
پک 8 عددی طرحهای لایه بازاعلامیه ترحیم
سایز A3
فرمت psd
رزولوشن 200

پک 8 عددی طرحهای لایه بازاعلامیه ترحیم کد PE201046

پک 8 عددی طرحهای لایه بازاعلامیه ترحیم
سایز A3
فرمت psd
رزولوشن 200


در این پروژه یک برنامه نقاشی شبیه نرم افزار Paint با زبان سی شارپ طراحی شده است.

شرح مختصر : امروزه نرم افزارها جایگاه مهمی در تمامی رشته های مهندسی برای خود باز کرده است. در مهندسی برق نرم افزارهای مختلف با کابردهای متنوع به کمک مهندسان برق آمده و آن ها را در پروژه هایشان کمک می کند. مانند نرم افزارهای طراحی و شبیه سازی، طراحی بردچاپی و کامپایلرها. برای مثال نرم افزارهای طراحی و شبیه سازی مدارات، در طراحی مدارات مختلف استفاده شده و با شبیه سازی و رفع عیب های احتمالی آن در نرم افزار، باعث کاهش هزینه و وقت می شود.
فهرست :
نرم افزار Cadence Orcad
امکانات نرم افزار OrCad
نرم افزار Proteus Design Suit
نرم افزار AutoCad Electrical
نرم افزار DIgSILENT PowerFactory
امکانات نرم افزار DIgSILENT
نرم افزار Etap
نرم افزار Cyme
نرم افزار Eplan
نرم افزار NEPLAN
نرم افزار PLS-CADD
نرم افزار PsCad
نرم افزار DialuxS

اصولا وضعیت اقتصاد ملی هر جامعهای به نحوه و میزان استفاده از مواد و انرژی مربوط میشود در شرایط امروزی بهینهسازی مصرف انرژی نقش کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی ایفا میکند از طرفی بحران کاهش منابع نفتی و بحرانهای اقتصادی دنیا را واداشته که از منابع انرژی به بهترین نحو استفاده کنند. با بررسی روش استفاده مواد و انرژی در کشور و همچنین آمار و ارقام اعلام شده در مییابیم نرخ رشد و پیشرفت اقتصادی کشور رو به تعدیل است. بنابراین بررسی روش استفاده مواد و انرژی در کشور و بهینهسازی مصرف انرژی در سیستمهای مختلف را میتوان از دو دیدگاه بررسی نمود: یکی بکارگیری تکنولوژی بهینهسازی در فاز طراحی سیستم مورد مطالعه و دیگری اعمال روشهای بهینهسازی مصرف در سیستمهای در حال کار. از جمله تکنولوژیهای بهینهسازی که میتوان از اصول آن در فاز طراحی کمک گرفت، تکنولوژی تریبولوژی است که در رابطه با سیستمهای مکانیکی بکار گرفته میشود. هنگام بررسی بهرهوری انرژی یک طرح صنعتی، باید مصرف انرژی در سیستمهای مکانیکی آن را نیز همپای مصارف حرارتی و الکتریکی در نظر گرفت. یکی از عواملی که در سیستمهای مکانیکی انرژی را به هدر میدهد، اصطکاکی است که بین دو سطح که نسبت به هم دارای حرکت هستند، وجود دارد، در واقع تریبولوژی علم و تکنولوژی، عمل متقابل سطح در حال حرکت نسبت به یکدیگر و اعمال مربوط به آن اجزا در حال حرکت تعریف بهتری برای آن است. اصول تریبولوژی برای قسمتی از اجزا دستگاهها و ماشینهای مکانیکی که در آنها بیشترین اصطکاک و ساییدگی وجود دارد، بکار برده میشود. از اجزا اصلی خودرو که در آن بیشترین اصطکاک و ساییدگی وجود دارد، یاتاقانها هستند. این قطعات امروزه کاربرد فراوان پیدا کردهاند و با توجه به خصوصیات یاتاقانها روانکاری و کاهش اصطکاک و ساییدگی در آنها از مسایل مهم و قابل توجه است. از مسایلی که در رابطه با یاتاقانها و اجزای مرتبط مانند سیستم سیلندر و پیستون، باید در نظر گرفت، عبارتند از: ١) طراحی و انتخاب یاتاقان بر اساس حالت اساسی کار، جهت و طبیعت بار وارده، شکل هندسی سیستم. ٢) بررسی جنس ماده یاتاقان و خصوصیات میکروسکوپی و ماکروسکوپی سطح آن و مشخصههای هندسی و بافت آن. ٣) بررسی شیوههای روانکاری ٤) شناخت و بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی روانکنندهها. این مقاله موارد فوق را بصورت اجمالی بررسی میکند، اما آنچه مهم است، این است که روانسازی اعضا و قسمتهای در حال تماس بسیار با اهمیت است و در همه طراحیها باید دقت و ملاحظه نمود که مسایل روانسازی برای همه اعضای دستگاه در نظر گرفته شود و همچنین خاطر نشان میشود که اجزا مکانیکی نمیتوانند در یک دستگاه یا ماشین بصورت مجزا رفتار کنند. بلکه آنها تحت تأثیر دیگر اجزا قرار میگیرند، همانگونه که آنها بر دیگر اجزا تأثیر میگذارند. در این مقاله با سطوح همدیسی و ناهمدیسی سرو کار داریم. سطح روی مساحت نسبتاً بزرگی حمل میشود و ضمن افزایش بار، مساحت سطح تحمل کننده بار لزوماً ثابت باقی میماند. سطوح ناهمدیسی مطابقت هندسی خوبی ندارند و دارای سطوح روانکاری کوچکی هستند. سطوح روانکاری با افزایش بار بزرگ میشوند، ولی هنوز در مقایسه با مساحت روانکاری سطوح همدیسی، کوچک است.
موضعنگاری سطوح
سرعت افزاینده تولید و روشهای جدید برش لیزری، مشخصات سطوح ماشین شده را تغییر میدهند. همچنین ملزومات مربوط به دقت سطح و صیقلی بودن آن نیز به مقدار زیادی افزایش یافته است. از این رو اهمیت تشریح یک سطح با مقیاس دقیق، در تریبولوژی بخوبی نمایش داده میشود. شکست لایههای روانکاری کننده روغن در سیلندرهای موتور در یاتاقانها میتواند بخاطر شکل سطح نامناسب حتی در مقیاس میکرونی باشد.
گرچه تئوری طراحی یاتاقان به مقدار زیادی متکی به مکانیزم سیال و سینماتیک است، ولی نهایتاً، مسأله دو سطح است که یا در تماس هستند و یا توسط یک لایه نازک سیال از یکدیگر جدا میشوند. در هر مورد بافت این سطح بمنظور کسب اطمینان از روانکاری مناسب، میتواند مهم باشد.
اولین گام در به دست آوردن بصیرت در روانکاری سطوح جامد، امتحان کردن نمایه سطح یا موضعنگاری است. سطوح صاف در مقیاس اتمی بصورت کاملاً مسطح نیستند. زبری سطوح تولیدی و مصرفی در روانکاری بین ١/٠ تا ١٠ میکرومتر بوده، در صورتی که قطر اتمهای معمولی بین ٠٠٠١/٠ تا ٠٠١/٠ میکرومتر است. حتی یک سطح کاملاً صیقلی وقتی با میکروسکوپ یا با نمایهگر آزمایش شود، شکل ناصاف دارد. این سطح از بخشهای پست و بلند تشکیل شدهاست که نقاط بلند یا برجستگیها، به نام «زبری» خوانده میشود.
مشخصههای هندسی سطوح
مشخصههای هندسی، یا بافت سطوح به ترتیبی که در شکل (٣) نشان داده میشود را میتوان به راحتی به سه طبقه اصلی تقسیمبندی نمود.
١)خطای شکل: سطوح بخاطر خطاهای به وجود آمده در فرآیند ساخت از فرم تعریف شده کامل خویش منحرف میشوند.
٢)موجی بودن: موجهای نسبتاً بلند در یک نمایه سطح، غالباً همراه با ارتعاشات ناخواستهای هستند که همیشه در سیستمهای ماشین ابزار اتفاق میافتد.
٣)زبری: به غیر از موجی بودن و خطای شکل، بینظمیهایی در سطح فرآیند برش و صیقل دادن در زمان تولید بوجود میآیند که اصطلاحاً آن را زبری میگویند.
در مطالعه سطوح روانکاری شونده، زبری، یک تغییر هندسی است که عموماً قابل توجه است گرچه غالباً تمایز زیادی نمیتوان بین این طبقهبندیها قائل شد، ولی زبری به سادگی به فضای افقی «طول موجی» این سطح ارتباط دارد. از دید عملی، در طبقهبندی کردن سطوح مورد استفاده در تریبولوژی، هر دو جهت عمودی (یا پارامتر دامنه) و جهت افقی (یا طول موج) مهم هستند.
دو دسته سخت افزار عمومی به صورت رایج برای اندازهگیری صیقل سطح به کار گرفته میشوند:
١)روشهای تماسی که از روش سوزنی استفاده میکنند.
٢)روشهای بدون تماس.
اندازهگیری سوزنی بر مبنای تبدیل حرکت عمودی نوک سوزن در ضمن طی عرض یک سطح، به یک ولتاژ الکتریکی است. سپس این ولتاژ توسط استفاده از آنالوگ مداری یا تبدیل به اطلاعات دیجیتال، متحول میشود.
روشهای بدون تماس برای تعیین مشخصههای سطوح، چندین وسیله و اصول اندازهگیری مختلف را به کار میگیرند:
شامل 10 صفحه فایل word قابل ویرایش

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 22
تزریق
CO2 غیرامتزاجی
-Wilmington میدان تست های جابجایی انجام گرفته بر روی مغزه ها که از سال 1948 آغاز شده است ، مشخص نموده که بازیافت مقادیر قابل توجهی از نفت در مخازن متعددی بوسیله یا CO2 آبساکه نباته امکان پذیر است. اگر چه شرایط نامطلوبی اقتصادی تا کنون مانع انجام کاربردهای میرانی شده اما تعدادی از تست های پایلوت ویک نمونه کاربرد میرانی تجاری از فرآیندهای orco انجام پذیرفته است . یک ابداع توسط p.c.keill در امریکا در سال 1969 به ثبت رسیده که در آن 10 نمونه از جمله بدست آوردن CO2 از منابع مختلف برای تزریق در مخازن نفت سنگین به منظور افزایش بازیافت نفت خام و هم چنین در ارتباط با روش تزریق بخار با تکنیک بیان گردیده است. این ابداع یک فرآیند بازیافت غیر متزاحی را توضیح میدهد و تزریق دی اکسید کربن به منظور اشباع کامل آب و نفت مخزن را پیش از تولید پیشنهاد می کند. در این مقاله یک پروژه در مورد یک مخزن کربنات بزرگ سنگین ارائه شده ، همینطور داده های مربوط به تست های آزمایشگاهی برروی نمونه مغزه از میدان ارائه شده است . شرکت تولید کننده نفت نیویورک اولین تست میدانی را در سال 1949 انجام داد. در این پروژه حجمی معادل با 370 تن یخ خشک منبع تامین CO2 سبب افزایش 25% نتایج پس از تست های آزمایشگاهی شد و نتایجی طی 14 ماه فعالیت حاصل شد.
1- مقادیر بیشتری از نفت خام استحصال گردید.
2- استفاده از فرآیند orco مشکلات جدی خوردگی را ایجاد کرد.
3- ظرفیت تزریق از طریق چهارورودی تقریباٌ 50% افزایش یافت و این افزایش حداقل 6 ماه حفظ شد.
4- رسوب سولفات باریم در تعدادی از چاه های تولیدی تشکیل گردید در حالیکه چنین رسوباتی در حالت تزریق آب بصورت عادی مشاهده نشده بود.
5- تولید گاز طبیعی که در زمان قبل از انجام تست صفر بود به 160در 2 ماه و بطورمیانگین
300 در 5 ماه آخر سال 1950 افزایش یافت. آنالیز گاز تولیدی وجود بیش از 20%ترکیبات غیر اشباع نظیر اتیلق را تاثیر کرد.
6-وجود رسوبات سولفات بارم و هیدروکربن های سیز شده در گاز طبیعی تولیدی امکان وجود یک واکنش شیمیایی را در درون سیستم مخزن بوسیله CO2 تاثیر می کرد.
در اواسط سال 1975 کمپانی THOMS long Beach اعلام می کرد که گازهای حاصل از دودکش پالایشگاه در نزدیکی میدان که شامل 84% CO2 است می تواند برای تزریق در این میدان مورد استفاده قرار گیرد. بوسیله دانش فنی حاصل از نتایج میدان در پروژه تزریق CO2 در مخازن نفت سنگین جنوب آرکاتراس و داده های آزمایشگاهی فرآیند جابجایی بوسیله CO2 در مخزن نفت سنگین ترکیه که در آینده بررسی خواهد شد تست های جابجایی بر روی 2 نمونه مغزه حفاظت شده از ناحیه Ranger انجام شد.
در شرایط WOR=50 تولید افزایش نفت از 12% تا 20% حجم حفره ها تغییر کرد و به طور میانگین در حدود 17% حجم حفره برای 3 نمونه آزمایش بود.
البته اعتقاد برآن است که این بازیافت افزایش بیشتر از تصاویری است که میتوان آنرا به تنهایی به تورم نفت و کاهش و کسیوزتیر ایجاد شده از طریق CO2 نسبت داد. مقدار افزایش بازیافت شبیه نتایج بدست آمده از مغزه ی چاه های تحت تست در ایالت نیویورک غربی می باشد و هم چنین شباهت فراوانی به نتایج تست های میدان Bati Raman ترکیه دارد.
میدان (Ritchie) : این میدان در جنوب آرکاتراس قرار دارد و از شن های baker از عمق 2600 فوتی نفت تولید می کند. میانگین پارامترهای اصلی لنگ مخزن عبارتند از : تخلخل 31% ، تراوایی 2750md ناحیه استخراج نفت معادل af+ و میزان اشباع آن همراه در حدود 20% نفت بدست آورده در تانک ذخیره در حدود 0 API16 و سیکوزتیر آن 195CP در شرایط های مخزن است ، 16 حلقه چاه زده شده ، تولید از این میدان در سال 1964 آغاز و در سال 1968 به یک واحد تولیدی تبدیل گشت. مقدار تخمین بازیافت اولیه نفت خام در حدود 49000شبکه نفت خام یا معادل 14% از نفت در جای مخزن است. تحریک دورهای چاه فرآیند تحریک موضعی است و بسیار به تزریق بخار به روش huff & puff شباهت دارد و برای اولین بار در سال 1969 توسط Keith ابداع شد. این روش کاربرد تزریق چرخه ای مخلوطی از CO2 و بخار است. کاربرد میدانی این روش برای اولین بار در میدان Ritche در جنوب آرکاتراس در سال 1969 صورت پذیرفت ، در این تست گاز CO2 از طریق 3 چاه تزریق می شد و هنگامیکه منبع تامین CO2 دیگر در دسترس نبود ، از این چاه ها به منظور چاه های تولیدی استفاده گرید.
در سیکل تزریقی این فرآیند ، در اثر بالا بودن فشار چاه ، دی اکسید کربن در نفت حل می شود و از طریق متورم نمودن و کاهش و سیکوزیتر نفت خام سبب بهبود وضعیت تولید نفت از طریق رانش نفت بوسیله گاز می گردد، در ادامه فرآیند تزریق چاه بسته می شود تافرآیند جذب گاز توسط نفت و اشباع شدگی اتفاق بیفتد . در دوره ی تولید هنگامیکه به چاه اجازه تولید داده شد، تخلیه فشار به آهستگی صورت می پذیرد و باعث خروج تدریجی CO2 از محلول می شود و یک فاز گازی را تشکیل میدهد این امر سبب خروج نفت از ماتریکس سنگ به سمت کانال های باز می شود و سپس از آنجا به سمت دهانه چاه جریان می یابد.
هنگامیکه در اثر تولید نسبت CO2 به نفت افزایش می یابد دبی تولید نفت کاسته می شود و مجددا چاه در فاز تزریق قرار می گیرد . سیکل های تزریق – تولید تا جائیکه افزایش بازیافت نفت خام دیگر اقتصادی نباشد می توانند تکرار شوند. در سیکل های متوالی هر چه بیشتر CO2 در مخزن نفوذ
می کند : مقادیرعظیمی از نفت خام اشباع می گردد در تست هایی که تا کنون انجام گرفته به نظر می رسد که انجام سیکل حالت بهینه باشد . این دبی تولیدی تقریبا به مدت یکسال پیش از آنکه عملیات تزریق آب در ماه می سال 1970 آغاز گردد ثابت نگه داشته شد و لذا افزایش تولید منحصرا ناشی از فرآیند تزریق CO2 بود. تزریق متناوب آب و دی اکسید کربن در یک مخزن نفتی با وکسیفوتیز بالا به روش پشیانی ، فرآیند جابجایی غیر امتزاجی است. مزیت ممکن این روش نسبت به فرآیند جابجایی که توسط CO2 صورت می پذیرد افزایش قابلیت تحرک پذیری است که سبب انجام فرآیند جابجایی با بازده بسیار کم کردن حجم CO2 مورد نیاز برای تزریق است. البته یک زمان بالقوه در این روش وجود دارد و آن المای به فکر افتادن نفت توسط آب است که باعث می گردد CO2 نتواند بانفت محصور شده ، تماس پیدا کند که البته چون CO2 چندین برابر از مقداری که در آب حل می شود می تواند در نفت حل شود این امر زیان بالقوه توضیح داده شده را تا حدودی تعدیل می کند. پس از تزریق آب در اکثر میادین اجازه افت فشار داده می شود تا مقادیر بیشتری از نفت خام توسط مکانیزم رانش بوسیله گاز همراه بازیافت شود، این در صورتیست که نفت با ادامه تولید در اثر کاهش مقدار CO2 سنگین تر می شود و ویسکوزیتر آن افزایش می یابد.
این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید