیز قرار گرفتن در فهرست سازمان های فراموش شده خواهد بود. حقیقت این است که سازمان های بوفالویی با ایستادن در اطراف و منتظر فرمان رئیس ماندن ، قادر به ادامه حیات نخواهد بود پس به این نتیجه رسیدم که ما نیازمند تشکیلات دیگری هستیم ترجیح می دهم به جای یک گله وابسته بوفالوها ، گروهی متکی به یکدیگر داشته باشم.
همانگونه که میدانید غازها پرندگان کوچک و جالبی هستند. هر غاز می داند که باید به همان جایی برود که مجموعه قصد دارد به آن جا برود. از آن جایی که غاز پیشرو به سبب وزش باد در مسیر حرکت زودتر از دیگران خسته می شود به عقب گروه باز می گردد و غاز دیگری از بخش میانی مجموعه به جای او پرواز کرده و در راس سایرین قرار می گیرد.
این بدان معناست که هر غازی دقیقا می داند که دسته غازها به کجا می رود، آیا اکثر سازمان ها چنین هستند؟ آیا در اکثر سازمان ها کارکنان می دانند کل سازمان به کجا می رود؟ متاسفانه باید بگویم که من طی جستجوها و سفرهای خود در سراسر دنیا شمار بسیار محدودی را اینچنین یافتم. هر غازی می باید آماده باشد تا در صورت ضرورت گام پیش نهاده و مسئولیت جلو دار بودن را بپذیرد ، آیا این در سازمان ها واقعیت دارد؟ آیا در سازمان هر فردی مشتاق است گام پیش نهاده و مسئولیت را بپذیرد؟احتمالا پاسخ این پرسش منفی است. حقیقت این است که غازها نسبت به وضعیت یکدیگر حساس هستند.
اساسا از خصوصیات یک سازمان کارا این است که اعضاء نسبت به یکدیگر متعهد هستند. غازها به خوبی درک می کنند که نسبت به سرنوشت یکدیگر مسئولند. آنها به سرنوشت همدیگر اهمیت می دهند و بنابراین اگر یک غاز به هنگام مسافرت بیمار شود و یا تیری به او اصابت کند و فرو افتد، دسته ای از غازها به همراه او به سمت پایین پرواز کرده و او را تغذیه و از او حمایت می کنند تا بهبود یابد. آیا اکثر سازمان ها چنین هستند؟ آن گونه که پی بردم ، بیشتر سازمان ها همانند افراد بیگانه ای هستند که هریک سعی دارند به شکل بدی اهداف شخصی خود را محقق سازند. حقیقت این است که بیشتر سازمان ها برای نبردی که صد سال پیش پایان یافته طراحی شده اند. حقیقت این است که در زمینه تشکیلات و سازماندهی هنوز هم به اندازه غازها هوشیار نیستیم.
شواهد و مدارک در این خصوص بسیارند. حقیقت این است که ما همچنان روش سازماندهی گذشته را دنبال می کنیم اینها همگی حقایق بسیار جالبی هستند که من بعدا موفق به کشف آنها شدم و در گذشته توجهی بدان نداشتم.زمانی که تصمیم گرفتم تشکیلات متفاوتی داشته باشم ، هیچ یک از این حقایق را نمی دانستم ولی بعدا موفق به درک آنها شدم. به هر حال حقیقتی را که می دانستم این بود که مجموعه غازها از طریق همکاری متقابل اعضاء حرکت می کنند به طوری که نسبت پیشرفت مجموعه غازها به سمت مقصد می تواند 171% بیش از حرکت فردی غازها باشد.
دقیقا به همین علت است که من خواستار آن هستم که به جای گله ای بوفالوهای وابسته ، به دسته ای از غازها را داشته باشیم. به همین خاطر به بوفالوهای خود فرمان پرواز دادم . حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟هیچ اتفاقی نیفتاد به طوری که تاکید هر چه بیشتر من منجر به مقاومت هر چه بیشتر آنها شد . در این هنگام به سومین حقیقت تلخ پی بردم. سومین حقیقت تلخ این است که برای تغییر در سازمان ، قبل از هر چیز من باید تغییر کنم بیش از هر چیز مسئله به من و تغییر من مربوط است . بزرگ ترین مانع در مسیر تغییر دیگران نیستند، بلکه من هستم.
این روند، روند بسیار دشواری بود و این در حقیقت دشوارترین موضوعی بوده که من طی 58 سال گذشته به آن پی برده ام. تنها موضوع و دشوارترین موضوعی که آموخته ام، این است که خود را تغییر دهم. این امر بسیار مهم است. آیا شما می دانید چه کسی در جاده گرد و خاک ایجاد می کند؟ ماشین جلویی، چه کسی خاک می خورد؟ آن کس که در عقب حرکت می کند. چه تعدادی از شما در بازار موقعیت درجه اول را داشته اید؟ و چه تعداد از شما جایگاه شماره یک را در اختیار داشته اید؟ حال به من مزه خاک خوردن را بگویید. چالش اصلی آن است که بیاموزیم چگونه بوفالوهای خود را به پرواز در آوریم. اما چگونه؟ پاسخ آن است ما باید بیاموزیم که کارکنان باید مدیریت کنند، بیاموزیم که مدیر متفاوتی باشیم ، بیاموزیم که افراد متفاوتی باشیم. و این سخت ترین ماموریتی است که شما می توانید تصور کنید. تغییر دادن خطوط بر روی کاغذ و دستور دادن به فرد دیگری برای تغییر، سهل و آسان است اما تغییر در عمل بسیار دشوار است. توجه کنید این موضوع وابسته به تعریفی کاملا متفاوت از واژه ای است که واگذاری اختیار نامیده می شود.
از واژه واگذاری اختیار، بسیار استفاده شده است در مطبوعات غرب به ویژه مطبوعات تجاری غرب بسیار رایج است. وقتی دقت می کنید ، پی می برید که به طور مرتب و مکرر در مورد این کلمه سخن گفته می شود.
کتابی در سال 1990 منتشر شد که خلاصه خوبی است از نتایج تحقیقاتم در مطالعات پیشین. در این کتاب من از واگذاری اختیار برای تغییر در سازمان ها سخن گفته ام به هر حال آن چه که اتفاق افتاده این است که کلمه یاد شده به واسطه استفاده زیاد معنی حقیقی خود را از دست داده است.
اجازه بدهید من تعریفی را در این زمینه ارائه کنم، تعریفی که در نتیجه آن واگذاری اختیار در چارچوب یادگیری اعطای مدیریت به کارکنان معنی پیدا خواهد کرد. معنای واگذاری اختیار این است که شما به کسی اختیار نمی دهید . واگذاری اختیار از بالا به پایین صورت نمی گیرد. واگذاری اختیار از درون به بیرون است. واگذاری اختیار زمانی است که کارکنان برای اقدامات خود مسئول باشند. واگذاری اختیار زمانی است که هر یک از پرسنل می گویند من می خواهم مسئول باشم این بسیار جالب است پرسنلی که می خواهند مسئول باشند کارمندانی که می گویند ما مسئولیم ، آنهایی که مسئولیت پذیرند این معنی حقیقی واگذاری اختیار است. حال قدری بر واژه واگذاری اختیار تمرکز کنید. واژه واگذاری اختیار امری است درونی ، چیزی نیست که از بیرون بریک سازمان دیکته شود. حال قدری بر واژه واگذاری اختیار مرکز کنید. واژه واگذاری اختیار امری است درونی، چیزی نیست که از بیرون بر یک سازمان دیکته شود. واگذاری اختیار بدان معنی نیست که هر چه را دوست دارید انجام بدهید واگذاری اختیار اینگونه نیست که در ساعت 10 در اداره حاضر شوید و ساعت 12 اداره را ترک کنید. اینها معنی واگذاری اختیار نیست. آیا واگذاری اختیار این است که شما کاری را به کسی واگذار کنید و سپس اداره را ترک کنید و بگویید (بسیار خوب ، این مسئولیت شماست! من می خواهم به تفریح بروم)؟ این اصلا معنای واگذاری اختیار نیست. واگذاری اختیار توجه بیشتر به مشتریان است. واگذاری اختیار، تمرکز بر آن است که کارهای درست برای مشتریان انجام شود.
نخستین کار گفتگوی مستقیم با مشتریان است. یکی از مسائل سازمان های اجرایی این است که ارتباط با مشتریان به صورت متمرکز در بخش خدمات مشتریان است. تنها فروشندگان با مشتریان در تماس اند و ممکن است بخش شکایات با مشتریان تماس داشته باشند، اما کس دیگری با مشتریان درتماس نیست یکی از نخستین کارهایی که دراف استیت در شرکت خود انجام داد آن بود که پس از دریافت شکایات از مشتریان، آنها را برای افرادی که محصول را می ساختند می فرستاد. وی می خواست که آنها خود به مشکل خود پاسخ دهند. او می گفت: این من هستم که بایدبه مشکل پاسخ دهم ، این بخش مشتریان نیست که باید به مشکل پاسخ دهد. بلکه شما سازندگان باید مشتری پاسخ دهید که چرا این محصول خوب نیست و چرا ظاهر خوبی ندارد و چرا بسته بندی به شکل مناسبی انجام نشده است؟ شما باید توضیح دهید که چرا کار کرد آن خوب نیست و سپس شما باید آن را اصلاح کنید. بنابر این ضروری است که کارکنان را رودرو و چهره به چهره با مشتریان قرار دهید ، این نخستین مطلب است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   17 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله معرفی روشهای نوین مدیریت

دانلودمقاله نشانه در گرافیک

اختصاصی از رزفایل دانلودمقاله نشانه در گرافیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


پیکتوگرام

 

یکی از انواع نشانه ها پیکتوگرامها هستند که البته نمی دونم معادل فارسیش چی میشه حالا من توضیح میدم خودتون متوجه میشید که پیکتوگرام چیه.
پیکتوگرامها معمولا برای بیان تصویری ساده و روان مورد استفاده قرار می گیرند. این مفاهیم می تونه هشدار دهنده، راهنمایی کننده و… باشه. به عبارت دیگه با استفاده از این نمادهای تصویری میتونیم به یک ارتباط تصویری دست پیدا کنیم.
معمولا این نوع از نشانه ها برای آسون شدن ارتباط در یک محیط بکار میره. مثل علائم و نشانه های موجود در فرودگاه، ترمینالها، راه آهن، فروشگاه، بیمارستان، مترو، پارک، باغ وحش، مهدکودک، و یا تصاویر بعضی از تابلوهای راهنمایی و رانندگی مثل: محل عبور بچه ها، ورود کامیون ممنوع، محل ریزش کوه، جاده لغزنده است و…
در طراحی این نشانه ها تصاویر ساده میشن و چند بخش از عناصر اضافی حذف میشه ولی نباید به گویایی اون صدمه وارد بشه. یعنی بیننده به محض دیدن نشانه باید به راحتی به مفهوم اون دست پیدا کنه.
از خصوصیات دیگه پیکتوگرامها اینه که به دلیل اینکه در یک محیط تعدادی از اینها مورد استفاده قرار میگیرند باید طراحی به صورتی انجام بگیره که هم مفاهیم مورد نیاز بیان بشه هم اینکه در کل یک پیوستگی و همگونی شکلی با هم داشته باشند.
پیکتوگرام برخلاف آرم نیاز به سادگی و گویایی خاص خودش رو داره و از پیچیدگی کمتری نسبت به آرم برخورداره. پیکتوگرام نباید گنگ و پیچیده باشه چون کارایی خودش را از دست میده.

 

نشانه در گرافیک
زهرا فرخی راد

مقدمه:
امروزه طراحی نشانه از جمله وظایف هنرمند و طراح گرافیک است. هر سازمان یا مؤسسه ای به هنگام شکل گیری درصدد طراحی یک نشانه برای خود می باشد تا بدین وسیله بتواند هویت و شخصیت اجتماعی خود را به دیگران معرفی نماید. درواقع نشانه یکی از اصلی ترین مباحث هنر گرافیک است که در زمینه های دیگر ارتباط تصویری نیز کارآیی دارد. این اهمیت از آن جا ناشی می شود که در بین محصولات بی شمار گرافیکی تنها نشانه ها هستند که به مدتی بسیار طولانی و به اشکال و ابعاد گوناگون و گاه متفاوت در تمامی شاخه های مختلف آن (بسته بندی پوستر کاتالوگ جراید و...) مورد استفاده قرار می گیرند. بنابر این شناخت و آگاهی در این زمینه می تواند یکی از جلوه های هنر گرافیک را هر چه بهتر در جامعه مطرح سازد. این پیشرفت جز از طریق تجربه و تبحر و آگاهی طراحان حاصل نمی گردد.

کلیاتی پیرامون نشانه
به طور کلی عموم مردم کلمه ی «آرم» را به جای «نشانه» می شناسند. آرم کلمه ای فرانسوی است و ورودش به فرهنگ ما مربوط به چند دهه ی اخیر می باشد. دو عامل می تواند سبب مطرح شدن این کلمه در زبان فارسی شده باشد. نخست اولین طراحانی که «آرم» را به شیوه ی فرنگی به عنوان وسیله ی جدید تبلیغاتی و گرافیکی برای دولت و مؤسسات مطرح کردند. نخستین طراحان فردریک تالبرگ سوئدی و موشخ سروری از ارمنیان مهاجر بودند که طبیعتاً همراه کار خود لغات فرنگی آن را هم رواج دادند. دوم دانشکده ی هنرهای زیبا که بر اساس یک شیوه ی فرانسوی برنامه ریزی تعلیماتی شده بود و جز دروس آن برنامه هایی به عنوان طراحی آرام مطرح می شد. علاوه بر این در دهه ی اخیر آن عده از طراحان فارغ التحصیلان از مدارس خارج که به ایران برگشتند لغات: Emblem3 Tradmark2 Signal1 و Sign4 را نیز بین طراحان مصطلح کردند. اما قبل از همه ی این اسامی کلمه ی «علامت» معرف «نشانه» در بین عموم بود و بهتر است کلمه ی «نشانه» را به دلیل فارسی بودن و به دلیل رسایی مفهوم جایگزین همه ی این لغات کنیم.
نشانه: نشانه تصویرِ نام است؛ نامی تصویری است که ساده مختصر مؤثر و موجز موضوع را تجسم می کند. به همین دلیل نشانه یک فرم و یا یک تصویر گذرا نیست بلکه در طی سالیان متمادی در خدمت یک سازمان و یا هدف خاص قرار گرفته و معرّفِ شخصیت اجتماعی و فرهنگیِ صاحب خود است. به طور کلی نشانه باید فرهنگ خلاصه و کاملی از کل مفهوم موضوع باشد که ساده و روشن این فرهنگ را به بیننده انتقال دهد.
آن چه می توان در مورد نشانه و خصوصیات آن متذکر شد این است که نشانه بایستی دارای ویژگی های خاصی باشد تا بتواند به عنوان یک نشانه ی موفق طی سالیان سال دوام و بقا یابد. برخی از این مشخصه ها عبارت اند از: سادگی زیبایی انسجام وحدت شکل قابلیت کارآیی در اشکال مختلف عدم تشابه با علائم دیگر ارتباط مستقیم نشانه با موضوع رنگی بودن به سادگی در خاطر سپرده شدن گویا بودن و دارای اجرای دقیق و صحیح بودن بدین ترتیب ملاحظه می شود که نشانه در عین سادگی دارای ویژگی ها و خصوصیات بسیار زیادی است که بایستی به طور ظریف و دقیق همگی این مفاهیم در قالب یک تصویر به وجود آید.

تاریخچه ی نشانه
حقایق و وقایع بی شماری که در ماورای درک بشر قرار دارند او را واداشته اند تا برای ابراز اندیشه ها و مفاهیمی که بیان فهم و توصیف کلامی آن ها مشکل است نظام هایی از علایم گوناگون ابداع کند.
کارل گوستاویونگ 5 می گوید واژه یا تصویر زمانی یک نماد است که متضمن چیزی در ماورای معنای آشکار و مستقیم خود باشد. نماد دارای جنبه ای وسیع و ناخودآگاه است که هرگز نمی توان به طور دقیق آن را تعریف و یا توصیف کرد. هنگامی که ذهن به پویش نماد می پردازد با اندیشه هایی برخورد پیدا می کند که در ماورای قابلیت های منطقی عقلانی آن قرار دارند. اندکی تأمل و در خود فرورفتن ما را به این نتیجه می رساند که بشر قادر به دریافت و درک کامل هیچ چیز نیست. او می تواند ببیند بشنود لمس کند و بکشد اما قابلیت های دیداری و شنیداری و تمام آگاهی هایی که از طریق قوای لامسه و چشایی می توانند برای او حاصل شوند وابسته به تعداد و کیفیت قوای احساسی اوست.
در حدود 000.40 سال قبل بشر اولیه که از طریق شکار روزگار می گذراند به منظور انتقال افکار و امیال خویش به حکِ علایمی گرافیکی بر صخره ها پرداخت و بدین وسیله کوشید امیال و افکار خویش را از طریق تصویر بنمایاند. از این رو اندیشه که تا آن زمان صرفاً از طریق صوت (زبان) یا حرکات (حالت دست ها) بیان می شد این قابلیت را پیدا کرد که بتواند ثبت گردد و پایدار بماند.

انواع نشانه
تقسیم بندی دقیق انواع نشانه ها شاید کمی مشکل باشد زیرا اشکال و انواع مختلف آن مانند رنگ های قوس قزح و طیف نور مرزهای مخلوطی دارند و تعاریف هر یک در دیگری می آمیزد اما به هر حال می توان مدعی دسته بندی را بین آن ها مشخص کرد.
شکل محلی انواع نشانه ها به دو دسته خلاصه می شود:
1¬ نشانه های تصویری
2¬ نشانه های نوشتاری
علایم تصویری از دیرباز مورد استفاده انسان بوده اند و قدمتی هم پای تمدن بشری دارند. آن چه را که امروز ما به عنوان علایم تصویری می شناسیم شامل نقوشی هستند که عمدتاً بر روی مهرها ظروف سفالی سکه ها پرچم ها و کتیبه ها به کار می رفته اند و ماهیتی کاملاً تزیینی داشته اند. این نقوش در عمده ی موارد در واقع ساده و استیلیزه شده ی معادل های خود در طبیعت هستند و آن چه درخور توجه است ماهیت کاملاً گرافیکیِ این نقوش می باشد.

نشانه های تصویری
تصویر خلاصه شده ای را از شکل های طبیعت انسان و یا حیوان نشان می دهد و به دلیل گوناگونی کیفیت پیام و مفهوم سمبولیکی آن ها دارای معانی متفاوتی می باشد.
برای مثال: تصاویری که مفهوم سمبولیک آن ها با موضوع رابطه ای غیرمستقیم دارد مانند تصویر خورشید شیر عقاب تصاویر افسانه ای و اساطیری به عنوان نشانه ای از ماهیت موضوع.

نشانه های نوشتاری
نشانه هایی هستند که به جای تصویر صرفاً در طراحی آن ها از حروف و یا کلمه و جمله استفاده شده است و این نشانه ها خود به دو بخش تقسیم می شوند:
بخش اول: نشانه هایی که با حرف اول نام موضوع طراحی می شوند. این نشانه ها را monogramme می گویند که خود از جهت طرح ترکیب تعداد حروف در گذشته دارای تقسیمات کوچک تری بوده است. امروزه کمتر با شیوه های گذشته مونوگرام را طراحی می کنند بلکه مونوگرام های جدید و مدرن بسیار ساده و با ترکیب بندهایی است که هدف از آن ایجاد یک نقش است تا وضوح و خوانایی حروف.
بخش دوم: نشانه هایی است که از نام کاملِ موضوع طراحی شده اند. این نشانه ها logotype نامیده می شوند. کلمه ی لوگو از واژه ای یونانی (logos) (به معنی زبان مشتق شده است و لوگو را به عنوان یک نماد علامت تصویر نشانه و عکس نشانه در نظر می گیریم که معرف و نمایانگر یک سازمان حرفه محصول یا حتی یک همایش یا رویداد خاص است. در طراحی لوگو ترکیب خوشنویسی نقش مهمی دارد. این نشانه ها گاه صرفاً از یک ترکیب بندی هنرمندانه خوشنویسی به وجود می آیند و گاه شیوه ی نوشتن حروف شکل و تصویری را مجسم می کنند. در خوشنویسی از این گونه ها فراوان وجود دارد. نمونه های شیوه ی طغری مثنی مهرهای امضای خط بنایی و ترکیبات تصویری خوشنویسی نمونه های درخشان و هنرمندانه ای در این زمینه هستند که اکثراً توسط خوشنویسان ایران ترک و عرب مقیم کشور عثمانی نوشته شده اند.

علامت تصویری (Pictogramme)
ساده ترین شکلی را که از لحاظ تصویری کاملاً به موضوع شباهت داشته باشد و سریعاً پیام را به بیننده القا کند پیکتوگرام یا علامت تصویری می گویند. مانند: تصویر گوشی تلفن که نشان دهنده ی محل تلفن است. به عبارت دیگر به تصویرهایی که در تابلوهای راهنمایی جایِ نوشته را گرفته اند در اصطلاح علمی پیکتوگرام می گویند.
این واژه از دو کلمه ی pictus به معنی تصویر شده ترسیم شده یا نقاشی شده و کلمه ی یونانیِ grapheiu به معنی نوشتن ساخته شده است و در مجموع به معنای خط تصویر سمبل تصویری یا نوشته تصویری است؛ همان خطی که ما آن را با کلمه ی هیروگلیف می شناسیم. یک پیکتوگرام می تواند معرف یک شئ یک مکان یا یک منظور باشد. از این رو می توان پیکتوگرام را «خط تصویری یا مدرن یا هیروگلیف قرن بیستم» به شمار آورد. این نوع از نشانه ها عمدتاً از عناصر پیرامون ما سرچشمه می گیرند. مثلاً تصاویری از اشیای مختلف گیاهان حیوانات و انسان. پیکتوگرام ها معمولاً برای بیان تصویری ساده و روان مورد استفاده قرار می گیرند. این مفاهیم می تواند هشداردهنده راهنمایی کننده و یا اشکال دیگری باشد. به عبارت دیگر با استفاده از این نمادهای تصویری می توانیم به ایجاد یک ارتباط تصویری دست یابیم. این نمادهای تصویری عموماً به منظور تسهیل در امر ارتباط در یک محیط به کار می رود. مثل علایم و نشانه های موجود در فرودگاه ترمینال راه آهن فروشگاه بیمارستان پارک باغ وحش و یا تصاویر برخی از تابلوهای راهنمایی و رانندگی چون: محل عبور بچه ها ریزش کوه جاده لغزنده و...
در این نوع طراحی ممکن است با حذف چندبخش از عناصر اضافیِ تصاویر استفاده شده یک فرم طبیعی ایجاد گردد و یا در مرحله ی دیگر ممکن است علاوه بر حذف این بخش ها در مجموعه ی تصویر نیز تغییر شکل صورت گیرد.
حیطه ی کاربردی پیکتوگرام بسیار گسترده است لذا به راحتی شامل تمام نشانه های علمی حرفه ای و حتی الفبایی نیز می شود. نشانه های ریاضی فیزیک شیمی پزشکی معماری جغرافیایی و سایر زمینه ها جز این دسته نشانه ها هستند؛ چون کاربرد آن ها صرفاً بیان تصویری مختصر و مفید یک موضوع است که به شکل یک اشاره ی تصویری تجسم یافته است. به عبارت دیگر پیکتوگرام مترجم رایگان و بی زبان ماست.

نتیجه گیری
هنر گرافیک هنری گسترده است که دقیقاً نمی توان حدود آن را مشخص کرد به آسانی هنرهای دیگر را به کمک می گیرد و به آن ها شکلی گرافیکی می دهد هنرهایی مانند: نقاشی عکاسی سینما مجسمه سازی معماری و طراحی صنعتی. از این رو هنرمند گرافیست هنرمندی جامع است؛ هنرمندیست که با نبض زندگی زندگی می کند. در واقع وسیله ای برای آگاه کردن مصرف کننده از کیفیت مصرف است. درصد کمی از موضوعات مصرفی شامل کالاهای تجارتی می شوند و قسمت اعظم آن کیفیتی آموزشی دارد. مانند شتاب زن انواع فعالیت های فکری انسان به وسیله ی تصویر. و این اولین گام در ایجاد ارتباط است؛ چرا که هدف کلی هنر گرافیک نیز ایجاد ارتباط سالم و متعالی و قابل درک می باشد و این امر مهم جز از طریق شناخت و آگاهی طراح در زمینه چگونگی تصویر کردن و انتقال مفاهیم به مخاطب میسر نمی شود.
از این رو می توان نشانه را یکی از اصیلی ترین مباحث هنر گرافیک دانست؛ چرا که بازتاب فکری بسیار وسیعی دارد و مردم با نشانه ها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. و از آن جا که در زمینه هایی چون: پوستر بسته بندی کاتالوگ کارت ویزت و سربرگ عنوان فیلم مطبوعات و... کارآیی دارد گذرا نیست و سالیان متمادی مورد استفاده قرار می گیرد.
با توجه به کاربردهای مختلف نشانه طراح باید تمامی کاربردهای احتمالی آن را از قبل پیش بینی کند و با به کار بستن یک روند صحیح و منطقی در کار طراحی مراحل طراحی را کنترل و اجرا نماید ¬ به عبارت دقیق تر آمیزه ای از تخیل و تفکر که بر پایه ی شناخت استوار است.
یکی از عوامل موثر در نشانه مسئله ی فرهنگ است چراکه فرهنگ هر جامعه بیشترین بازتاب را در آن دارد و نشانه ها نیز به عنوان جوهره ها و خلاصه های هنری و فرهنگی جوامع می توانند بیانگر هویت فرهنگی جوامع باشند. استفاده ی صحیح از سمبول های مناسب در نشانه می تواند باعث غنا بخشیدن به مفهوم نشانه و نزدیک شدن آن به باورهای اعتقادی و فرهنگی و ملی و در نتیجه انتقال بهتر پیام و ایجاد ارتباط موفق با مخاطبین شود.

یادداشت ها:
1. علامت راهنما اخطار مخابره
2. نشان تجاری نشان کالا
3. علامت رمز
4. نشانه علامت اثر
5. روانکاو و روان شناس سویسی (1875¬1961) موسس مکتب روان شناسی تحلیلی که شاخه ای از روان کاوی فرویدی است.

منابع و مآخذ:
1. مرتضی ممیز نشانه ها نشر چهاررنگ تهران 1362
2. کووایاما یاسابورو نشانه علائم فرهنگی و تجاری اروپا ترجمه محمدحسن اثباتی نشر اسلیمی 1380
3. آلفرد هوهنه گر نمادها و نشانه ها ترجمه علی صلح جو سازمان چاپ و انتشارات 1367
4. مهدی قبادی بررسی نشانه های فرهنگی و اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی مصطفی اسدالهی دانشگاه هنر 1375
5. مهناز پرمان علائم ارتباط بصری در مکان های عمومی دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس 1374
واژه‌ها و نشانه‌ها
• ۱۳۸۵/۰۹/۲۳ - ۰۶:۲۷
• گفتگوی ویژه

 

گفتگوی اختصاصی "رسم" : گفتگوی این هفته به بررسی جایگاه نشانه‌ها اختصاص دارد. استاد عبدالرضا چارئی درباره این موضوع و نیز واژه‌های تخصصی این حوزه به تفصیل سخن گفته است. چارئی متولد 1335 و دانش‌آموخته دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه تربیت مدرس است. از 1355 تاکنون نمایشگاههای متعددی از آثار خوشنویسی و گرافیک این هنرمند برگزار شده و اینک عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه شاهد است. این گفتار بخشی از گفتگویی است که پیش‌تر در سومین کتاب سال گرافیک دانشجویی (نشانه) به چاپ رسیده است:

چه تعریف جامع و مانعی می‌توان از نشانه ارائه داد؟
هویت فردی و گروهی اشخاص و سازمان‌ها به لحاظ نوع فعالیت که رمزگونه نمایش داده می‌شود ، نشانه نام دارد. در واقع نشانه واژه‌ایست فارسی برای اصطلاح فرنگی"sign " که ترجمه تحت‌اللفظی علامت ، اثر ، اشاره ، آیت و بالاخره امضاء اطلاق می‌شود. از این دست اصطلاحات فرنگی که وارد زبان فارسی شده‌اند ، بسیارند. اما به لحاظ تخصصی عملکرد آن تاکنون توضیح داده نشده است. اصطلاحاتی مانندmaster head , the emblem , symbol , signet , signal , trade mark , masth head و بسیاری اصطلاحات.

یکی از دسته‌بندی‌های اولیه ، نشانه را به نوشتاری و غیرنوشتاری تقسیم می‌کند. در این باره چه نظری دارید؟
حقیقت این است که در هیچ کتاب تخصصی گرافیک ، تقسیم‌بندی جامع و کاملی از ساماندهی نشانه ارائه نشده است و آنچه را که امروز بطور مختصر ارائه می‌دهم ، ابتدای راه نشانه است. چرا که با ظهور تکنولوژی و پدیده‌های نو در گرافیک ، نشانه‌ها تغییر ماهیت می‌دهند و اساسا عملکردی ویژه خواهند داشت. اصطلاحاتی مانند touch graphic , moving type , mascot و بسیاری اصطلاحات تازه دیگر که سوغات فرنگ است ، باید در فرهنگ فارسی رویکردی مناسب داشته باشد و این میسر نمی‌گردد ، مگر به همت متخصصان امور گرافیک.
سال 1366 در پایان دوره دانشجویی کارشناسی گرافیک ، تحقیقاتم را شروع کردم که در سال 1367 پایان‌نامه تحصیلی دوره کارشناسی‌ام را تحت عنوان " بررسی نشانه‌های معاصر ایران " ارائه کردم. در آن پژوهش ، نخستین تقسیم‌بندی نشانه را به مخاطبان آن زمان معرفی کردم. اما امروز ، نشانه‌ها با توجه به صنعت و تکنولوژی متحول شده‌اند و پدیده‌های نوینی مطرح شده است. سال 1367 در پایان‌نامه‌ام به این اصطلاحات اشاره کرده‌ام :
Sign : نشان ، علامت ، اثر ، اشاره ، آیت ، اشاره‌کردن و امضاء
Signal : علامت ، راهنما ، اخطار ، مخابره ، برجسته
Signet : مهر ، خاتم ، الگوهای قابل تکثیر
Symbol : نشان ، رمز ، نماد
Symbolize : نشان چیزی بودن ، با علائم نشان‌دادن
The emblem : علامت ، رمز ، هویت مملکتی
Pattern : نمونه، الگو ، طرح ، نقشه ، نمونه‌ساختن
Master head : سرتیتر ، نشان مهم ، سرعنوان
Trade mark : نشان تجاری ، بازرگانی ، صنعتی ، مشخصات کالا
Lable : برچسب ، نشان‌کردن ، نامیدن ، طبقه‌بندی کردن
Coats of arms : نشان برای مملکت ، مکان ، خانواده و شرکت‌ها
Signal : با ثبت خطی : مانند کُد مورس (تلگراف)
Signal : با ثبت سطحی : مانند علائم راهنمایی و رانندگی
Signal : با ثبت سه‌بعدی : مانند مجسمه ، حروف برجسته ویژه نابینایان (Braille)
Signal : با منابع پانچ (سوراخ‌دار) در کامپیوتر

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   34 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله نشانه در گرافیک

دانلودمقاله زمین شناسی

اختصاصی از رزفایل دانلودمقاله زمین شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده
تحقیق حاضر در راستای شناسایی ژئومرفولوژی و زمین شناسی کوه بید ، [بین روستای معین آباد- خود پایین]که یکی از زیر حوزه های ندوشن واقع در استان یزد است و بین طول جغرافیایی تا و عرض جغرافیایی تا واقع شده ، صورت گرفته است.این منطقه دارای توپوگرافی کوه ودشت به صورت گسلی ودامنه کوهها دارای شیب های کمتا متوسط ودامنه به دو صورت منظم ونامنظم است. از نظر بافت خاک این منطقه از سنگهای رسوبی شامل سنگ آهک ، ماسه سنگ ، آندرین تشکیل شده است .سحر سنگهای رسوبی نشان دهنده وضع جغرافیایی گذشته (paléogéographie) منطقه است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بخش اول – زمین شناسی
1-1 مقدمه
زمین شناسی علمی است که به طور کلی درباره زمین صحبت می کند. این تعریف را باید کامل تر کرد. زیرا موضوع علوم دیگری مثل هیأت نجوم و ... نیز در مورد زمین است ولی مقصود از زمین شناسی ، شناسایی و مطالعه تئوریهای پیدایش زمین ، وضعیت زمین در فضا ، تاریخ زمین شناسی ، شکل وابعاد زمین ، مشخصات فیزیکی و شیمیایی زمین ومواد تشکیل دهنده آن ، بررسی عمواملی که دئر وضعیت زمین تاثیر دارند وبالاخره مطالعه وشناسایی مواد زمین و نحوه اکتشاف واستفاده از آنهاست.
زمین شناسی علم قدیمی و سابقه داری است.. اصولاً بشر اولیه ، همیشه در مورد زمین کنجکاو بوده ایت. این کنجکاوی را می توان معمول دو علت اساسی دانست:
1. بشر و سایر موجودات زنده ، هستی خود را مرهون زمین بوده و همیشه غذای خود را از آن به دست می آورده اند و بدین ترتیب مجبور بوده اند که دائماً ، در مورد آن مطالعه کنند تا بتوانند غذای مناسب وحتی الامکان متنوعی برای خود بدست می آورند.
2. بشر را در مورد زمین همیشه نگران می کرده است. وقوع حوادث ناگواری نظیر زلزله ، طوفان ، سیل و نظایر آن بوده است که همیشه خسارت مالی و جانی زیادی را سبب شده است و بشر به ناچار همواره درصدد بوده است که همییشه علل این حوادث را دریابد حتی المقدور از وقوع آن جلوگیری و یا حداقل – پیش بینی کند.
علم زمین شناسی ، یعنی آنچه که امروز به عنوان علم جداگانه ای دارای رشته های متنوعی است. بیش ازر دو قرن سابقه ندارد ومانند سایر رشته های علوم تحقیقات مدام دانشمندان متعددی این علم را به پایه امروزی رسانده اند.

 

2-1 اهداف وشیوه مطالب
هدف از مطالع زمین شناسی ، شناسایی سازنده های موجود در منطقه و تشخیص جنس آنها می باشد تا بدین طریق مقاومت سازند نسبت به فرسایش شناسایی شود و در کارهای حفاظتی این مناطق دو اولویت قرار بگیرند. اولین قدم در مطالعه زمین شناسی یک منطقه تهیه نقشه سنگ شناسی آن منطقه است که آن را با نقشه توپوگرافی موجود منطقه هم مقیاس کرده و سپس با استفاده از این نقشه وعکسهای هوایی منطقه طی چند بازدید صحرایی از منطقه مورد مطالعه ، نقشه زمین شناسی منطقه را تهیه کرد. که در زیر حوزه ندوشن (کوه بید) نقشه سنگ شناسی آن در نقشه 1-1 آمده است.

 

موقعیت عمومی حوزره
منطقه مورد مطالعه در محدوده ندوشن [بین روستای معین آباد- خود پایین] بین طولهای جغرافیایی تا و عرض های جغرافیایی تا و در فاصله تقریباً 150 کیلومتری یزد واقع است.این منطقه (کوه بید) از شمال به روستای معین آباد ، از جنوب به روستای خود پایین محدود می گردد. دسترسی به منطقه (کوه بید) از طریق جاده آسفالته میبد – ندوشن وتفت – ندوشن امکان پذیر است.از نظر ژئومورفولوژی منطقه دارای توپوگرافی کوه و دشت است . مرز کوه و دشت به صورت گسلی است.دامنه دارای شیب های کم تا متوسط ودارای دامنه های منظم ونامنظم است ، یالهای متعدد کهسه یال اصلی آلت در مرز وسط حوضه بین دو آبراهه اصلی از مشخصه های دیگر منطقه می باشد.جهت حوزه ها از شمال غرب به جنوب شرق است.مرتفع ترین منطقه دارای ارتفاع 2451 متر و پست ترین نقطه دارای ارتفاع 574 متر از سطح دریا است.
(مبنای سنجش ، سطح متوسط آب خلیج فارس در فاو است.)

 

4-1 خلاصه ای از زمین شناسی
«زمین شناسی» به طور ساده علم مطالعه کره زمین است. این علم از جنبه های مختلف درباره سیاره ای که روی آن زندگی می کنیم به بحث می پردازد.با کمی دقت متوجه می شویمکه زمین شناسی در واقع از چهار دیدگاه مختلف ، زمین شناسی را مورد مطالعه قرار می دهند:
الف- فرایندهای زمین شناسی : بررسی کلیه فرایندهای طبیعی فعال در زمین چون آتشفشانی ، لرزه خیزی ، فرسایش ، رسوب گذاری ومانند آنها .
ب- ساختمانهای زمین شناسی : مطالعه اشکال و ساختمانهایی که بر اثر عملکرد فرایندهای زمین شناسی ایجاد می شوند ، همچون یک گسل یا مخروط یک آتشفشان دره یک رودخانه یا لایه های ناشی از رسوب گذاری در دریا.
ج – مصالح زمین شناسی : بخشی از دانش زمین شناسی بر بررسی مواد تشکیل دهنده زمین ، چون کانیها ، سنگها ، خاک ها وآب هوا می پردازد.
د- زمان زمین شناسی : در زمی شناسی علاوه بر آنکه فرایندها ، ساختمانها و مصالح به طور مجدد مورد بررسی قرار گیرند.تغییراتشان در طول زمان نیز مطالعه می شود.
به این ترتیب است که تاریخ کره زمین و وقایع و رخدادهای آن مشخص می شود.

 

چهار زمینه پیش گفته را می توان رئوس یک چهار ضلعی در نظر گرفت.در چنین صورتی ارتباط بسیار نزدیک این چهار زمینه مطالعات زمین شناسی به خوبی مشخص می شود.

 

گروهی از مولفین، زمین شناسی را یکی از علوم پایه می داند. در صورتی که به نظر می رسد زمین شناسی را نتوان همانند فیزیک یا شیمی علمی محض به حساب آورد .کمی دقت نشان می دهد که دو عمل قانون خاصی که بتوان آن را مختص زمین شناسی دانست وجود ندارد.در واقع زمین شناسی دانشی است که با استفاده از قوانین ، اصول و روشهای علومی چون فیزیک ، شیمی ، ریاضی و زیست شناسی به مطالعه زمین می پردازد.علاوه بر ویژگی پیش گفته شاید بتوان ویژگیهای دانش زمین شناسی را به نحو زیر خلاصه کرد.

 

الف – زمین شناسی ، علمی پویا (دینامیک) است. کره زمین چهره ثابتی نداشته ونخواهد داشت. از این رو زمین شناسی ، بررسی فرایندها ، ساختمانها (ساختها ) و سنگها در حال حاضر با تغییرات آنها در طول زمان نیز سر و کار دارد.زمین شناسی آگاه است که مشاهدات و اندازه گیریهای او اعتبار محدود دارد. زیرا هر زمان ممکن است یک آتشفشان خفته فعال شود یا یک دود آرام بار دیگر طغیان کند.
ب- زمین شناسیی علمی تجربی است. زمین شناسی برای مطالعه کره زمین صفن مشاهده عوارض و پدیده های مختلف طبیعت به آزمایش نیز دست می زند واطلاعات حاصل را مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهند.
ج – زمین شناس برای مطالعه طبیعت از ابزارها و روشهای متنوعی بهره می گیرد.
از یک چکش ساده زمین شناسی گرفته تا دستگاههای بسیار حساس ژئوفیزیکی ، وسایل پیچیده آزمایشگاهی ، میکروسکوپهای مجهز و بسیاری وسایل دیگر همه در خدمت مطالعه کره زمین قرار دارند.
د – گرچه بسیاری از جنبه های مطالعات زمین شناسی را می توان در آزمایشگاه به انجام می رساند. ول ییک زمین شناس قبل از هر چیز با طبیعت سر و کار دارد. اواطلاعات مورد نیاز خود را از کوهها ، دشت ها ، دره رودخانه ، سواحل وبستر دریاها و نقاطی از این قبیل به دست می آورد.
به دست آوردن اطلاعات لازم اغلب به سادگی امکان پذیر نیست و برای دستیابی به آنها باید زحمات زیاد متحمل شد و نیروی انسانی ، وقت وهزینه های بسیاری مصرف کرد.
هـ - داده های زمین شناسی اغلب ناقص است. آثار زمین شناسی اغلب به علت مرور زمان تخریب می شوند و از بین می روند یا تغییر شکل می دهند آثار باستانی وتاریخی ، هر چه به عقب بر می گردیم اطلاعات کمتری به ما می دهند. پاره ای از آثار در زمین شناسی نیز زیر لایه های دیگر مدفون شده اند و بنابراین دسترسی به آنها مشکل یا غیر ممکن است.
و – زمین شناسان برای آنکه نتایج بررسی هایش هر چه بیشتر با واقعیت وفوق دهد از «روش علمی» استفاده می کند.
د – بالاخره زمین شناسان برای بررسی وقایع گذشته از یک اصل مهم استفاده می کنند. برطبق این اصل که «اصل یکنواختی» نام دارد ، زمان حال کلید زمان گذشته است. یعنی وقایع گذشته زمین چیزی شبیه به وقایع کنونی بوده اند.در نتیجه می توان با مطالعه شرایط کنونی ووضعیت گذشته را بر آورد نمود.

 

علم زیست شناسی نیز همانند علوم دیگر به شاخه هایی تقسیم می شود.امروزه مطالعات زمین شناسی در بسیاری از رشته ها مانند کشاورزی ، استخراج معادن ، شهر سازی ، راهسازی ، سد سازی و دیگر پروژه های عمرانی اهمیت خاصی کسب کرده است.
5-1 زون ایران مرکز
ایران مرکزی یکی از رویدادهای اصلی و عمده ای است که به شکل مثلث د رمرکز ایران قرار دارد واز بزرگترین وپیچیده ترین واحدهای زمین شناسی ایران به شمار می رود در این واحد قدیمی ترین سنگهای دگرگون شده (پرکاصابرین) تا آتشفشان فعال و نیمه فعال امروزی وجود دارد.در واقع این منطقه را می توان محل قدیمی ترین قاره در ایران محسوب داشت که حوادث زمین شناسی فراوانی به خود دیده است.
حد شمالی زون ایران مرکزی زون البرز می باشد ، حد غربی آن یک منطقه فرو رفته شامل دریاچه ارومیه ، توزگلی یا کویر اراک و فرورفتگی گاوخونی – سیرجان است ، که تا گودال جازموریان ادامه دارد.حد شرقی زون ایران مرکزی چندان مشخص نیست زیرا بعضی از زمین شناسان بلوک لوت را جزء ایران مرکزی به حساب می آوردند وبعضی دیگر بلوک لوت را قطعه مجزایی از آن می دانند .
روندهای ساختمانی عمده مناطق مجاور (مثلث روند شرقی – غربی البرز ، شمالی – جنوبی لوت شمال غربی – جنوب شرق زاگرس) به صورت پیچیده ای در ایران مرکزی دیده می شود وبه این ترتیب مشکلی در هم وموزائیکی به وجود آمده است.این ساختمانها به ظاهر بر اثر حرکات که هزائی مزوزوئیک یعنی هنگامی که یک پارچه اولیه به صورت قطعات مختلف شکسته شد وحرکات افقی و قائم مداوم را متحمل شد به وجود آمده است.فعالیت ماگمایی ودگرگونی در ایران مرکزی فراوان بود و به شرح زیر می باشد:
:فعالیت ماگمایی ودگرگونی پرکامبریت در سازند اردکان ، ترود و ارومیه ضخامت بیرون زدگیهای سنگهای پر کامبرین زیرین در ایران مرکزی بیش از ده هزار متد است واین سنگها از فرسایش سنگهای آذرین قدیمی تر به وجود آمده اند .این مجموعه بر اثر حرکات کوهزایی کاتنانگایی به شدت دگرگون شده و پلاتفرم ایران مرکزی را تشکیل داده است. فعالیت آتشفشانی سیلودین ترود ، گرانیت زایی و دگرگونی تریاس .گرانیبست زایی ژوراسیک شیر کوه یزد ، جنوب اصفحان فعالیتهتای آتشفشانی مهم کوتاسه وائوسیت به ویژه در نوار آتشفشانی سهند بزمان ، بخش غربی ایران مرکزی عمدتاً از سنگهای آذر آواری وابسته به آن تشکیل یافته که در امتداد نوار طویلی از سهند تا بزمان وبا پهنای تقریبی 150 کیلومتر به موازات زون دگرگون شده سنندج –سیرجان قرار دارد. و به نام زون آتشفشانی سهند –بزمان ییا ارومیه- دختر نیز نامیده می شود.این آتشفشانها عموماً به ترشیری تعلق دارند و در امتداد گسل ها بیرون ریخته اند .در داخل این زون آتشفشان توده های نفوذی متعددی بیرون زده اند .سسن و ترکیب اسین توده ها ی نفوذی متفاوت است واغلب به سیرمی تعلق دارند.به علاوه ملانژهایی که سر تا سر فوقانی (نائین) نیز در کنار گسل های اصلی این زون دادند.فعالیت های آتشفشانی نیز فعال امروزی مثل آتشفشان -- ، جنوب یزذ و کبار است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  25  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله زمین شناسی

دانلودمقاله سیری در اندیشه و احوال شهید سیدحسن مدرس(ره)

اختصاصی از رزفایل دانلودمقاله سیری در اندیشه و احوال شهید سیدحسن مدرس(ره) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


چکیده: مدرس در برهه‌ای از تاریخ معاصر ایران نقشی ایفا نمود که بلااغراق می‌توان گفت تمامی جریانات سیاسی ایران بعد از خود را متاثر کرد، از جمله تجربه عظیم انقلاب اسلامی در سال 1357 که ریشه‌یابی علل وقوع آن بی‌توجه به افکار و مجاهدتهای این شخصیت بزرگوار، فاقد هرگونه توجیه منطقی خواهد بود. این مقاله سیری در اندیشه و احوال شهید آیت الله سیدحسن مدرس دارد؛ مردی که به قول حضرت امام(ره) «القاب برای او کوتاه و کوچک است.»

تاریخ معاصر ایران تا قبل از انقلاب اسلامی مجاهدتها و شخصیتهای بزرگی را به نمایش می‌گذارد که هرکدام در جای خود شایان ذکر هستند اما در این میان نام سید حسن مدرس طنین خاصی دارد و مدحت‌سرایی او از هرگونه اتهام و گزافه‌گویی در امان است؛ مدرس در برهه‌ای از تاریخ معاصر ایران نقشی ایفا نمود که بلااغراق می‌توان گفت تمامی جریانات سیاسی ایران بعد از خود را متاثر کرد، از جمله تجربه عظیم انقلاب اسلامی در سال 1357 که ریشه‌یابی علل وقوع آن بی‌توجه به افکار و مجاهدتهای این شخصیت بزرگوار، فاقد هرگونه توجیه منطقی خواهد بود.
البته این به معنای آن نیست که نقش دیگر شخصیتهای بزرگ معاصر از قبیل آیات عظام میرزای شیرازی، نائینی، کاشانی، . . . و حضرت امام خمینی(ره) مورد بی‌توجهی یا کم‌توجهی قرار گرفته باشند و یا تاثیر سایر رویدادهای مهم تاریخ صدساله اخیر ایران کم اهمیت جلوه داده شود، بلکه به معنای بزرگداشت باغبانی است که نهال جنبش تنباکو را به‌گونه‌ای پرورش داد که به میوه اعجاب‌انگیز امام خمینی(ره) و انقلاب انجامید.
وقتی‌ تاریخ پرآشوب صدساله اخیر ایران را تورق می‌کنیم، علی‌رغم یاس و تاسفی که از قبل برخی وقایع غم‌انگیز بر چهره‌ها سایه می‌اندازد، درخشانترین بارقه‌های امید و افتخار در لابه‌لای صفحاتی که از شرح مجاهدتهای بی‌دریغ و حماسه‌ساز این قهرمانان ملی مشحون است، در چشمان هر خواننده ایرانی متجلی می‌شود.
او که آمده بود «شفای تاریخ را موجب شود» هرآنچه می‌گفت و عمل می‌نمود طنینی بلند و طولانی در تاریخ ‌انداخت که حتی امواج آن از مرزهای ایران هم گذشت و به کرانه‌های ساحل امنیت و آزادی تمامی انسانها رسید. تا بدانجا که یکی از روسای مجلس فرانسه گفته است: ما باید افتخار کنیم که هم‌عصر شخصیت پارلمانی بزرگی چون مدرس هستیم.
اما مدرس نه نیاز به تعریف دارد و نه القاب و عناوین؛ به قول حضرت امام(ره) «القاب برای او کوتاه و کوچک است.»

 

تاریخ جوامع و ملل از دو راه قابل بحث و بررسی است: 1ـ از دریچه وقایع و رویدادها 2ـ از دریچه رجال و شخصیتها؛ و البته هر دو راه در نهایت به یکدیگر می‌رسند؛ به‌این معنا که رجال‌شناسی در تاریخ، به‌ناچار ما را با رویدادهایی که این بزرگان ایجاد نموده و یا با آنها مواجه شده‌اند و نیز با کیفیت روزگار آنان آشنا می‌سازد و متقابلا بررسی وقایع و رخدادها نیز رجال و برجستگان تاریخ یک جامعه را در میان وقایع به ما می‌نمایاند. هرچند این موضوع بدیهی به‌نظر می‌رسد و طبیعتا هم باید این دو مقوله کاملا به‌هم پیوسته باشند، اما غرض از طرح این مساله، آن بود که متاسفانه در کشور ما این پیوستگی طبیعی نادیده گرفته شده و لذا در تاریخ‌نگاری ملی ما سکته و سکوتهای بی‌معنی بسیاری دیده می‌شود؛ به‌قول مدرس(ره) ـ که نامش بی‌هیچ القابی محترم و باشکوه است ـ «بزرگان تاریخ ما بداقبال بوده‌اند که در ممالک ما متولد شده‌اند، چون در اینجا پلوتارخی نبوده که حلاج کارهای آنان باشد.»
آری، بسیاری از بزرگان تاریخ ما به‌خاطر دگرگونیهای روزگار، از سوی ابناء سرزمین خویش مورد بی‌مهری و کم‌توجهی واقع شده‌اند و لذا متاسفانه در تاریخ‌نگاری رایج دوران، متوجه می‌شویم که نام و نشان این بزرگان حتی به هنگام ذکر رویدادهای مهمی که آنان خود سهم عمده‌ای در رقم‌‌زدن آن داشته‌اند، کمرنگ یا ناخوانا ثبت شده است!
مدرس نیز از این آسیب اجتماعی مصون نبوده و در طول دوران پیش از انقلاب، تا آنجا که می‌شده، نامش محذوف و تاریخش مسکوت گذاشته شده است. به‌عنوان‌مثال در نگاشته‌های تاریخی زیادی می‌بینیم که از کابینه مهاجرت و یا مساله جمهوری و یا همین‌طور از قرارداد 1919 با شرح و تفصیل سخن گفته شده اما از قهرمان این رویدادها یا اصلا نامی برده نشده و یا نام او با ایماء و اشاره و به شکلی اجمالی و گذرا ذکر گردیده است.
اما مدرس که حسب و نسبش نیز به حضرت علی‌(ع) می‌رسد، در این خصوص با مولای خود هم‌داستان است. از جرج جرداق، مورخ بزرگ مسیحی، پرسیدند که با این‌همه تحقیق که پیرامون شخصیت امام علی‌(علیه‌السلام) انجام داده‌ای، نظر شما به‌طورخلاصه در مورد آن حضرت چیست؟ و پاسخ او چنین بود: «چه بگویم در مورد شخصیتی که دشمنانش تا توانستند علیه او کارکردند و دوستانش تا توانستند در حق او کوتاهی نمودند، اما با این‌حال فضائل و مناقب او شرق و غرب عالم را گرفته است.» مدرس نیز علی‌رغم غرض‌ورزیهای فراوانی که علیه او از جانب دشمنان قدرتمند داخلی و خارجی صورت گرفت و نیز کوتاهیهایی که اهل روزگارش در حق او کردند، همچنان به‌عنوان قهرمان آزادی و نابغه ملی ایران، نامش پرآوازه است.
اگر تاریخ معاصر ایران را، ولو از سر دل‌ریشی و دلسردی، مرور کنیم، به صحنه‌های پرشکوهی برمی‌خوریم که مایه اعتبار و احترام ایرانیان در عرصه تاریخ است و گرداننده آنها کسی جز سیدحسن مدرس(ره) نیست. آه که اگر زمانه به او فرصت می‌داد! بی‌تردید تمدنی عظیم و ارزشمندی را در سرزمین تاریخی ایران پی می‌افکند و کشتی طوفان‌زده کشور را از میان امواج و گردابها به ساحلی امن می‌رساند. او به‌تنهایی خصوصیات برجستگان عصر خویش را دارا بود و آنچه را که بزرگان همه داشتند، او یکجا داشت. شکسپیر در پایان ماجرای غم‌انگیز هملت از زبان فرماندهانی که پیکرش را تشییع می‌کردند گفت: «اگر او زنده می‌ماند، شایسته‌ترین فرمانروای جهان می‌شد.» هملت یک قهرمان افسانه‌ای و خیالی بود اما مدرس، نه افسانه و خیال بلکه «حقیقتی بر گونه اساطیر» بود. به‌راستی‌که هنوز هم در تاریخ پارلمانهای جهان و مبارزات وطن‌پرستی و آزادیخواهی دنیا، نظیر او را به‌‌سختی می‌توان یافت.
باری، بهتر است که پیش از مدرس‌سرایی به مدرس‌شناسی بپردازیم و بگذاریم تا شکوفه‌های مدح و ثنا بر ساقه و شاخ و برگ شناخت بروید و نتیجه منطقی و طبیعی مطالعات محققانه تاریخی باشد که نه از نرخهای روز نانی خورده و نه از روی طمع سلامی نموده باشیم.
زندگانی مدرس
سیدحسن‌ابن‌اسماعیل طباطبایی در سال 1287. ق / 1249. ش در سرابه کچو از توابع اردستان دیده به جهان گشود. پدرش، سیداسماعیل، از سادات طباطبا و اصلا زواره‌ای بود و پدربزرگش، سیدعبدالباقی، که مدرس بعدها نام او را بر پسر خویش نهاد، از عباد و زهاد قمشه محسوب می‌شد که سالها پیش، از اسفه به قمشه مهاجرت کرده و به وعظ و تدریس می‌پرداخت.
مدرس در سن شش‌سالگی به‌همراه پدرش که از ظلم خوانین محلی به تنگ آمده بود به قمشه مهاجرت کرد تا حیات علمی خویش را از محضر درس پدربزرگش آغاز کند. او مقدمات علوم عربی و ادبی را از پدر و پدربزرگش فرا‌گرفت و ده سال بعد در سن شانزده‌سالگی وارد اصفهان گردید تا به تکمیل معارف دینی و ادبی بپردازد. وی قریب سیزده‌سال معارف معقول و منقول را نزد استادان بزرگ آن روزگار فراگرفت. مرحوم عبدالعلی هرندی، ملامحمد کاشی، جهانگیرخان قشقایی، شیخ‌مرتضی ریزی و سید‌محمدباقر دُرچه‌ای مهمترین اساتید او در اصفهان بودند. او به‌ویژه از آخوندکاشی و جهانگیرخان قشقایی تاثیر بسیار گرفت و آن دو فیلسوف بزرگ نه تنها حکمت و عرفان را به او آموختند بلکه مانند افلاطون، او را ارسطوی محضر خود دیده و باب مصاحبت و مؤانست خود را به روی او گشودند. «او از شاگردان بسیار خصوصی فیلسوف وارسته معروف آخوند ملامحمدکاشی مقیم اصفهان بوده است. مدرس درباره آموزشهای خود از این فیلسوف بزرگ در زمینه حکمت و عرفان و منطق، دست‌نوشته بسیار ارزشمندی دارد که در مقدمه کتاب خطی او، به‌نام «شرح رسائل»، موجود است. صفا و صمیمیت و خلوصی که میان این استاد و شاگرد بوده در میان کمتر کسانی می‌توان نمونه‌اش را یافت. مدرس می‌نویسد: ملامحمد کاشی در زندگی مادی بسیار فقیر و تنگدست بود. من هم فقیر بودم. ما گاهی کار می‌کردیم (مثلا عملگی) و به یکدیگر کمک و مساعدت می‌کردیم و به همدیگر تسلیت و تسکین خاطر می‌دادیم، تا در مقابل مشکلات زندگی از پا درنیاییم. آیا یک عارف بزرگ و فیلسوف عالیقدری مانند آخوند‌ملامحمدکاشی در وجود مدرس جوان و طلبه تازه‌کار چه خلوص و نبوغی دیده است و چه گوهری را نهفته یافته است که او را به مصاحبت و محاضرت خود برمی‌گزیند؟. . . .»
مرحوم جهانگیرخان قشقایی که در و دیوار مدرسه صدر اصفهان محرم رازها و نیازهای آن حکیم متأله بود نیز سیدحسن را به حریم انس خویش پذیرفته بود و آنچه را که در توشه استادی داشت در حق او کوتاهی نمی‌کرد و هم او بود که به مدرس گفته بود: «سیدحسن تو سر سلامت به گور نخواهی برد، ولی شفای تاریخ را موجب می‌گردی.» پیش‌بینی آن فیلسوف الهی و عارف بینا محقق گردید و مدرس در تاریخ ایران جایگاهی یافت و تاثیری گذاشت که به‌حق باید گفت بدیلی برای او نمی‌توان برشمرد. بدون شک، یک تحقیق عمیق و تحلیلی گسترده لازم است تا نقش مدرس در تاریخ ایران به درستی نمایان شود. در هرکدام از وقایع بزرگی که مدرس نقش داشت، اگر این حضور و نقش‌آفرینی‌های او نمی‌بود، بساکه تاریخ سرزمین ما به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.
مدرس در سال 1311. ق حدودا بیست‌وچهارساله بود که ایران را به قصد عتبات عالیات ترک نمود و پس از تشرف به محضر میرزای شیرازی(ره)، در نجف اشرف مقیم گشت و مطابق قول خودش، مدت ‌هفت‌سال «علما و بزرگان آن زمان را تیمناً و تبرکاً کلاً درک کرده» و از محضر اغلب آنها استفاده کرد. اما عمده تحصیلات او نزد «مرحومین مغفورین حجتین کاظمین خراسانی و یزدی» بود و همچنین با مرحومان میرزای نائینی و شیخ‌فضل‌الله نوری و سیدابوالحسن اصفهانی و شیخ‌عبدالکریم حائری (رحمت ‌الله علیهم) مباحثه خصوصی داشت.
این‌که مدرس(ره) می‌گوید علما و بزرگان حوزه علمیه نجف را تیمناً و تبرکاً درک نموده، نشان از دو نکته مهم دارد: 1ـ مدرس از همگی آنها با احترام و تقدیس یاد می‌کند تا چنین نباشد که نپسندیدن درس برخی از آنها و یا نبودن بعضی از دروس در سطح مطلوب، مایة استخفاف آنها گردد 2ـ ذهن کنجکاو و روح بلند مدرس در طلب درک فیوضات معنوی و فهم رموز دنیوی بود و از آنجا‌که در اصفهان کم‌وبیش به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی وارد شده و همچنین به اهمیت مطالعه تاریخ پی برده بود، براساس یک نگرش تاریخی و بینش سیاسی و اجتماعی، درک محضر علما و بزرگان شیعه و مصاحبت با ایشان را مغتنم می‌شمرد تا هرچه‌بیشتر با گوشه‌ها و زوایای نهاد روحانیت شیعه آشنا گردد و به نقاط ضعف و قوت آن وقوف یابد؛ چنان‌که توقف در سامرا و زیارت و درک محضر و کسب فیض از ساحت میرزای شیرازی(ره) که حدود یک‌سال به‌طول انجامید، برای او مملو از آموزه‌ها و تجارب ارزشمندی از این نوع بود.‌‌ به‌عنوان‌مثال، هنگامی‌که جنبش تنباکو در ایران پیروز شد و قرارداد رژی ملغی گردید، مدرس در محضر صاحب فتوا (میرزای شیرازی) نکته‌هایی از تاثیر و آثار حکم تحریم و مسائل مربوط به آن را بازگو کرده، به‌دقت می‌نگریست تا عکس‌العمل مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزای شیرازی(ره) را ببیند. خود او در این مورد می‌نویسد: «از همین‌جا ماموران آشکار و مخفی امپراتوری چندبرابر شدند که قدرتی که قرارداد را برهم زده بشناسند و معلوم بود که از آن پس روحانیت اسلام مورد غضب انگلیسیها قرار خواهد گرفت و کمر به نابودی و تضعیف آنان خواهند بست. من خودم وقتی که در نجف با میرزا صاحب فتوی این مطلب را در میان گذاشتم تصدیق کرد و قطرات اشک را در چشمانش دیدم و این گریه در زمانی بود که انقلاب تنباکو به موفقیت و پیروزی رسیده بود، گفت: سید تو نگذار چنین اتفاقی بیفتد و با بیان او کارم سخت و صعب‌تر شد.»
البته نقل‌قول بالا که توسط علی مدرسی از «کتاب زرد» مدرس نقل شده، با آنچه آقای مدرسی در مقاله «نگاه مدرس به واقعه دخانیه» از شهید مدرس نقل کرده است همخوانی ندارد. مدرسی در مقاله‌ای تحت عنوان «پراکنده‌نگاهی به کتاب زرد» در شماره بیستم فصلنامه «یاد» (1369. ش) به مطلب فوق اشاره کرده که نشان می‌دهد مرحوم مدرس پیامدها و خطرات بعدی واقعه تحریم تنباکو برای روحانیت شیعه را طی ملاقاتی برای مرحوم میرزای شیرازی(ره) عنوان کرده و ایشان هم آن‌ را تصدیق نموده و متاثر شده‌اند. اما این نوشته آقای مدرسی با آنچه ایشان در مقاله «نگاه مدرس به واقعه دخانیه» نقل می‌کند، کاملا تفاوت دارد. عبارت فوق چون به لحاظ تاریخی از اهمیتی فوق‌العاده برخوردار می‌باشد و نکات مهمی از تاریخ معاصر ایران و شخصیت میرزا و مبارزات روحانیت شیعه را در خود دارد، در منابع و پژوهشهای تاریخی و سیاسی مربوط به نهضتهای اسلامی و شیعی معاصر به‌کار رفته و نقل شده است و لذا لازم می‌آید که مولف محترم دو مقاله مذکور، نکته ابهام را رفع نموده و این عبارت مهم و ارزشمند تاریخی را مورد بازبینی قرار دهد. عبارت منقول از کتاب زرد مدرس در مقاله دوم یعنی در مقاله «مدرس و واقعه دخانیه» چنین است: «وقتی به نجف رفتم و در سْرمن‌رأی [سامرا] خدمت میرزا که عظمت فوق تصور داشت رسیدم، داستان پیروزی واقعه دخانیه را برایش تعریف نمودم. آن مرد بزرگ آثار تفکر و نگرانی در چهره‌اش پیدا شد و دیده‌اش پر از اشک گردید. علت را پرسیدم؟ فرمود: حالا حکومتهای قاهره فهمیدند قدرت اصلی یک ملت و نقطه تحرک شیعیان کجاست. حالا تصمیم می‌گیرند این نقطه و این مرکز ثقل را نابود کنند. نگرانی من از آینده است.»
باری مدرس قریب هفت‌سال در عتبات تحصیل کرد و با درجه اجتهاد به‌ عنوان یک مجتهد فاضل و متقی در سال 1317. ق به اصفهان بازگشته و به تدریس پرداخت. ظاهرا در همین دوران است که او به علت کثرت فعالیت علمی و کیفیت و کمیت بالای تدریس علوم دینی با لقب مدرس به اشتهار رسید و در کنار مرحومان آقانجفی و آقانورالله اصفهانی (اعلی ‌الله مقامهم) به‌عنوان یکی از استوانه‌های حوزه علمیه اصفهان مطرح گردید.
البته برخی مورخان در آثار خود تاریخ مسافرت به عتبات و بازگشت ایشان به اصفهان را با یکی‌دو‌سال اختلاف ذکر کرده‌اند؛ چنان‌که بامداد در کتاب «تاریخ رجال ایران» سفر مدرس به عتبات را سال 1309. ق و علی مدرسی در جلد اول کتاب «مدرس» تاریخ آن ‌را سال 1311. ق عنوان نموده‌اند، و کتاب «زنده تاریخ» یا «شهید آیت‌الله سیدحسن مدرس به روایت اسناد» تاریخ 1316. ق را تاریخ مسافرت وی به عتبات دانسته است. اما به‌ نظر می‌رسد آنچه را که خود مرحوم شهید مدرس‌(ره) به‌عنوان مختصری از سرگذشت خود به درخواست مدیر روزنامه اطلاعات در حول و حوش انتخابات مجلس پنجم شورای ملی نگاشته و در آن روزنامه به چاپ رسیده است، نباید نادیده گرفت؛ مقاله حاضر استنادات مربوط به تواریخ زندگی ایشان را از همان متن برگرفته است.
مدرس که در سنین جوانی از نزدیک در جریان رویداد بزرگ و تاریخی دخانیه قرارگرفته و شور و اشتیاق خدمات سیاسی و اجتماعی از همان جوانی در او تبلور یافته بود، با توشه فراوانی از علم، تجربه، اخلاق و وارستگی دوباره به اصفهان بازگشت تا علاوه بر اشتغالات مدرسه‌ای، به توصیه مرحوم میرزای شیرازی(ره) که به او گفته بود سید تو نگذار اجانب در نابودی و تضعیف روحانیت اسلام موفق شوند، جامه عمل پوشاند.
اکنون باید دید این مجتهد جوان، فاضل، مبارز، شجاع و سخنور در عمل به این نصیحت چه می‌بایست بکند و چه راهی در پیش‌رو خواهد داشت.
چند ویژگی عمده از همان دوران نوجوانی در مدرس وجود داشت که هرچه می‌گذشت قویتر می‌شد: آزادی و آزادگی، ذکاوت و فطانت، و شجاعت و کفایت. مرحوم مدرس زمانی‌که در نجف اشرف اقامت داشت، در اوج آزادگی و وارستگی تحصیل می‌کرد؛ چنان‌که همواره مخارج خود را شخصا تامین می‌کرد: «در نجف روزهای جمعه کار می‌کردم و درآمد آن روز را نان می‌خریدم و تکه‌های نان خشک را روی صفحه کتابم می‌گذاشتم و ضمن مطالعه می‌خوردم، تهیه غذا [به این شکل] آسان بود و [مشکلاتی از قبیل] گستردن و جمع‌کردن سفره و مخلفات آن را نداشت، خود را از همه بستگیها آزاد کرده بودم.»
همچنان‌که در ابتدا نیز اشاره شد، این آزادگی و وارستگی را مدرس در همان اوان دوران کودکی از بزرگ‌مردانی که بر سر راه زندگانی او قرار داشتند ـ از پدر و پدربزرگ زاهد و پرهیزگارش گرفته تا اساتید و علمای ربانی اصفهان ـ فرا گرفته بود. علاوه بر این، مردی به‌نام ملانجات‌علی در اسفه می‌زیست که در عین گمنامی و فقر شخصیت جامع‌الاطرافی داشت و در روستای اسفه دنیای بزرگی از فضائل انسانی را در خود جمع کرده بود. این مرد از دوستان پدر و پدربزرگ مدرس بود و گاه با آنها مباحثه و مجالست داشت و مدرس در خلال همین مباحثات و مجالستها تاثیرات عمیق و مهمی از او گرفت، در کتاب زرد خود می‌نویسد: «روزهای کودکی من ساعات دقیق و پربار و آموزنده‌ای بود. بخصوص سفر از کچو به قمشه. گذشتن از اردستان و زواره و دیه‌های اصفهان و دیدن فقر و ذکاوت مردم این نواحی شوق زندگی را در کالبدم بیدار می‌کرد. پدر و جدم هر دو در قمشه زاهدانه زندگی محترمانه‌ای داشتند، آنان قناعت را به‌حدکمال، رکن زندگی خود قرار داده بودند. روزهای پنجشنبه با او پیاده به اسفه می‌رفتیم و در خانه اسفندیار که او هم کودک بود وارد می‌شدیم. پدرم در آنجا عیالی اختیار کرده بود. من هم با اسفندیار به سیر باغ و صحرا می‌رفتیم. در اسفه مرد وارسته و ملایی با فراغت می‌زیست که اهالی او را ملا [صدا می‌زدند] و بعدها که من به اصفهان آمدم به ملانجات‌علی مشهور شد. این مرد همه آداب و رسوم دست‌وپاگیر را شکسته و هیچ قیدوبندی را نپذیرفته بود. خودش و عیالش در فقر مفرط و اوج آزادگی به‌سر می‌بردند. همیشه دم در خانه گلی که آن‌هم متعلق به خودش نبود می‌نشست و یا در صحرا به جمع‌آوری خوشه گندم و باقی‌مانده زردک و چغندر می‌پرداخت. از کسی چیزی نمی‌خواست. گاهی با پدر و جدم در اسفه به مباحثه می‌نشست و هر دو اعتقاد داشتند عالمی متبحر و در علوم عقلی و نقلی شاخص و بی‌نظیر است. روزی از من سوال کرد سیدحسن در این ده از چه چیز تعجب می‌کنی[؟] من هم با کمال سادگی و همانطوری‌که فکر می‌کردم گفتم جناب ملا از شخص شما، نه آخوند دهی، نه رعیتی و نه آدم ده هستی و نه فقیری، نه چیزداری، نه مثل مایی، نه مثل دیگرانی، نه از کسی می‌ترسی و نه به همه اینها بی‌توجهی، به همه سلام می‌کنی، به همه خدمت می‌کنی!

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  143  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله سیری در اندیشه و احوال شهید سیدحسن مدرس(ره)