
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:
دانلود پاورپوینت تخلیه اضطراری در شرایط بحرانی - 43 اسلاید

برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:

پاورپوینتی زیبا و جذاب در 34 اسلاید قابل ویرایش به هرماه تصاویر با کیفیت
دسته بندی : هنر و گرافیک
فرمت فایل : Doc ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) Word
تعداد صفحات : 82 صفحه
تاریخچه پوستر.
اگر ریشه واژه پوستر را بررسی کنیم می بینیم پوستر به معنای چاپار یعنی ارسال سریع آگهی و اعلان لغت پوستر که معنی آگهی، اعلان و دیوارکوب است.
سرچشمه پوستر را به زمانی نسبت می دهند که در یکی از ضیافتهای بزرگ بالتازار، آرشیتکت برزگ جهان، اندیشه و خواسته خود را با نوشتن صحبتهای مربوط به پیامبر بر روی آشکار کرد در دایره المعارف (کولیزر) آمده است که یکی از قدیمی ترین پوسترهای شناخته شده مجموع قوانین حمورابی است.
د ردایره المعارف آمریکا از پوستری صحبت می شود که ا جنس پاپیروس و مربوط به 146 سا لقبل از میلاد است.
در این پوستر مشخصات دو برده فراری از چنگ الکسلندر بزرگ و قول پرداخت پاداش در صورت پیدا کردن آنها وجود دارد هنرهای مدرن و بردزلی که خیلی معتمولی بود در خدمت (Poplowet children, Beautiful people) و مواد مخدر قرار گرفت.
این مساله باهث شد که فرهنگ سنتی کنار گذاشته شو وهنر جدید و استیل گرافیکی جای آن را بگیرد.
آفیش های بردزلی در اکثر فوشگاهها به فروش می رسید.
در سال 1964 این مساله باعث شد مردم پوستر را یکاثر هنری خیلی ارزان و پیش پا افتاده به حساب بیاورند.
مهمترین آفیش های این استیل مدرن به وسیله (مایکل انگلیش) و (مایکل ویموت) که شریک یکدیگر بودند در اینتر نشنال تایمز) منتشر شد.
همچنین پتانسیل رو به رشد تولیدات صنعتی وضرورت مبادله کالا میان کشوهای مختلف جهان سبب پیدایش و شکل گیری تبلیغات تجاری شد.
گرچه در تبلیغ کالا و سرویسهای خدماتی که در (کلام) و (تصویر) نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند، لیکن درآغتز از آرم و رنگهای خیره کننده درتبلیغات اثری نبود.
رفته رفته دراواسط قرن نوزدهم ویژگی های طرح های گرافیک و کلاسیک دچار تغییراتی شد.


لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
ضرارة بن ضمره در مواجهه با معاویه
ضراره بن ضمره که از یاران و خواص امیر مؤمنان علیه السلام بود بر معاویه وارد شد و معاویه خواست که او را دستگیر کند و به قتل رساند اما چون زهد و تقوا اشتغال او به آخرت را دید صرف نظر کرد و خواست او را بیازماید، گفت: على را برایم توصیف کن. ضرار گفت: مرا معاف دار. گفت: تو را به خحق او سوگند مىدهم که او را توصیف کنى. ضرار گفت: حال که ناگزیرم، گویم: به خدا سوگند او بسیار دور اندیش و نیرومند بود، به عدالت سخن مىگفت و با قاطعیت فیصله مىداد. علم از جوانبش مىجوشید و حکمت از زبانش فوران داشت، از زرق و برق دنیا وحشت داشت و با شب و تنهایى آن مأنوس بود، آن بزرگوار ـ که درود خدا بر او باد ـ بسیار اشک مىریخت و فراوان فکر مىکرد، لباس زبر و درشت و غذاى مانده فقیرانه را مىپسندید، در میان ما که بود مانند یکى از ما بود، اگر چیزى از او مىخواستیم مىپذیرفت و اگر از او دعوت مىکردیم قدم رنجه مى فرمود، با این همه که به ما نزدیک بود و ما را با خود نزدیک مىساخت چندان با هیبت بود که در حضورش جرأت سخن گفتن نداشتیم.
آن بزرگوار ـ که درود خدا بر او باد ـ اهل دیانت را بزرگ مىشمرد و بینوایان را به خود نزدیک مىساخت. نه نیرومند به باطل او طمع داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید بود. به خدا سوگند یک شب به چشم خود دیدم که در محراب عبادت ایستاده بود ـ در وقتى که تاریکى شب همه جا را فرا گرفته و ستارگان غروب کرده بودند ـ و دست به محاسن گرفته بود و مانند مار گزیده به خود مىپیچید و چون مصیبت زده مىگریست و مىگفت: اى دنیا، دیگرى را بفریب، آیا متعرض من شدهاى و به من رو آوردهاى؟ هیهات که من تو را سه طلاقه کردهام و رجوعى در کار نیست، عمرت کوتاه، خطرت بزرگ و عیشت ناچیز است، آه ازتوشه اندک و سفر دراز و راه ترسناک!
سخن ضرار که به اینجا رسید اشک معاویه بى اختیار فرو ریخت و گفت: خدا رحمت کند ابو الحسن را، به خدا سوگند همین گونه بود که گفتى. اکنون اى ضرار بگو ببینم چگونه بر او اندوه مىبرى؟ گفت: شبیه مادرى که فرزند عزیزش را در دامنش سر بریده باشند، که اشکش باز نمىایستد و دردش پوشیده نمىماند.
معاویه دستور داد که مال فراوانى به او دهند، او نپذیرفت و بازگشت در حالى که بر امیر مؤمنان علیه السلام ندبه مىکرد. (1)
بکاره هلالیه
عمر رضا کحاله گوید: وى از زنان عرب موصوف به شجاعت و دلاورى و فصاحت و شعر و نثر و خطابه بود، او در جنگ صفین از یاران على علیه السلام به شمار بود و در آنجا سخنرانیهاى پر شور حماسى مىکرد و مردان جنگى را تشویق مىنمود که بدون ترس و بیم در دریاى خروشان جنگ فرو روند. هنگام پیرى و فرسودگى به همراه دو خادم خود که بر آنها تکیه نموده بود عصا به دست بر معاویه وارد شد و بر وى به عنوان خلیفه سلام کرد. معاویه به نیکى او را پاسخ داد و اجازه نشستن داد، مروان بن حکم و عمرو عاص هم نزد او بودند. مروان لب به سخن گشود و گفت: اى امیر مؤمنان، آیا او را مىشناسید؟ گفت: او کیست؟ مروان گفت: همان زنى است که در جنگ صفین دشمن را بر علیه ما یارى مىداد، و اوست که در شعر خود مىگفت :
یازید دونک فاستشر من دارنا سیفا حساما فی التراب دفینا کان مذخورا لکل عظیمة فالیوم أبرزه الزمان مصونا
«اى زید، برخیز و برو از خانه ما شمشیرى را که زیر خاک پنهان کردهایم بیرون آر و بیاور» .
«آن شمشیر براى هر امر بزرگى ذخیره شده و امروز زمانه آن را صحیح و سالم آشکار ساخته است».
عمرو و عاص گفت: و هموست اى امیر مؤمنان که در شعر خود مىگفت:
أترى ابن هند للخلافة مالکا هیهات ذاک و ما أراد بعید منتک نفسک فی الخلاء ضلالة أغرک عمرو للشقا و سعید فارجع بأنکد طائر بنحوسها لاقت علیا أسعد و سعود
«آیا پسر هند را مالک خلافت مىدانى؟ هرگز چنین نیست و آنچه او خواسته بسى دور از حقیقت است».


لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
عدالت از دیدگاه مولای متقیان
پایه ی سوم ایمان عدالت است که خود نیزبرچهار پایه استوار است. امام علیه السلام در مورد پایه های عدل اینگونه می فرمایند :
«والعدل منها علی اربع شعب : علی خائص الفهم وغور العلم وزهرة الحکم ورساخة الحلم فمن فهم علم غور العلم ومن علم غور العلم صدر عن شرائح الحکم ومن حلم لم یفرط فی امره وعاش فی الناس حمیدا »
قبل از ترجمه ، بهتر است با معانی بعضی از کلمات این قسمت ، بیشتر آشنا شویم :
غائص: غاص فی الماءای غطس ونزل فیه فهو غائص فهو فی المعانی ای بلغ غایتها القصوی1
غور: غار الماء ای ذهب فی الارض فهو غائر ، غورا فی الامر ای دقق النظر فیه 2
زهرة: زهر السراج ای تلألأواضاء، الزهرة :الحسن والرونق والبیاض والجمیل3
رساخة: رسخ ای ثبت فی موضعه ، ارسخه : اثبته 4
در ترجمه ی این قسمت باید توجه داشت که عباراتی مثل «غائص الفهم »و«غورالعلم » از باب اضافه شدن صفت به موصوف است.5
ترجمه :
وعدل نیز برچهار پایه برقرار است : فکری ژرف اندیش ، دانشی عمیق وبه حقیقت رسیده ، نیکوداوری کردن واستوار بودن درشکیبائی . پس کسی که درست اندیشید ، به ژرفای دانش رسید وآن کس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمه زلال شریعت نوشید وکسی که شکیبا شد ، درکارش زیاده روی نکرده ، با نیکنامی درمیان مردم ، زندگی خواهد کرد .6
با توجه به این قسمت ،خواهیم فهمید که جهت پایه های یقین ، دراینجا هم نوعی سلسله بندی را پیش رو داریم . به این ترتیب که فکر ژرف اندیش ودرک عمیق ، انسان را به دریای علم وعمق آن می رساند ورسیدن به عمق این دریا ، باعث دستیابی به احکام شریعت می گردد ولی درظاهر ، قسمت چهارم یعنی استواری حلم ، ربطی به سه قسمت قبلی ندارد که البته در صفحات بعدی رابطه ی حلم را با سه پایه ی دیگر بررسی خواهیم نمود انشاءا....
رابطه ی علم وفهم:
در ابتدا باید رابطه ی علم با فهم را دریافت . اینکه چرا فهم عمیق باعث علم ژرف می شود .
همانطور که درکتب لغت نوشته شده است ، فهم امر یعنی دانستن ، شناختن وادراک آن ، فهم یک امر دریچه ای است به سوی عالم شدن به آن . یعنی فهم رابطه ای ناگسستنی ولازم با علم دارد «العلم بالفهم»7 اگر فهم نباشد کسی عالم نخواهد شد
ما افاد العلم من لم یفهم8
