جزوه دینامیک استاد رئیسی فرد
جزوه دینامیک استاد رئیسی فرد
جزوه دینامیک استاد رئیسی فرد

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :19
بخشی از متن مقاله
1- مقدمه
به تصدیق همگان شناخت حسی بیواسطه ترین و ابتدایی ترین گونه شناخت است و داده هایی چنان وثیق از برای ادراک آدمی فراهم می آورد که حتی شکاکترین فلاسفه و حکما در درستی آنها تهدید نتوانسته اند کرد. در سراسر تاریخ دو هزار و پانصد ساله فلسفه، جز تنی چند از فلاسفه که در پندار گرایی(1) براه افراط رفته اند، هیچیک از فلاسفه دیگر ارزش و اصالت ادراکات حسی را انکار نکرده است. اما شناخت آدمی تنها به حصول ادراک حسی از جهان خارج محدود نمی گردد. تاثیرات حسی نخستین حلقه از زنجیر طولانی و پیچیده علم و ادراک انسان را تشکیل میدهند، که هم در عرصه تصورات (مفهوم سازی) و هم در حیطه تصدیقات (نظریه سازی) سنگ بنای اولیه و نخستین هرگونه فعل وانفعال ذهنی محسوب می گردند(2).
انسان از مشاهده مکرر مصادیق جزیی یک مفهوم کلی، به تعقل و تصور آن مفهوم می پردازد و چون در تجربه، صدق یک قضیه جزئی و خارجی را بارها و بارها بیازماید، به تعمیم آن پرداخته و قضایای کلی و جهانشمول می سازد. پرسشی که از دیرباز ذهن اندیشمندان و فلاسفه را بخود مشغول داشته است، چگونگی و به اصطلاح “مکانیسم” این تعمیم است. این مساله که در فلسفه جدید، در ضمن مسائل شناخت شناسی(3) مطرح می شود در قرون اخیر بویژه بخاطر رونق گرفتن مباحث فلسفه علم مجادلات و مناقشات فلسفی بسیاری برانگیخته است و به یقین می توان گفت که هیچیک از فلاسفه و مکاتب فلسفی غرب نتوانسته اند به آن پاسخی در خور و قانع کننده بدهند و حداکثر کاری که کرده اند بررسی جوانب مساله، یا در نهایت دور زدن و طفره از آن بوده است.
در این مقاله خواهیم کوشید ضمن طرح دقیق مساله، نظرات مهم فلاسفه را در اینمورد به اجمال و بطور فشرده بررسی کرده و در پایان راه حلی را که استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب “مساله شناخت” خود بر مبنای آراء و اقوال فلاسفه اسلامی مطرح نموده اند ارائه می دهیم(4).
2- طرح مساله
این امری بدیهی است که (مادامیکه خود را به شناخت ماخذ از ادراکات حسی محدود کنیم) انسان تنها می تواند احکام و قضایای جزئی و خاص را تجربه کند. اما شکل غالب علم انسانی را گزاره های کلی و عام تشکیل می دهند. گزاره هایی مانند “آب در شرایط متعارف در 100 درجه سانتیگراد بجوش می آید” یا “انسان، فانی است”. روشن است که صدق این احکام هرگز بنحو بیواسطه به تجربه در نمی آیند. هر مشاهده گری می تواند مقداری آب را در شرایط متعارفی بتدریج گرم کند و مشاهده نماید که با رسیدن دمای آن به 100 درجه سانتیگراد، اب شروع به جوشیدن می کند.
حداکثر دمایی که این مشاهده گر می تواند بر مبنای این تجربه کند اینست که “این مقدار مشخص آب که در ظرف روبروی من قرار دارد، در 100 درجه سانتیگراد بجوش میآید”. او می تواند این آزمایش را بارها و بارها تکرار کند، اما هر بار قضیهای که صدقش را تجربه می کند، قضیه ای جزئی و خاص از همین نوع خواهد بود.
مرگ میلیونها انسان تا کنون به تجربه آدمی در آمده است، اما آنچه که از این تجربه عاید علم انسانی می شود چیزی نیست جز میلیونها قضیه جزئی به شکل “سقراط، فانی است”. پس چگونه انسان از این مشاهدات جزیی بناگاه دست به تعمیم میزند و به قضایای کلی و عام دست می یابد. علت اعتبار این احکام کلی که از استقراء، یا به تعبیر منطقیون “استقراء ناقص” احکام جزیی محدود بدست آمده اند؟ چیست؟
این مساله که آن را “مشکل استقراء”(5) می نامند، مساله ای است که چندین قرن است فلاسفه غرب را بخود مشغول داشته است. فیلسوفان بسیاری در اطراف این مساله مطالعه کرده اند اما توفیق آنان ناچیز بوده است.
جمعی خواسته اند از طرح آن طفره بروند و به اصطلاح مساله را “منحل” کنند، اما خصلت بنیادین این مشکل برای اعتبار علوم، بویژه علوم تجربه معاصر چنان است که به هیچ وجه نمی توان آن را نادیده گرفت. ببینیم فلاسفه و مکاتب فلسفی غرب در اینباره چه گفته اند.
3- برخورد مارکسیستی با مساله
مارکسیستها از کسانی بود اند که از برخورد مستقیم با مساله طفره رفته اند. استاد مطهری در این زمینه می نویسد:
“مارکسیستها راه حل خوبی پیدا کرده اند! راه حل خوبشان اینست که می گویند این شناخت احساسی سطحی (خودشان هم توجه دارند که شناخت احساسی، سطحی است) که معلول رابطه مستقیم ذهن با عالم عینی است، در عالم ذهن، در مغز، از راه قانون “گذار از کمیت به کیفیت” تبدیل به شناخت منطقی می شود…”(6)
سپس استاد به نقد این نظر می پردازد: اولاً آنچه که گذار “از کمیت به کیفیت” گفته می شود در واقع و با عنایت به مثالهایی که آورده می شود در واقع گذار “ از تغییرات کیفی به تغییرات ماهویی” است. یعنی وقتی که تغییرات کیفی به حد معینی برسند، شی قلب ماهیت پیدا کرده و ماهیتاً دگرگون می شود. و این البته مصادیقی در جهان خارج هم دارد.
ثانیاً مشخص نیست که چگونه این قانون در تبدیل ادراکات بیواسطه حسی به شناخت منطقی دخیل است، بعبارت دیگر این نحوه بیان، مشکل اصلی را به یک شکل دیگرکه حل آن بهیچ وجه آسانتر از اولی نیست تحویل می کند و آن اینکه چگونه انباشت و تراکم ادراکات حسی و قضایای تجربه در ذهن منجر به قلب ماهیت قضایی جزیی و تبدیل آنها به قضایای عام و کلی می شود.
ثالثاً بفرض که ما پذیرفتیم مکانیسم تعمیم شناخت حسی از راه قانون “گذار از تغییرات کیفی به تغییرات ماهوی” است. در اینصورت پذیرفته ایم که شناخت ما از جهان خارج که بر اثر فعل و انفعالات ذهنی حاصل می گردد، ماهیتاً با شناخت بیواسطه حسی ما از اعیان خارجی متفاوت است و نهایتاً هیچ ارتباطی میان این دو نیست.
بنابراین نتیجه منطقی پذیرفتن این دیدگاه، در غلطیدن به دام ایده آلیسم و انکار امکان شناخت جهان خارجی است که اتفاقاً بسیار مورد مزمت مارکسیستها است.
“… وقتی عالم عین به عالم ذهن بیاید… صورتها تغییر ماهیت می دهند، وقتی تغییر ماهیت بدهد اصلاً رابطه اش با عالم عینی قطع می شود. هم رابطه شناخت منطقی با شناخت سطحی و هم رابطه شناخت منطقی با عالم عینی قطع می شود، یعنی به ایده آلیسم مطلق- آن ایده آلیسم منفور کثیف- منتهی می شود…”(7)
مارکسیستهای متاخر گویا خود به اشکال موجود در این نظریه واقف شده اند، زیرا دیگر آنرا مطرح نمی سازند. در عوض به توجیهات بی پایه و بیمایه دیگری دست یا زیدهاند که بازهم نمی تواند گرهای از حل این معضل بگشاید. برای مثال موریس کورنفورت، فیلسوف مارکسیست معاصر در کتاب خود “نظریه شناخت” سعی می کند برای حل این مشکل از پاره ای نظریات علمی جدید بهره جوید. کورنفورت مینویسد:
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()

دانلود نقشه زمین شناسی درپهن در مقیاس 1:100000، با کیفیت عالی و در فرمت JPG

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :34
بخشی از متن مقاله
بخش اول
اجمالی از سوره شعرا :
- نام این سوره از چند آیه آخر آن که پیرامون شعرای بی هدف سخن می گوید گرفته شده است.
- این سوره 227 آیه دارد، تمام این آیات ( به جز چهار آیه آخر آن ) در مکه نازل شده است. لحن این آیات مانند دیگر سوره های مکی بیشتر روی اصول اعتقادی، توحید، معاد و دعوت پیامبران خدا و اهمیت قرآن تاکید شده است. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) در اهمیت تلاوت این سوره چنین می خوانیم: کسی که سوره شعرا را بخواند، به عدد هر کسی که نوح را تصدیق و یا تکذیب کرده است، ده حسنه برای او خواهد بود، و همچنین هود، شعیب و صالح، ابراهیم و به عدد تمام کسانی که تکذیب عیسی و تصدیق محمد(ص) کرده اند.
ناگفته روشن است که این همه اجر و پاداش تنها برای تلاوت منهای اندیشه و عمل نیست، بلکه قرائن متعددی در روایات فضائل سوره ها است که نشان می دهد، منظور تلاوتی است که مقدمه تفکر و سپس اراده و عمل باشد.
محتوای سوره:
در حقیقت می توان محتوای این سوره را در چند بخش خلاصه کرد:
بخش اول: طلیعه سوره است که از حروف مقطعه و سپس عظمت مقام قرآن و تسلی خاطر پیامبر در برابر پافشاری و خیره سری مشرکان و اشاره ای به بعضی از نشانه های توحید و صفات خدا سخن می گوید.
بخش دوم: فرازهایی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ و مبارزات آنها را با قومشان ولجاجتها و خیره سری های آنان را در برابر این پیامبران بازگو می کند، که بعضی مانند داستان موسی و فرعون مشروحتر و بعضی دیگر مانند سرگذشت ابراهیم و نوح و هود و صالح و لوط و شعیب کوتاهتر است.
بخش سوم: که در حقیقت جنبه نتیجه گیری از بخشهای گذشته دارد، پیرامون پامبر اسلام (ص)و عظمت قرآن و تکذیب مشرکان و دستوراتی به آن حضرت در زمینه روش دعوت و چگونگی برخورد با مومنان سخن می گوید و سوره را با بشارت به مومنان صالح و تمدید شدید ستمگران پایان می دهد.
بخش دوم :
بررسی آیات سوره مبارکه شعراء
( از نظر مباحث تربیتی )
بسم الله الرحمن الرحیم
1- طلسم: طا – سین - میم
روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) یا بعضی از صحابه در تفسیر "طسم" نقل شده که همه نشان می دهد، این حروف علامتهای اختصاری از نامهای خدا، یا نامهای قرآن، و یا مکانهای مقدس و یا بعضی از درختان بهشتی و مانند آن است. (تفسیر نمونه – مکارم شیرازی).
2- تلک آیات الکتاب المبین ( این آیات کتاب مبین است.)
اصل تعقل.
نکته تربیتی: توصیف قرآن به مبین که در اصل از ماده بیان است اشاره به آشکار بود عظمت و اعجاز آن می باشد که هر چه انسان در محتوای آن بیشتر دقت کند به معجزه بودنش آشناتر می شود. از این گذشته قرآن بیان کننده "حق" از "باطل" و آشکار کننده راه سعادت و پیروزی و نجات از گمراهی است.
4- ان نشا تنزل علیهم من السماء آیه فظلت اعنا قهم لما خاضعین.
( اگر ما اراده کنیم از آسمان بر آنها آیه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد.)
اصل عدل – روش انذار
نکته تربیتی:
اشاره به اینکه ما این قدرت را داریم که معجزه خیره کننده، یا عذاب شدید و وحشتناکی بر آنها فرو بفرستیم که همگی بی اختیار سرتعظیم در برابر آن فرود آورند و تسلیم شوند. ولی این ایمان اجباری ارزشی ندارد، مهم آنست که آنها از روی اراده و تصمیم و درک و اندیشه در برابر حق خاضع گردند.
5- و مایا تیهم من ذکر من الرحمان محدث الاکانواعنه معرضین.
( و هر ذکر تازه ای از سوی خداوند رحمان برای آنها بیاید، از آن اعراض می کنند.)
اصل عنایت و اصل جمل عامل انکار
نکته تربیتی:
تعبیر به "ذکر" اشاره به این واقعیت است که قرآن بیدار کننده و آگاه کننده است، در تمام آیات و سوره هایش، اما این گروه از بیداری و آگاهی فرار می کنند.
و تعبیر به "الرحمان" اشاره به این است که نزول این آیات از سوی پروردگار از "رحمت عامه" او سرچشمه می گیرد که همه انسانها را بدون استثناء به سعادت و کمال دعوت می کند.
6- فقد کذبوا فیسا تیهم انباء ماکانوا به یستهزئون.
( آنها تکذیب کردند، اما به زودی اخبار آنچه را به استهزاء می گرفتند به آنان می رسد – و از مجازاتش با خبر خواهند شد-)
اصل عدل – روش انذار
نکته تربیتی: انذار به معنی آگاهاندن نسبت به امری است که در آینده رخ می کند و مایه زجر وعذاب او خواهد بود. انذار روشی مبتنی بر اصل عدل است. طبق اصل عدل، خداوند آدمیان را به سبب بدکرداری، دچار مجازات و عذاب می سازد، اما مقتضای عدل آن است که پیش از وقوع مجازات آگاهی کافی نبست به آن ایجاد شود. بر اساس روش انذار، باید صبری با آگاهی مناسبی که از اعمال متبری و آثار مترتب بر آن دارد، او را نسبت به عواقب اعمال نامطلوبش آگاه کند و وی را از آن برخور دارد.
7- اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم.
( آیا نگاه نکردند، چه بسیار گیاهان از انواع مختلف، نر و ماده، زیبا و جالب و پرفایده در آن آفریدیم).
اصل تعقل – روش تعلیم حکمت
نکته تربیتی: این آیه، یکی از معجزات علمی قرآن است، در اواسط قرن 18 میلادی، شخصی به نام "لینه" دانشمند و گیاهشناس معروف سوئدی، موفق به کشف این واقعیت شد که مساله زوجیت در دنیای گیاهان تقریباً یک قانون عمومی است و گیاهان نیز همانند غالب حیوانات از طریق آمیزش نطفه نر و ماده بارور می شوند و سپس میوه می دهند.
ولی قرآن مجید قرن ها قبل از این دانشمند کراراً در آیات مختلف به زوجیت در جهان گیاهان اشاره کرده ( در آیات مورد بحث و در سوره رعد و آیه 4، و لقمان آیه 10 و سوره ق آیه 7) و این خود یکی از معجزات علمی قرآن است.
9- و ان ربک لهو العزیز الرحیم.
( پروردگار تو عزیز و رحیم است)
اصل عنایت ( فضل)
نکته تربیتی:
"عزیز" به معنی قدرتمندی است که شکست ناپذیر است. هم توانایی بر ارائه آیات بزرگ دارد و هم درهم کوبنده تکذیب کنندگان است، ولی با این حال رحیم است و رحمت واسعه اش همه جا را فراگرفته، و بازگشت جدی به سوی او در یک لحظه کوتاه کافی است که تمام نظر لطف او را متوجه انسان سازد و بر گناهان گذشته اش قلم عفو کشد. طبق این اصل، رفتار مربی در قید رفتار مبری نیست، بلکه بر پایه اصالت رحمت، ابزار می شود. روش های تربیتی بر فضل و رحمتی از سمت مربی مبتنی خواهد بود.
13- و یفیق صدری و لاینطلق لسانی فارسل الی هارون.
( وسینه ام تنگ می شود و زبانم به قدر کافی گویا نیست ( به برادرم ) هارون نیز رسالت ده – تا مرا یاری کند.)
اصل اصلاح شرایط – روش زمینه سازی
نکته تربیتی:
طبق این روش باید شرایطی را که تسهیل کننده حالات و رفتارهای مطلوب یا نامطلوب هستند، از پیش به عفو مقتضی دگرگون کرد، زمینه سازی دو وجه دارد، یکی ناظر به فراهم آوردن شرایط اولیه ای است که احتمال بروز رفتارها و حالات مطلوب را بالا می برد و دیگری ناظر به جلوگیری از شرایط اولیه ای که احتمال بروز رفتارها و حالات نامطلوب را افزایش می دهد، است.
15- قال کلا فاذهبا بایاتنا انا معکم مستمعون.
( فرمود چنین نیست – آنها کاری نمی توانند انجام دهند – شما هر دو با آیات ما بروید ما با شما هستیم و – سخنانتان را – می شنویم).
اصل عنایت:
نکته تربیتی:
در مورد " انا معکم" ( ما با شما هستیم)، بعضی به اشتباه گمان کرده اند که کلمه " مع" کمه دلیل برحموایت و مساعدت است، شامل فرعونیان نمی شود. این کلمه بع معنی حضور دائم پروردگار در همه صحنه ها است، او حتی با گنهکاران و حتی با موجودات بی جان همه جا بوده و هست و جایی از او خالی نیست.
21- ففررت منکم لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعانی من المرسلین.
( من به دنبال این حادثه هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم، و خداوند به من علم و دانش بخشید و مرا از رسولان قرار داد.)
اصل تعقل – روش تعلیم حکمت
نکته تربیتی:
قرار دادن انسان در مسیری که در آن به حکمت دست یابد، به منزله شیوه ای برای تربیت عقلانی اوست، مربی باید سیری را همراه با متربی بپیماید و او را در معرض علم و حکمت قرار دهد. با حصول حکمت، عقل فربه می شود و بنیه ای استوار می یابد و شکوفایی عقل در فراهم آمدن چنین بنیه ای است.
24- قال رب السماوات و الارض و مابینهما ان کنتم موقنین.
(گفت او پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان این دو قرار گرفته است، می باشد، اگر شما راه یقین می پوئید).
اصل تعقل
نکته تربیتی:
جمله "ان کنتم مومنین " ممکن است اشاره به این مطلب باشد که موسی می خواهد تلویحاً به فرعون و بارانش بفهماند اگر در جستجوی حقیقت باشید و صاحب عقل و شعرو، همین استدلال که کردم کافی است، کمی چشمتان را بگشائید و ساعتی در این أسمانهای وسیع و زمین گسترده و آثارش بیندیشید تا دانستنیها را بدانید و جهان بینی خود را تصحیح کنید.
28- اقل رب المشرق و المغرب و مابینهما ان کنتم تعقلون.
( گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در میان این است، می باشد. اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می گرفتید)
اصل تعقل – روش تعلیم حکمت
نکته تربیتی:
حضرت موسی (ع) نخستین بار اشاره به تدبیر آسمانها و زمین کرد. ولی از آنجا که آسمان بسیار بالاست و زمین، بسیار اسرار آمیز، لذا در آخرین مرحله انگشت روی نقطه ای گذاشت که هیچکس را یارای انکار آن نیست، و انسان همه روز با آن سر و کار دارد، و آن نظام طلوع و غروب آفتاب و برنامه دقیقی که در آن وجود دارد، و احدی نمی تواند ادعا کند من تنظیم کننده آنم.
هر گاه پدیده های هستی و امور و مسائل آدمیان به گونه ای تبیین شود که وجه ارتباط و انتساب آن به خدا آشکار شود. زمینه علم، فراهم می أید و با حصول عملن تعقل ممکن می شود.
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :44
بخشی از متن مقاله
رهبری ,مبین قانون
برای اینکه یک اجتماع , همیشه در حال فعالیت و حرکت باشد و امت سعادتمند شود, قوانین کامل و جامعی لازم است تا ارزشها و کرامتها و فضیلتهای انسان را حفظ کرده , عوامل ضد پیشرفت را از بین برده و جامعه را به سوی سعادت و رستگاری هدایت کند.این قانون باید از طرف قانونگذاری باشد که عقل کل بوده و عملش به همه نیازها احاطه دارد و قادر است جامعه را در مسیر تکامل به حرکت در آورد , چرا که خود کمال مطلق است و به همه چیز , دانایی دارد و چنین قانونگذاری همان خدای یکتاست که جهان را آفریده است پس قانون و برنامه تکامل انسان , باید از سوی او باشد تا در قلب و جان مردم , نفوذ کند برای اینکه هواهای نفسانی هیچ کس بر قانون اثر نگذارد و کسی هنگام توضیح قانون , به نفع خود یا ضرر دیگری , مطالبی را کم یا اضافه نکند و برای حفظ شدن اصل و حقیقت قانون , همچنین بیان کردن و عمل کردن به آن , احتیاجی به کسی است که قانون را برای مردم توضیح دهد و آن را به اجرا در آورد . این مسئولیت سنگین و حساس باید بر دوش کسی باشد که از طرف خدا انتخاب و تعیین شده است , چنین شخصی که پیامبر (ص) نامیده می شود به وسیله وحی و قانون , پیام خدا را به مردم می رساند و آنرا تفسیر و اجرا می کند.
بعد از پیامبر نیز برای اینکه زحمتهای او هدر نرود و راهش باقی بماند , باید ادامه این کار به عهده کسی باشد که از طرف خدا انتخاب شده و به وسیله پیامبر به مردم معرفی شود.
چنین کسی باید خصوصیات پیامبر را دارا باشد , این خصوصیات عبارتند از :
1-عصمت داشته باشد؛یعنی در تمام دوران خود هرگز مرتکب گناه نشده باشد . در بیان احکام و حقایق دین و جداب دادن به سئوالهای مذهبی مردم و توضیح مسائل پیچیده مذهبی , دچار خطا و اشتباه نشود.
2-دانایی و آگاهی او نسبت به دین و مذهب , از همه بیشتر باشد و هیچ مسئله ای برای او ناآشنا نباشد.
3-نیکوکارترین,عادلترین,پرهیزگارترین و پاکترین افراد جامعه باشد.
آغاز حکومت علی علیه السلام
از اصبغ بن نباته نقل شده است که وی گفت:
هنگامی که حضرت علی (ع)در کرسی خلافت ظاهری جلوس فرمودند و مردم با ایشان بیعت کردند در حالی که عمامه پیامبر بر سرش , و رداء آن حضرت بر دوش و نعلین های پیامبر را پوشیده و شمشیر رسول خدا را حمایل نموده بود , به مسجد آمد و بالای منبر نشست سپس فرمود :ای مردم سئوال کنید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید همانا پیش من علم اولین و آخرین است.
به خدا قسم اگر جایگاهی برای من قرار دهید که در آن بنشینم به اهل تورات با آنچه در توراتشان آمده است قضاوت می کنم تا جائیکه خود تورات به زبان آید و مرا تصدیق نماید و به آنها بگوید علی بر شما قضاوت کرد .درست مطابق آنچه در من موجود است و خدا برای شما در من نازل فرموده است. و به خدا قسم به اهل انجیل حکم می کنم به آنچه در انجیل است بطوریکه به زبان آید و بگوید درست به آنچه که خداوند نازل فرموده بر شما در من ,علی بر شما اساس آن بر شما قضاوت فرمود.
و حکم می کنم به اهل قران درست به آنچه خداوند نازل فرموده برای مردم که اگر قران هم به سخن آمد تصدیق می کند که من درست طبق امر خدا در قران حکم می کنم.
شما که شب وروز قران تلاوت می کنید آیا در میان شما کسی است که همه آنچه را که خداوند در قران نازل فرموده است بداند.
اگر نبود یک آیه در قران من به شما خبر می دادم به آنچه در گذشته اتفاق افتاده و به آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد و آنچه الان در عالم کون وجود دارد , آن آیه این است :
(خداوند آنچه را که بخواهد محو می کند و آنچه را که بخواهد ایجاد می کند و در پیش خداوند است ام الکتاب )
سپس فرمود: سئوال کنید از من قبل از اینکه من از دست شما بروم به خدا سوگند اگر تک تک آیه های قران از من سئوال کنید جواب می دهم که آیا در روز نازل شده یا درشب ,درمکه نازل شده یا در مدینه ,در سفر نازل شده یا در حضر,ناسخش کدام است ومنسوخش کدام, محکمش کدام است ومتشابه اش کدام ,همچنان فرمود تا اینکه مردی به نام ذعلب قیام کرد ,عرض کرد یا علی از تو سئوال می کنم که نتوانی جواب دهی آن گاه پرسید یا علی,آیا خدا را دیده ای؟
فرمود ای ذعلب بدان:من خدای را که نبینم بندگی نمی کنم عرض کرد:پس آنرا برای ما توصیف کن ,حضرت فرمود:وای بر تو خدا را با چشم سر نمی توان دید بلکه او را با چشم بصیرت و قلب می توان یافت.حضرت در خصوص عظمت پروردگار ,مطالبی ایراد فرمود تا او ساکت وحیران ماند, باز هم فرمود :از من سئوال کنید قبل از اینکه مرا از دست بدهید.
پس مردی از آخر مسجد در حالی که به عصایش تکیه داده بود بلند شد,در حالیکه که با پای خود به مردم تنه کی زد ,آمد تا اینکه رسید ,پس عرض کرد:یا علی مرا به عملی راهنمایی فرما که چون انجام دهم مر از آتش جهنم نجات دهد؟ حضرت فرمود :گوش کن ای مرد ,فکر کن و یقین بدان که که دنیا به سه چیز استوار است .
-دانشمند سخنوری که به علمش عمل کند.
-ثروتمندی که به مالش بخل نورزد.
-و فقیری که دارای صبر و تحمل باشد.
اگر عالم به علمش عمل نکند و ثروتمند بخل ورزد و فقیر صبر نداشته باشد آن هنگان زمان سختی و عذاب است ,حضربت توضیحات دیگر در روشنگری مسائل داد تا اینکه باز فرمود:
سئوال کنید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید,دیگر کسی بلند نشد و سئوالی نکرد,آنگاه حمد وثنای الهی بجا آورد و به پیامبر درود فرستاد ,سپس به امام حسن(ع) فرمود :بلند شو و بالای منبر برو وسخنی بگو تا بعد از من قریش حق تو را انکار نکنند و نگویند حسن بن علی نمی تواند به خوبی کارها را انجام دهد وچیزی نمی داند.امام حسن عرض کرد ((پدر جان چگونه بالای منبر بروم و سخن بگویم در حالیکه شما در میان آن جمعیت نشسته ای, می بینی و گوش می کنی)).
حضرت فرمود پدر و مادرم به قربان تو فرزندم,من خودم را طوری پنهان می کنم که من بشنوم و ببینم وتو مرا نبینی ,پس امام حسن بالای منبر رفت و حمد وثنار الهی بجا آورد و به پیامبر خدا درود فرستاد ,سپس فرمود:ای مردم از جدم رسول خدا شنیدم که می گفت :من شهر علم هستم وعلی دروازه آن شهر است .آیا ورود به شهر جز از طریق دروازه اش امکان پذیر است؟ یعنی ((راه پیوستن به به پیامبر (ص) فقط باید از دوستی علی (ع) شروع شود و بدون محبت علی (ع) دوستی پیامبر تحقق پیدا نمی کند)). این کلام را فرمود و از منبر پائین آمد ,علی (ع) از جا برخاست و او را گرفت و به آغوش کشید ,سپس به امام حسین فرمود:حسین جان برو بالای منبر برو وسخنی بگو تا قریش بعد از من حق تو را ندیده نگیرند و نگویند همانا حسین بن علی چیزی نمی داند ولی سخن تو در ادامه سخن برادرت باشد,سپس امام حسین بالای منبر رفت و حمد وثنای الهی بجا آورد و به پیامبر درود فرستاد وسپس فرمود : ای مردم از جدم رسول خدا (ص) شنیدم در حالی که می فرمود همانه او (علی (ع) )شهر هدایت است هر کس داخل آن شهر شود نجات پیدا می کند و هر کس تخلف از علی نابود می گردد. سپس امیر المومنین امام حسین را به طرف خود کشید و در آغوش گرفت و به سینه اش چسبانید و بوسید و آنگه فرمود :ای مردم گواه باشید این دو فرزندان پیامبر خدا هستند و امانت های آن بزرگوار است که به من سپرده شده اند و من آنها را به شما می سپارم ولی مردم فردای قیامت پیامبر خدا از این دو از شما سئوال خواهد کرد که چگونه با امانتهای او رفتار کردید.
فعالیتهای امام علی (ع) در دوران خانه نشینی
1-عبادت و بندگی خدا,آن هم بصورتی که در شان شخصیت مانند علی (ع) بود,تا آنجا که امام سجاد (ع) عبادت و تهجد عجیب خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خویش ,ناچیز می داند.
2-تفسیر قران و حل مشکلات بسیاری از آیات ,و تربیت شاگردانی مانند ((ابن عباس)) که بزرگترین مفسر آیات قرانی به شمار می رود.
3-پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل جهان ,بالأخص یهود و مسیحیان که پس از در گذشت پیامبر برای تحقق و پژوهش از آئین وی ,رهسپار مدینه می شدند ,پیچیده ترین سئولات را مطرح می نمودند هیچ پاسخی جزء علی (ع) که احاطه کامل بر تورات و انجیل داشته باشد ,پیدا نمی کردند و اگر این خلاُ فکری و فرهنگی توسط امام پر نمی شد جامعه اسلامی در شکستگی شدید فرو می رفت ,هنگامی که امام به کلیه سئوالات آنها پاسخهای روشن و منطقی می داد انبساط و شگفتی خاصی در چهره خلفا که بر جای پیامبر (ص)نشسته بودند و از جواب آن احساس نا توانی می کردند ,پدیدار می گشت.نمونه زیر یکی از آنهاست:
جمعی از رهبران یهود نزد ابوبکر آمدند و به او گفتند :آیا شما جانشین پیامبری ؟
جواب داد بله.
ما در تورات دیده ایم که جانشینان پیامبر از دانشمند ترین افراد امتند.شما به این سئوال جواب بدهید که جای خداوند متعال تبارک و تعالی کجاست ؟آیا در آسمان است یا در زمین؟
-خدا در عرش و آسمانها قرار دارد.
بنابراین زمین از وجود خدا خالی است,زیرا به گفته شما در جایی هست و در جایی نیست .
ابوبکر ناراحت شد و گفت ,این حرف کافران است از پیش ما دور شوید و گر نه شما را می کشیم .یهودیان از نزد ابوبکر بیرون آمدند, در بین راه علی(ع) به آنان گفت :آگاه شدم آنجه سئوال کردید و جواب شنیدید ,اما جواب شما این است که :خدای عزوّجل آفریننده جا و مکان و فضا است پس او حکم بر مکان است نه محکوم آن ,او در همه جا است بدون آنکه با چیزی و مکانی تماس و نزدیکی داشته باشد بلکه علم و دانش او در هر مکان و آنچه در آن است احاطه دارد و هیچ چیز از تدبیر او بیرون نیست من شما را به مطلبی که در کتاب خود شما است آگاه می کنم که موید سخن من است اگر بر شما حقیقت روشن شد آیا ایمان می آورید ؟گفتند :بله
فرمود:آیا در بعضی از کتابهای شما این موضوع نیست که روزی موسی بن عمران نشسته بود و فرشته ای از سمت شرق نزد او آمد ,موسی سئوال کرد:از کجا آمده ای ؟گفت:از نزد خدا,فرشته دیگری از سمت مغرب آمد و در جواب حضرت موسی (ع) فرمود از نزد خدا آمده ام .آنگاه فرشته دیگری آمد وگفت از آسمان هفتم از نزد خدا آمده ام , موسی (ع) فرمود منزه است خدای که جایی از او خالی نیست هیچ جای نزدیک تر از جای دیگر نیست.
یهودی دیگر گفت شهادت می دهم این سخن کاملا درست است و تو سزاوار جانشینی پیامبری از آن کسی که بر خلافت چیره شده است.
4-بیان احکام بسیاری از حوادث و پدیده های نو ظهور که در اسلام سابقه نداشت و از پیامبر گرامی ,تفسیری در دست نبود .این نقطه از نقاط حساس زندگی امام است و اگر در میان صحابه شخصی مانند علی نبود که به تصدیق پیامبر گرامی دانا ترین است و آشنا ترین آنها به موازین قضا وداوری به شمار می رفت بسیاری از مسایل در صدر اسلام به صورت مشکل لاینحل و گره کوری باقی می ماند.
5-هنگامیکه دستگاه خلافت در مسائل نظامی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد اما یگانه مشاور مورد اعتمادی بود که با واقع بینی خاصی, مشکلات را از سر راه بر می داشت و مسیر کار را معین می کرد.
6-تربیت و پرورش گروهی که ضمیر پاک و روح آماده ای برای سیر و سلوک داشتند تا در پرتو رهبری و تصرف معنوی امام بتوانند قله های کمالات معنوی را فتح کند و آنچه را که با دیده ظاهر نمی بینند با دیده دل و چشم باطنی ببیند.
7-کار و کوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان تا آنجا که امام با دست خود باغ احداث می کرد و قنات استخراج می کرد و آن را در راه خدا وقف می کرد.
تلاش محمد(ص) و علی(ع) این بود که با الغاء تعصبهای جاهلی برتریهای قومی و قبیله ای و حسب و نسبی به تمام افراد مسلمان ارزش کامل انسانی تلقین کنند؛قرآن می گوید : ((قل انما انا بشر منکم)) و علی (ع) می گوید : من و شما هر دو بنده عاجز خداوندیم و امیر شما بودن یعنی بار مسئولیت سنگین تری به دوش داشتن و بس .
اعجاز قرآن و محمد (ص) و اسلام که قوم شتر چرانی را ظرف نیم قرن زمامدار دنیای متمدن-ایران و رم-کرد از این راه توجیه می شود که به وسیله توحید و مساوات از هر شتر چران سوسمار خواری انسانی ساخت صاحب شخصیت و واجد فضیلت و امتی ساخت که زمامدارشان پس از فتح هزار شرح در راهپیمایی بیت المقدس سواری تنها شتری راهوار را با غلامش به مساوات و برابری تقسیم کرد اگر یک فرسخ خود سوار بود و غلام پیاده در فرسخ دوم غلام را سوار کرد و خود رد رکاب او پیاده رفت .
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()